خلاصه ای درباره کتاب قلعه حیوانات/ نوشته جورج اورول

درمزرعه اربابی اقای جونز حیواناتی زندگی می کردند که در بین انها میجر پیر خوابی راکه دیده بود می خواست به حیوانات دیگر نقل کند خوابی درمورد رویایی بود اززمین درروزگاری که اثری ازآدمیزاد نباشد. سه روز بعد از سخنرانی میجر پیر مرد و جسد او را در باغ میوه دفن کردند. هوشمندترین حیوانات خوک ها بودند،آنان کار تعلیم و سازماندهی دیگران را به عهده داشتند.شاخص ترین آنها اسنوبال و ناپلئون بودند.ناپلئون حرفش را خوب به کرسی  می نشاند ولی اسنوبال بانشاط تر،با ابتکارتر و سریع تر بود. آقای جونز مزرعه دار آنجا بود.شبی آقای جونز به میخانه رفت و تا ظهر روز بعد برنگشت و حیوانات که صبح غذا می خوردند گرسنه ماندند.او پس از امدن به روزنامه خواندن مشغول شد و تا غروب حیوانات گرسنه ماندند.یکی از گاوها در انبار را شکست و همه مشغول خوردن شدند.آقای جونز نیز آنها را با شلاق زد ولی این برای حیوانات غیر قابل تحمل بود در نتیجه به او حمله کرده و از مزرعه بیرونش کردند.

تدوین هفت قانون حیوان گرایی

1)هر حیوانی که روی دو پا راه برود دشمن است.

2)هرچه روی چهارپا راه برود یا بال داشته باشد دوست است.

3)هیچ حیوانی نباید لباس بپوشد.

4)هیچ حیوانی نباید بر تخت بخوابد.

5)هیچ حیوانی نباید مشروب بنوشد.

6)هیچ حیوانی نباید حیوان دیگر را بکشد.

7)همه حیوانات برابرند.

این قوانین روی دیوار نصب شد و کسانی که خواندن و نوشتن می دانستند آن را خواندند.

تمام ابزارهابرای آدم ساخته شده بود و کار با آنها برای حیوانات مشکل بود.خوک ها کار نمی کردند و فقط راهنمایی می کردند.

 تابستان بود و فصل جمع آوری یونجه.حیوانات با رنج و زحمت فراوان یونجه جمع می کردند ولی راضی و خوشحال بودند چرا که آزاد بودند و نتیجه تلاششان توسط انسان ها تصاحب نمی شد.یک شنبه ها حیوانات کار نمی کردندو جلسه هایی برگزار میشد و کار هفته برنامه ریزی میشد و بعد سرود حیوانات انگلیس را می خواندند.

هر کدام از دو خوک(اسنوبال وناپلئون) نظری می دادند و دیگری بدون استثنا رد می کرد.

فقط خوک ها حق خوردن شیر و سیب را داشتند چرا که آنها وظیفه مهم فرماندهی را به عهده داشتند.

ناپلئون توله سگ ها را به اتاق شیردانی برد و به دور چشم همه آنها را پرورش داد تا اینکه همه آنها را فراموش کردند.

آقای جونز به همراه جمعی از دوستانش به مزرعه حمله کردند ولی با رشادت های اسنوبال انسان ها شکست خوردند.

ناپلئون با کمک هفت توله سگی که پرورش داده بود به اسنوبال حمله کرد و او مجبور شد فرار کند.از آن پس ناپلئون شروع به اجرای تمام طرح های اسنوبال کرد که تا آن زمان با آنها مخالفت می کرد.همچنین جلسات روز یک شنبه را تعطیل کرد و آن را وقت تلف کردن دانست.

سخنگوی ناپلئون اعلام کرد که او هرگز با اجرای طرح ها مخالف نبوده ولی اسنوبال طرح های او را دزدیده بوده و او به این دلیل ناراحت بوده.بدین ترتیب ساخت آسیاب بادی شروع شد.حیوانات سخت کار می کردند ولی راضی و خوشحال بودند چون کارشان با موفقیت پیش می رفت.

ناپلئون اعلام کرد در مواقع ضروری باید با مزارع مجاور معامله کنند تا بتوانند زندگی بهتری داشته باشند چرا که روز به روز بدتر و بدتر می شد ولی هیچ کس اعتراض نمی کرد و همه راضی بودند.

خوک ها در ساختمان اصلی مستقر شدند واز امکانات انسان ها استفاده می کردند.یکی از حیوانات که عاقل تر از بقیه بود کلوور نام داشت،او به یاد آورد که در هفت قانون خوابیدن حیوانات روی تخت ممنوع اعلام شده بود.ولی هنگامی که قانون را خواند در نهایت تعجب دید که نوشته هیچ حیوانی نباید با ملحفه روی تخت بخوابد.

تخریب آسیاب بادی توسط انسان ها:با حمله مجدد انسان ها آسیاب خراب شد و تمام تلاش حیوانات به باد رفت.

کمبود آذوقه،کم شدن جیره غذایی حیوانات

اجبار مرغ ها به تخم گذاری بیشتر و شورش مرغ ها:مرغ ها برای نشان دادن اعتراض خود تخم هایشان را شکستند.ناپلئون با شنیدن این خبر چند تن از مرغان را کشت.باز هم کلوور یکی از قوانین را به یاد آورد و دوباره آنها را از روی دیوار خواند:هیچ حیوانی حق ندارد بی دلیل حیوان دیگری را بکشد.حیوانات فکر کردند قسمت بی دلیل را فراموش کرده اند.

انسان هایی که ناپلئون با آن ها معامله می کرد او را فریب دادند و همچنین با گذاشتن مواد منفجره در آسیاب بادی آن را معدوم کردند.حیوانات خشمگین شدند و انسان ها را بیرون کردند ولی حیوان پیر و زحمت کش باکسر زخمی شد.خوک ها به خاطر این پیروزی جشن گرفتند و تا صبح شراب نوشیدند.باز هم سرپیچی از قوانبن توسط خوک ها قانون پنجم را به یاد حیوانات آورد ولی بعد از خواندن دوباره آن فهمیدند اشتباه می کردند.قانون اینگونه نوشته شده بود:هیچ حیوانی نباید بیش از حد شراب بنوشد.

 باكسر به محض بهبود بيشتر از قبل كار ميكرد و كلوور و بنيامين به او هشدار دادند ولي توجهي نميكرد. او ميخواست قبل از باز نشستگي آسياب بادي را ساخته شده ببيند وآرزوي ديگري نداشت.

سكوئيلر گفت بايد ترتيبي داده شود تا او به مزرعه ويلينگون براي معالجه فرستاده شود. حيوانات مخالف بودند ولي او آنها را قانع كرد.

وانتي براي بردن باكسر رسيد.

حيوانات با باكسر خداحافظي كردند بنيامين گفت : احمق ها ! روي باركش را بخوانيد.

نوشته شده بود : ذبح كننده اسب مزرعه ويلينگون.

سكوئيلر گوسفندان را يك هفته به گوشه اي برد و مي گفت دارد سرودي جديد به آنها مي آموزد.

شبي كلوور شيهه ترسناكي كشيد. حيوانات به طرف او رفتند.

سكوئيلر بر دو پاي عقبش راه ميرفت. بعد از او صف طولاني خوك ها در حيات بر دو پا رژه ميرفتند. گوسفندان بع بع ميكردند: 4 پا خوب 2 پا بهتر!!

●تبديل هفت فرمان به يك فرمان : همه حيوانات برابرند ولي برخي برابر ترند.

●بازديد آدمها و همكاران پلينكتون از قلعه و ضيافت رسمي مشترك آنها با خوك ها

●شباهت عملي خوك ها با آدمها و همزيستي مسالمت آميز آنها

●شبي آدمها به ساختمان اصلي آمده بودند و جنبشي بر پا بود حيوانات از پنجره آنها را مينگريستند.آنها ديگر نمي توانستند خوك ها را از آدمها تشخيص دهند

نقد مزرعه حیوانات: کشور روسیه (مزرعه مانور) در آستانه قرن بیستم کشوری پهناور و نظامی گرا بود که پادشاهی دارای قدرت مطلق به نام تزار (آقای جونز) بر آن فرمان می راند. جامعه روسیه دچارشکاف طبقاتی بزرگی بود زمینداران ثروتمند (انسانها)وکشاورزان فقیر(حیوانات مزرعه)

روسیه ی دیکتاتوری در وضعیتی اسفبار به سر می برد. شرکت روسیه در جنگ جهانی اول، این کشور را از توان انداخته بود. کشور از تلفات انسانی بسیار بالا، کمیابی مواد غذایی و سوخت، تورم سر به فلک کشیده، آسیب دیده بود. با وجود پهناور بودن مزارع روسیه و کشاورزی پر رونق، این کشور دارای اقتصادی بسیار ضعیف بود. در نتیجه روسیه حتی از تغذیه ی مردم خود نیز عاجز بود! از طرف دیگر این کشور مورد طمع چهار دولت بزرگ آن زمان یعنی آمریکا، فرانسه، انگلستان و ژاپن قرار گرفته بود. آمریکا به فکر داشتن پایگاهی بزرگ در اروپا بود؛ فرانسه به دنبال محصول گندم منطقه اوکراین بود؛ انگلستان در پی دستیابی به منابع عظیم نفتی روسیه در سیری و بالاخره ژاپن هم که به شدت در حال رشد اقتصادی بود و مناطقی از چین را نیز به تصرف در آورده بود چشم به قسمتهایی از خاک روسیه دوخته بود ( رفتارهای مزرعه های همسایه).

روسیه دارای دو حزب بزرگ با دو خط فکری مخالف هم بود. حزب حاکم شامل اندیشه های دموکراتیک مشروطه (انسانها) و دیگری سوسیال دموکرات با اندیشه هایی مارکسیستی ( خوکها).

 اعتصاب های کارگری، تظاهرات دانشجویی و ناآرامی های سیاسی در جامعه تاری روسیه به شدت افزایش یافت. این وضعیت فرصتی را در اختیار جنبش کوچک اما بسیار فعال مارکسیستی گذاشت که نتیجه ی آن وقوع انقلابی در فوریه ی ۱۹۱۷ و بر روی کار آمدن یک دولت موقت سوسیال دمکرات بود. اما این دولت نیز همانند حکومت تزاری نتوانست خواسته های دهقانان روسی را بر آورده کند. در نتیجه انقلاب دومی که در اکتبر سال ۱۹۱۷ به وقوع پیوست، مارکسیستها ( خوکها) به سرکردگی لنین (میجر پیر) بر سر کار آمدند.

لنین و پیروانش با الهام از نوشته های فیلسوف آلمانی کارل مارکس، طرفدار تشکیل نظام سوسیالیستی – کمونیستی بودند که ترویج دهنده برابری و حذف طبقات اجتماعی بود. لنین بعد از سر کار آمدن شعار « نان ، زمین ، صلح » (چهارپاها خوب ، دوپاها بد) را مطرح ساخت که مورد توجه اکثریت مردم روسیه قرار گرفت. لنین و همفکرانش در صدد بر آمدند تا اندیشه های مارکسیتی و کمونیستی خود را به دیگر کشورهای دنیا نیز منتشر کنند (فرستادن کبوترها به مزارع اطراف). اما کشورهای آمریکا، فرانسه و انگلستان که دارای نظامهایی امپریالیستی بودند، از گسترش نظام کمونیستی به سایر ملل جهان به شدت میترسیدند و درصدد مقابله با آن بر آمدند           ( برخورد مزارع همسایه با سرود حیوانات) .

لنین (میجر پیر) که طی سوء قصدی در سال ۱۹۱۸ به سختی زخمی شده بود، در دو سال آخر زندگی عملا از هدایت حزب و کشور ناتوان مانده بود. رهبری حزب به دست دو تن از یاران نزدیک او افتاد که با هم دشمنی دیرینه ای داشتند: تروتسکی (اسنوبال) و استالین (ناپلئون) .

نکته جالب درباره تطابق داستان قلعه حیوانات با آنچه بعد از انقلاب ۱۹۱۷ به وقوع  پیوست در این است که تروتسکی (اسنوبال) نقش بیشتری در مقابل استالین (ناپلئون) در پیروزی انقلاب و همچنین ساماندهی و تاسیس حزب کمونیست اتحاد شوروی داشت!

معمولا این دو نفر یعنی استالین و تروتسکی درباره بیشتر مسائل با هم دیگر اختلافات زیادی داشتند (ساخت آسیاب) . به طور مثال تروتسکی نظریه ای را مطرح کرد به نام « انقلاب دائمی جهان » که بر اساس این نظریه نظام کمونیستی باید به سایر ملل جهان صادر شود. اما استالین خواهان برقراری نظام سوسیالیسمی در یک کشور واحد بود یعنی زندگی مسالمت آمیز کشور کمونیستی شوروی در کنار ملل غیر کمونیستی. اگرچه او بعد از مدتی تغییر عقیده داد و در صدد صدور اندیشه های کمونیستی به سایر ملل بر آمد (مخالفت ناپلئون با ساخت آسیاب و سپس … ).

بعد از انقلاب اما وضع مردم آن چنان تغییر عمده ای نکرده بود. کم کم زمزمه های مخالفت و آشوب از گوشه و کنار شنیده می شد. استالین از وضع موجود برای رسیدن به قدرت استفاده کرد. استالین محبوبیت خود را مدیون معرفی خودش به عنوان «مرد خلق» از طبقات فقیر بود. مردم روسیه از جنگ جهانی و جنگ داخلی خسته بودند و سیاست استالین در تمرکز بر ساختمان «سوسیالیسم در یک کشور» پیغام ضدجنگی مثبتی در خود داشت. استالین بعد از رسیدن به قدرت سریعا تغییر رویه داد و به کمک چکا « پلیس مخفی روسیه» که خود موسس آن بود ( نُه قلاده سگ وحشی) تک تک مخالفش را از سر راه برداشت.

او ابتدا تروتسکی را به جرم مخالف تبعید کرد و سپس با کمک چکا در کشور مکزیک او را به قتل رساند. همچنین استالین افراد بلند مرتبه ای از حزب همچون « سرگی کیروف ، زینوویف  و  کامنف » را از قدرت کنار زد (کشتن سه خوک) تا به تنهایی ریاست حزب و همچنین رهبری شوروی را بر عهده گیرد.

استالین با کمک پلیس مخفی بسیار فعالی که داشت تمام مخالفان را کنار زد (کشتار حیوانات) . او پیوند عدم تعرضی با هیتلر بست ( تجارت با انسانها) .


در یک کلام  استالین را هیچ گاه نمی توان پیرو حقیقی اندیشه های مارکس و لنین محسوب کرد.

بورژوا(سرمايه دار)=انسان ها ….. پرولتاريا(کارگر)=حيوانات مزرعه.

راي گيري اي كه براي حيوانات غير اهلي صورت گرفت كنايه اي بود به اينكه در مواقع مختلف، سوسياليست ها، گاه خرده بورژواها (سرمايه دار جزء /حيوانات وحشي) را در طرف خود مي دانستند و گاه در طرف دشمن .

 پرچم سبز با نقش سم و شاخ (پرچم قلعه حيوانات) =پرچم سرخ با نقش داس و چكش (پرچم شوروي)

موزر كلاغ نمادي ست از طبقه ي روحاني كه همدست با آقاي جونز (تزار) بوده و مدام از زندگي پس از مرگ و بهشت و نعمت هاي آن وعده مي دهد تا حيوانات را از شورش بر عليه زور و بر عليه فلاكت خود ، باز دارد.

 گوسفندان نمادی هستند از انسان های احمقی که بدون فکر ٬ سخنان رهبر خود را قبول می کنند و با ایجاد هرج و مرج و تظاهرات و شعارهای احمقانه ٬ ناآگاهان را فریب می دهند و به ایجاد مقبولیت عمومی آن رهبر ٬ کمک می کنند.

 آقای جونز که تزار نیکلای دوم است.

همسايگان آقاي جونز :

مزرعه ي فاكس وود نماد متفقين (فرانسه و انگليس ) است و مالك آن پپل كينگتون نماد سياستمداران فرانسه و انگليس در فاصله ي دو جنگ جهاني است (نويل چمبرلين نخست وزير بريتانيا و همتاي فرانسوي اش) كه سهل انگار بودند و امپراطوري هاي وسيعشان رو به انحطاط مي رفت .

مزرعه ي پينج فيلد، آلمان نازي است و مالك آن آقاي فدريك كه كشورش كوچكتر است و خودش خشن و باهوش ، همان هيتلر است .

رابطه ی این همسایگان ٬ شکرآب است (خصومت در روابط آلمان و متفقین در فاصله ی دو جنگ).

ناپلئون(استالين) در حالي كه شعار “مرگ بر فدريك(هيتلر)” سر مي دهد و مي خواهد با پيل كينگتون(متفقين) رابطه برقرار كند ناگهان موضعش را عوض كرده و با فدريك(هيتلر) قرارداد امضا مي كند(قرارداد عدم تعرض اوت 1939 آلمان و شوروي). او به آقاي فدريك الوار فروخت اما فدريك تقلب كرد (شروع روابط بازرگانی آلمان و شوروی و سپس شکست این روابط ) و با نيرويي زياد به قلعه حيوانات حمله كرد(عمليات بارباروسا و حمله نازي ها به شوروي) ؛ اما حيوانات به داخل ساختمان عقب نشيني كردند(عقب نشيني ارتش سرخ به پشت دوازه هاي مسكو ، لنينگراد و استالينگراد) و در فرصت مناسب حريف را از پا درآوردند(بيرون راندن آلمان ها از شوروي).

اسنوبال مسئول عمليات دفاعي ست مانند تروتسكي كه فرمانده ارتش سرخ بود.

اسنوبال(تروتسكي) محبوبتر از ناپلئون(استالين) بود ولي ناپلئون با هرج و مرج و پليس مخفي خود(سگها) به قدرت رسيد و بوروكراسي(ديوان سالاري) را به عنوان نظم جديد ، حكم فرما كرد.

هرگاه بحثي در ميگرفت خوكها موضوع “بازگشت آقاي جونز” را پيش مي كشيدند و با اين حربه ، همه را ساكت مي كردند و اين دقيقا روش استالين بود.

شروع معامله ي آن ها با انسان ها بر سر معامله ي ماشين آلات با مواد خام ، و همچنين بروز قحطي در مزرعه و تحريف واقعيات، انطباقي شگفت با تاريخ شوروي دارد.

انسان ها(جهان سرمايه داري) ابتدا از قلعه حيوانان(بلوك شرق) تنفر داشتتند اما چون به مواد خام نيازمند بود (نفت و غله ي شوروي) ، تصميم به برقراري رابطه گرفتند .

آقاي ويمپر ممكنه “مولوتف” ، كميسر خارجي شوروي باشه كه مذاكرات با آلمان و متفقين را انجام مي داد.

 آسياب بادي نمادي از سيستم اقتصادي جديد شوروي ست كه اول اصلا سودآور نبود اما سپس رونق گرفت و انسان ها(سرمايه دارها) با ديدن آن لب به تحسين مي گشودند.

 جنگ “گاوداني” اشاره اي ست به كمك متفقين به ارتش سفيد اوكراين براي جنگ با ارتش سرخ در سال 1919 كه به تصرف اوكراين به دست ارتش سرخ و بلشويك ها انجاميد.

 مزرعه غني تر شده بود اما فقط خوك ها و سگ ها(رهبران شوروي) از آن بهره مي بردند و وضع بقيه از دوران آقاي جونز(تزار) نيز بدتر بود اما با آمار و ارقام ، وضع آن ها را خوبتر نشان مي دادند.

كشتار وسيع ناپلئون نشان دهنده ي جنايات فراوان استالين است . او 5 ميليون از مخالفانش را از بين برد .

ميلوان جيلاس در باره ي او مي گويد: استالين بزرگترين جنايتكار تاريخ بود‌ [البته هيتلر اوله و  استالين دوم] و بايد آرزو كنيم كه اين لقب همچنان براي او باقي بماند ، يعني خدا نكند كه كسي خونريزتر و شرورتر از او در دنيا پيدا شود.

در آخر كتاب، خوك ها و آدمها(به ويژه آقاي پيل كينگتن) مهماني مشترك مي گيرند ( اشاره به حضور چرچيل و روزولت، سران متفقين، در شوروي ) و خوكها كاملا شبيه آدم ها مي شوند و در اين ميان حيوانات بيچاره كه روزي بنده ي آدم ها بودند اينك برده ي خوك ها شده اند.

در پاراگراف آخر ، بلافاصله بعد از دوستي كوتاه بين آدمها و خوكها ، آن ها شروع به جدال و جروبحث مي كنند كه نشان دهنده ي پيش بيني زيركانه ي نويسنده ست كه در سال 1944 وقايع 2-3 سال بعد و شروع “جنگ سرد” رو به خوبي پيش بيني           مي كنه.

وقتي مرغ مي گويد «تحت توجهات رهبر ما رفيق ناپلئون من ظرف شش روز پنج تخم كرده ام» و يا گاو مي گويد «به مناسبت رهبري خردمندانه رفيق ناپلئون آب گوارا شده است» ناباورانه است كه اين موضوع در شوروي سابق حقيقت داشته و در دوران استالين، كودكان هر روز صبح كنار ميزهاي تحريرشان مي ايستادند و مي گفتند: «سپاس رفيق استالين براي اين زندگي خوشبخت!!»

مقایسه بین مزرعه حیوانات وتوتالیترایسم

مزرعه حیوانات در شکل یک داستان بسیار سرگرم کننده درباره حیوانات است و داستان انقلابی است که دچار اشتباه می شود و بر اساس نگاهی به انقلاب روسیه و استفاده “ژوزف استالین” از قدرت نوشته شده است. پیام کلی این است که تمایل انسان برای قدرت, ایجاد یک جامعه بدون طبقه اجتماعی را غیر ممکن می کند. هر کدام از حیوانات در داستان یک تصویر کلی یا نوع خاصی از فرد را در زندگی واقعی نشان می دهند. خوک هایی که می توانند بخوانند و بنویسند و سایر حیوانات را رهبری و سازمان دهی کنند; رهبران بلشویک هستند, ناپلئون استالین است و اسنوبال تروتسکی. طبقه کارگر توسط اسب پیر و صبوری به نام باکسر نشان داده می شود.

داستانی است در مورد انقلاب حیوانات یک مزرعه بر علیه صاحبشان و اینکه بعد از انقلاب کم کم بین حیوانات شکاف ایجاد می شود و گروهی به عنوان حیوانات برتر اقدام به تغیر اهداف انقلاب که بر روی دیواری نوشته شده بود می کنند و کار به جایی می رسد که شرایط از زمان قبل از انقلاب بدتر می شود و …..
نسخه وطنی چنین داستانی رو هم میشه در نون و القلم جلال ال احمد دید که مردمی بر علیه حاکم شورش می کنند و خود حکومتی دیگر به راه می اندازند و وضع مناسبی ایجاد میکنند اما کم کم بنا به جدایی رهبران شورش از مردم و برخی خیانت ها و …. ان حکومت مناسب و خوب انقلابی از بین رفته و نابود می شود

توتالیترایسم عبارت است از استبداد سازمان یافته متمرکز وفراگیر ازناحیه دولت ونهادهای بورکراتیک ان است توتالیترایسم متکی به قدرت واحد فراگیر وایدئوژی مدرن است یک حزب واحدی میباشد که براریکه قدرت می نشیند دربعد سیاست اداره امور کشوردربخش اقتصاد فرهنگی اعتقادی سیاسی دربر می گیرد

Animal Farm- Gorge Orwell
Audio book- Download free in Persian

دانلود با لینک مستقیم:

دانلود بخش اول (حجم: 6MB)                    دانلود بخش دوم (حجم: 7.1MB)

دانلود بخش سوم (حجم: 11.3MB)            دانلود بخش چهارم (حجم: 7.4MB)

Advertisements

تاگەکان: , , , , , , , , ,

3 Responses to “خلاصه ای درباره کتاب قلعه حیوانات/ نوشته جورج اورول”

  1. دكتر عبدالرحمن قاسملو و كردستان/ بهزاد خوشحالی « وێبلاگی هەنـــــــدەران Says:

    […] پێوەندیدار یەک: تیرۆری دوکتۆر قاسملوو لە زمانی چەند شایەتحاڵێکەوە بیست سال پس از سوقصد به قاسملو، پرونده قتل رهبر حزب […]

  2. وێبلاگی هەنـــــــدەران Says:

    […] پێوەندیدار یەک: تیرۆری دوکتۆر قاسملوو لە زمانی چەند شایەتحاڵێکەوە بیست سال پس از سوقصد به قاسملو، پرونده قتل رهبر حزب […]

  3. دكتر عبدالرحمن قاسملو و كردستان/ بهزاد خوشحالی/ 1 « وێبلاگی هەنـــــــدەران Says:

    […] پێوەندیدار یەک: تیرۆری دوکتۆر قاسملوو لە زمانی چەند شایەتحاڵێکەوە بیست سال پس از سوقصد به قاسملو، پرونده قتل رهبر حزب […]

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: