هزار و شصت میلیارد ریال بودجه و چند صد گلوله برای کشتار مرزنشینان غرب کشور/ مجتبی سمیع‌نژاد

طرح انسداد مرزها در مناطق غربی کشور که بدون هیچ طرح مکمل اقتصادی چندین سال است اجرا می‌شود، تنها به وضعیت بد اقتصادی مناطق کردنشین و کشتار مرزنشینان انجامیده است. سالانه بودجه های کلانی از جانب حکومت ایران به منظور مقابله با ورود کالاهای قاچاق به نیروهای انتظامی داده میشود و با آن بودجه به جای روشهای اصولی پیشگیری دهها و صدها شهروند کرد کشته و زخمی میشوند. این مئسله در مرزهای جنوب شرقی ایران، در بلوچستان هم بهمین منوال است و این درحالی است که به جای اشتغال آفرینی، کشتار کردها، انسداد مرزها، ساخت دیوار و راهکارهایی از این دست در دستور کار قرار گرفته است. هیچ یک از این راهکارها فایده ای نداشته و غیر از داغدار کردن خانواده دهها شهروند کرد فقیر و طبقه پایین جامعه تاثیری نداشته است. این روزها که روزانه خبری از کشته یا زخمی شدن یک کرد دیگر در مناطق مرزی در رسانه ها بازتاب می یابد، شاهد آن هستیم که گویا فرماندهی نیروهای مرزبانی کشور گفته که سلاحهای جدیدی برای حفاظت از مرزها بکار گرفته میشود و برای این کار هم باز بودجه کلانی در نظر گرفته شده است. در حالی که  مبادی اصلی ورود کالاهای قاچاق، بنادر و اسکله های اختصاصی سپاه پاسداران و آقازاده ها هستند و گمرکهای رسمی که از ورود میلونها دلار کالای ممنوعه به کشور چشم پوشی میکنند اما در عمل همه نگاهها به کردستان و مرزهایش دوخته شده. گزارشی را که در زیر میخوانید نوشته ایست از مجتبی سمیع نژاد که سال گذشته منتشر شد اما انتشار مجددش خالی از لطف نیست.

قرار شد که؛

 از سال ۱۳۸۵ طبق تصویب دولت «طرح انسداد مرزها» در آذربایجان غربی در قالب طرح‌های عملیاتی نصر ۱ ، ۲ و ۳ و از  سال ۱۳۸۷  در کردستان در دو مرحله ۱۵ و ۲۰ روزه اجرا شود. حفر کانال، ساخت دیوار بتنی، ایجاد سیم خاردار، ساخت برجک و راه اندازی سامانه‌های الکتریکی و الکترونیکی از جمله راه‌کارهایی بود که «طرح انسداد مرزها» در غرب کشور را اجرایی می‌کرد.

قرار بود که؛
هدف این طرح مبارزه با قاچاق کالا و مبادلات غیر قانونی، توسعه و شکوفایی اقتصادی کشور، جلوگیری از تهاجم فرهنگی و حفظ فرهنگ ایرانی اسلامی، بهبود وضعیت مرزنشینان، جلوگیری از قاچاق و قطع دست قاچاقچیان و زراندوزان از راه حرام باشد. این‌ها را سرتیپ پاسدار احمدرضا رادان جانشین فرمانده‌ی نیروی انتظامی گفته بود. (۱)
هم‌چنین احیای بخش‌های کشاورزی و کارخانه‌های در معرض تعطیلی استان، توسعه و شکوفایی اقتصادی کشور  هم از دیگر اهدافی بود که مقامات عالی انتظامی کشور در مورد طرح انسداد مرزها گفته بودند.

نتیجه این شد که؛
نیروی انتظامی بدون اجازه کشاورزان دست به حفر کانال در زمین‌های آنان زده و با ایجاد مشکلات بسیار زیاد برای مرزنشینان (۲) کمک شایان توجهی به تخریب زمین‌های کشاورزی کرد.
هم‌چنین نیروی انتظامی با حفر کانال برای بستن مرزها تجارت بومی مردم سقز و بانه را تعطیل کرد. دیگر این‌که آنانی که در آن طرف مرز دوستان و آشنایانی داشتند از دیدارشان به صورت قانونی ممنوع شدند، چرا که دیدارشان با هم گویا «تهاجم فرهنگی» بوده است!

دولت احمدی‌نژاد مدعی شد که؛
در عرض سه سال در مناطق غربی کشور ۳۰ هزار شغل ایجاد کرده است (۳)، این رقم در مصاحبه‌های اشخاص مختلف دولتی از ۳۰ هزار به ۶۰ هزار هم رسید. این ایجاد شغل از سال ۱۳۸۴ بود الی ۱۳۸۷. به قول خود جناب احمدی‌نژاد در سه سال، کاری کردند که هیچ‌کس در سی سال نکرده بود!

اما خبر رسید که؛
کارخانه تولید قطعات پزشکی سنندج به علت مشکلان مالی و غیره، کارگرانش را تعدیل کرده است. (۴) در همان زمان اعلام آمار  دولت، کارگران ریسندگی پرریس سنندج به خاطر عدم دریافت حقوق اعتصاب کردند (۵)، بعدتر اعلام شد که ۲۰۰ کارگر شهرداری سقز ۳ ماه حقوق نگرفته‌اند، (۶) هم‌چنین سال گذشته خبر رسید ۱۵۰ کارگر سقزی شاغل در سد در دست ساخت «استراتوس» از کار اخراج شده‌اند، چرا که پیمانکار پولی برای پرداخت نداشته است. (۷)

در همان زمان اعلام این آمار از سوی دولت، خبر رسید کارفرمای پروژه ساخت سد سیاه زاخ از بکارگیری یک صد کارگر ساده مشغول به کار دراین پروژه عمرانی سرباز زده است، در همان زمان مدیرعامل شرکت شهرک های صنعتی استان کردستان آمارهایی از متوقف شدن ساخت ۱۰۰ واحد صنعتی ارائه داد (۸)؛ در مناطق غربی کشور؛ همان‌جایی که دولت احمدی‌نژاد مدعی ایجاد دست کم ۳۰ هزار شغل جدید بود.
این‌ها که رفت تنها مشتی از خروار بود…

این‌گونه  شد که؛
کردستان محروم از همه چیز، محروم‌تر از همیشه شد، کارخانه‌ها و کارگاه‌های ورشکسته، کارگران بیکار و خانواده‌ها در تنگنا، وضعیت مناطق مرزنشین در پی این مشکلات اقتصادی و تاثیر گرفتن از آن و در پی اجرای «طرح انسداد مرزها» بدتر و بدتر از همیشه شد.
روال کار این شد که؛
«کولبری و کاسبکاری» رونق گرفت و نان به بهای جان شد. عده‌ای پای پیاده تا آن سوی مرزها می‌روند و طاقه‌های پارچه، چای، حبوبات و… را بر کول خود گذاشته و پای پیاده باز می‌گردند. عده‌ای دیگر، یک اسب، قاطر، وانتی تهیه کرده و از کولبران اجناس را گرفته برای فروش به شهر می‌برند. اولی‌ها را مرزنشینان در اصطلاح کولبر و گروه دوم را کاسبکار می‌نامند. این‌ها همیشه بوده‌اند، اما این مشکلات اقتصادی و این طرح‌ها عده‌ای بیشتری را بدین کار سوق داد.

فاجعه این است که؛
نیروهای انتظامی دستور شلیک مستقیم به سمت کسانی را دارند که بدون اجازه در مرز تردد می‌کنند و به طرح «انسداد مرزها» توجه نمی‌کنند. این دستور آن‌جا رنگ جدی‌تر و خشن‌تری به خود می‌گیرد که نیروهای انتظامی می‌توانند حتا در صورت مظنون شدن به یک فرد هم به سمت او شلیک کنند.
این است که هر روزه یک مرزنشین یا در این مناطق زخمی می‌شود و یا جان‌اش را از دست می‌دهد. عمده‌ی کسانی که در مرزهای غربی کشور تردد می‌کنند مرزنشینان فقیری هستند که تنها راه و امکان تامین مایحتاج زنده‌گی‌شان کولبری یا کاسبکاری است و همینان هستند که عمدتا با گلوله‌های نیروهای انتظامی از پا در می‌آیند. در بهترین حالت آن‌ها حیوانات بارکش‌شان را از دست می‌دهند، حیوانات وسیله‌ی ارتزاق آن‌ها هستند.
سال گذشته بر طبق آمارهای جمع‌آوری شده دست کم نزدیک به ۱۰۰ کولبر و کاسبکار مرزنشین بر اثر شلیک مستقیم نیروهای انتظامی جان خود را از دست دادند و ده‌ها نفر زخمی شدند. (۹)  آن‌ها تنها به خاطر نان، جان داده‌اند.

مساله این است که؛
به وضعیت بد اقتصادی مردم این منطقه هیچ رسیده‌گی نمی‌شود. طرح انسداد مرزها به آسیب به بخش کشاورزی و اقتصادی مردم مرزنشین انجامیده است. به اشتغال مرزنشینان به عنوان یک طرح مکمل اندیشیده نشده است. به ایجاد بازارچه‌های مرزی فکر نشده و صدور کارت‌های تردد محلی از اعراب ندارد، اجازه‌ی واردات و صادرات به مردم این منطقه داده نشده است و آن‌ها برای احتیاج‌شان مجبور به خطر کردن هستند.
به علت عدم پویایی اقتصادی این منطقه و عدم توجه دولت و ایجاد زمینه‌های اوضاع بد اقتصادی، اتهام قاچاق کالا برای کولبران و کاسبکاران بی‌معنی جلوه می‌‌کند، در نگاهی دیگر از ویژه‌گی‌های مرزنشینان است که در آن سوی مرزها بسته‌گان و آشنایانی داشته باشند و تردد آن‌ها امری است کاملا طبیعی. با این حساب و با این تفاصیل است که گلوله‌های شلیک شده به سوی آنان بی قانونی محض و کشتاری بی‌رحمانه است.
آخر این‌که؛
مصطفی محمدنجار وزیر کشور دولت احمدی‌نژاد روزهای گذشته خبر داد: امسال برای اجرای طرح انسداد مرزی در کشور هزار و ۶۰ میلیارد ریال هزینه می‌شود. او گفت این هزینه «به منظور مبارزه با قاچاق کالا، جلوگیری از تردد غیر مجاز و ایجاد امنیت» مصرف می‌شود! (۱۰)
اما نگفت که برای اقتصاد این منطقه چه مقدار بودجه تامین شده و چه راه‌کارهایی وجود دارد. نه او و نه هیچ کس دیگر اشاره نکرده است که مسئول این کشتار بی‌رحمانه و هر روزه کیست و چرا از ابتدای سال جاری تا کنون ۱۵ کشته دیگر گزارش شده است؟ و این‌که تا پایان سال چند مرزنشین دیگر با شلیک مستقیم گلوله جان خواهند داد.
و آیا هم‌چون سال گذشته برای خانواده‌های فقیر کشته شده‌گان دیه ۱۰۰ هزار تومانی در نظر گرفته می‌شود؟ (۱۱)
از مناطق غربی کشور صدای گلوله می‌آید.

منابع:
۱٫ خبرگزاری ایرنا، ۲۸ آذر ۱۳۸۷
۲٫ فخرالدین حیدری، نماینده بانه و سقز در مجلس شورای اسلامی در مصاحبه باشگاه خبرنگاران  ۱۲ دی ۱۳۸۷
۳٫ غفوری استاندار کرمانشاه، گفت‌وگو با ایلنا، ۲۶ اسفند ۱۳۸۷
۴٫سایت خبری کردنیوز، ۱۶ فروردین ۱۳۸۸
۵٫ سایت خبری کردنیوز، ۱۲ بهمن ۱۳۸۷
۶٫ خبرگزاری ایلنا ۱۶ دی ۱۳۸۷
۷٫ خبرگزاری ایلنا ۶ دی ۱۳۸۷
۸٫ خبرگزاری ایرنا ۴ دی ۱۳۸۷
۹٫ خبرگزاری رهانا ۵ فرودین ماه۱۳۸۹
۱۰ خبرگزاری مهر ۱۴ فروردین ۱۳۸۹
۱۱٫ خبرگزاری رهانا ۱۳ اسفند ۱۳۸۸

منبع: رهانا

Advertisements

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  گۆڕین )

w

Connecting to %s