۹ زن کرد، قربانی قتل های ناموسی در نیمه اول سال ۸۷/ بۆ ئاڕشیو/ رادیۆ فەردا

در ايران ۱۲ ميليون کرد (۱۵ درصد جمعيت) زندگی می کنند که محل سکونت آنها در غرب و شمال غربی کشور است. او از قبل می دانست که کشته خواهد شد. فرشته دو روز قبل به مرکز نگهداری بيماران روانی، جايی که مادرش نگهداری می شود، رفته بود و از آنها خواسته بود اجازه دهند تا آنجا بماند، اما آنها به هيچ انسان سالمی پناه نمی دهند. فرشته نجاتی، بازگشته بود و ساکی از لباس هايش را به همسايه شان سپرده و گفته بود: دير يا زود من را می کشد. اين ها را يادگاری نگه دار. روز بعد، جسد او را در حالی که پدرش به اتهام رابطه نامشروع سرش را از تن جدا کرده بود پيدا کردند. بعد از سال ها زندگی با مردی که ۱۸ سال از خودش بزرگتر بود و بعد از اتهامی که پدرش به او وارد کرد، پزشکی قانونی اعلام کرد: فرشته نجاتی باکره بوده است.»

فعالان حقوق زنان می گویند که در سال جاری آمار گزارش قتل های ناموسی در ایران افزايش داشته است.

در حالی که روز گذشته «کميته عليه خشونت های ناموسی» آمار قتل های ناموسی در پنج ماه اول سال جاری را شش مورد ذکر کرده بود، پروين ذبيحی، فعال مسائل زنان در کردستان ايران به راديو فرداگفت: «آماری که از طريق کميته اعلام شده ممکن است از واقعيت کمتر باشد زيرا تنها از دیروز( یکشنبه) تا به حال خبر سه قتل ديگر به دست ما رسيده که با تکميل شدن جزييات آن ها را هم اعلام خواهيم کرد.»

به گفته خانم ذبيحی، در يک مورد زنی توسط همسرش از کاميون در حال حرکت به بيرون پرتاب شده و دو مورد هم خودسوزی زنان اتفاق افتاده است. با همه اين ها خانم ذبيحی می گويد:« مشخص است که آمار خيلی بالاتر از اين است.»

از آخرين موارد قتل های ناموسی منتشر شده می توان به دو مورد در سنندج، سه مورد در مريوان و يک مورد در پيرانشهر اشاره کرد. در اين ميان قتل «فرشته نجاتی» از بحث برانگيز ترين موارد بود.

فرشته نجاتی دختری ۱۸ ساله بود که پس از دو سال زندگی با مردی که ۱۸ سال از او بزرگتر بود، به خانه پدرش بازگشته بود. اما پدرش به اتهام رابطه نامشروعی که هيچ گاه اثبات نشد، او را سر بريد.

فعالان حقوق زنان در کردستان، مراسم تشييع جنازه فرشته را اتفاقی نادر در کردستان می دانند. زيرا در روز تشيع جنازه وی تعداد زيادی از زنان، برخلاف رسوم رايج منطقه، در مراسم حضور يافتند. اين حضور غير منتظره با حمايت مردان کرد روبرو شد و به سر دادن شعارهايی عليه قوانين تبعيض آميز ختم شد.

از آخرين موارد قتل های ناموسی منتشر شده می توان به دو مورد در سنندج، سه مورد در مريوان و يک مورد در پيرانشهر اشاره کرد. در اين ميان قتل «فرشته نجاتی» از بحث برانگيز ترين موارد بود.

خانم ذبيحی دليل افزايش آمار را افزايش تعداد قتل های ناموسی نمی داند. وی معتقد است:« هرچند قتل ناموسی در غرب، جنوب و جنوب شرقی کشور خيلی زياد است. اما دو مسئله در اين ميان صادق است. اول اين که اطلاع رسانی زياد شده است و دوم اين که حساسيت مردم به اين موارد بيشتر از قبل است.»

به اعتقاد خانم ذبيحی، قتل های ناموسی در همه جای ايران اتفاق می افتد اما  آنجا که سنت، عشيره، ايل و آداب و رسوم غلط، به قتل های ناموسی مشروعيت آسمانی می بخشد، آمار بالاتر است.

اين فعال حقوق زنان در مورد برخورد قانون با قتل های ناموسی گفت: «متاسفانه با تجربه ای که وجود دارد آن کسانی که می کشند و مجری اين فرهنگ هستند، می دانند که قانون با آنها هيچ کاری ندارد و حتی به نوعی مورد حمايت نيز قرار می گيرند، در نتيجه اين فرهنگ تداوم پيدا کرده و باقی می ماند. آنها می دانند که با حکمی سبک روبرو بوده و با کوچکترين شانس، تبرئه می شوند. در اين ميان هيچ حمايتی از کسانی که مورد آزار قرار گرفته اند صورت نمی گيرد و حتی کسانی که در اين زمينه دست به اعتراض می زنند، دستگير شده و مورد بازجويی قرار می گيرند.»

براساس ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی، «در صورتی که پدر يا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت ديه قتل به ورثه و تعزير محکوم خواهد شد.»

در ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی نيز آمده است: «هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکين زن داشته باشد، می تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره (ناراضی) باشد، فقط مرد را می تواند به قتل برساند. حکم ضرب و جرح نيز مانند قتل است.»

به گفته کارشناسان حقوقی، اين دو ماده، به نوعی مجوز قتل های ناموسی را صادر کرده و با استناد به اين دو ماده است که مرتکبان قتل های ناموسی با کمترين مجازات روبرو شده و از چنگال عدالت می گريزند.

خانم ذبيحی با اشاره به نمونه ای از اين موارد اضافه می کند: «من مردی را می شناسم که زنش را بيهوش کرده و آتش زده و بعد روی دهنش بالش گذاشته است تا خفه شود و حرف نزند. البته آن زن جان داد ولی قبل از آن با بهيار بخش صحبت کرده و همه چيز را تعريف کرده است. با همه اين ها آن مرد با پرداخت چهار ميليون تومان دیه آزاد شد.»

خانم ذبيحی تاکيد می کند: «فرهنگ غالب، باورها و سنت های غلط و بی قانونی و عدم حمايت از زنانی که مورد خشونت قرار می گيرند باعث رواج اين ماجرا می شود.»

به گفته اين فعال حقوق بشر، از سال ۱۹۹۲ تا سال ۲۰۰۱، بیش از پنج هزار قتل ناموسی، خودسوزی، سوزاندن و مثله کردن برای هتک حرمت در کردستان عراق ثبت شده است. در حالی که ميان کردستان ايران و کردستان عراق مرزی وجود ندارد، مردی که اين سوی مرز اقدام به خشونت می کند به راحتی به آن سوی مرز می رود و بعد از اين که آب ها از آسياب افتاد، باز می گردد.

نقض حقوق کردها در ايران

سازمان عفو بين الملل، ماه گذشته با انتشار بيانيه ای اعلام کرد: «جمهوری اسلامی به تبعيض و نقض حقوق کردهای ايران، بويژه زنان کرد، ادامه می دهد.»

اين سازمان در گزارشی با ابراز نگرانی از سرکوبی فعالان مدافع حقوق کردهای ايران افزوده است:« به رغم آن که در قانون اساسی جمهوری اسلامی برابری همه ايرانيان در پيشگاه قانون در نظر گرفته شده، اما دولت ايران برای پيشگيری و رفع تبعيض عليه کردها، به ويژه پايان دادن به چرخه خشونت عليه زنان کرد، گام های لازم را برنداشته است.»

در بيانيه سازمان عفو بين الملل  آمده است که زنان کرد، نه تنها به دليل زن بودن و زندگی در جامعه ای پدر سالار، که به عنوان بخشی از اقليت کرد ايران، با تبعيض و چالش های مضاعف برای احقاق حقوق خود روبرو هستند.

اين گزارش، به عنوان نمونه، به ازدواج های اجباری و در سنين پايين، قتل های ناموسی و خودسوزی و خودکشی زنان اشاره می کند.

اين سازمان در پايان از مقام های ايران خواسته است که به تبعيض ها عليه کردها پايان دهد.

در ايران ۱۲ ميليون کرد (۱۵ درصد جمعيت) زندگی می کنند که محل سکونت آنها در غرب و شمال غربی کشور است.

Advertisements

تاگەکان: , ,

2 Responses to “۹ زن کرد، قربانی قتل های ناموسی در نیمه اول سال ۸۷/ بۆ ئاڕشیو/ رادیۆ فەردا”

  1. : ڕۆژپڕێس / Rojpress Says:

    باز هم قتل های ناموسی در کردستان
    قتل ناموسی فرشته نجاتی توسط علی نجاتی

    به نقل خبرنامه شیراز فرشته نجاتی، دختری 18 ساله می باشد که به طرز فجیعی توسط پدرش کشته شد. عکس که از جسد وی منتشر شده است، بیانگر نهایت خشونتی می باشد که در قالب انواع تعصبات مذهبی و ناموسی می توان تصور کرد. گزارش تصویری خبرنامه شیراز، تجمع خودجوش مردم مریوان را در اعتراض به این جنایت نشان می دهد.

    این تجمع در پی قوت گرفتن شایعه ای مبنی بر آزادی “علی نجاتی” پدر “فرشته نجاتی” که بعنوان قتل ناموسی اقدام به بریدن گلوی دختر 18 ساله خود نموده بود برگزار شد. مردم مریوان در تجمعی خودجوش در مقابل دادگستری مریوان در تاریخ 31/5/87 اعتراض خود را نسبت به آزادی متهم به قتل نشان دادند.

    تجمع مذکور که همراه باشعارهای برابری طلبانه و دفاع از حقوق زنان بود با حضور نیروهای انتظامی و امنیتی به خشونت کشیده شد . در پی دخالت نیروهای انتظامی حدود سی تن از تجمع کنندگان بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل گردید ، “آرش عزیزی” ، “ماردین رحمان نژاد” ، “توفیق سروش” و “شاهو عزیزی” منجمله بازداشت شدگان واقعه مذکور هستند که هویت آنان تاکنون شناسایی گردیده است. بازداشت شدگان فوق در وضعیت مبهمی همچنان در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برند.

    در ادامه گزارش تصویری از تجمع مردم مریوان در اعتراض به قتل فرشته توسط پدرش و همچنین گزارشی از قتل های ناموسی اخیر در کردستان آمده است.

    رها بختیاری از رادیو فردا به نقل خبرنامه شیراز:

    گزارشی از قتل های ناموسی اخیر در کردستان

    «او از قبل می دانست که کشته خواهد شد. فرشته دو روز قبل به مرکز نگهداری بیماران روانی، جایی که مادرش نگهداری می شود، رفته بود و از آنها خواسته بود اجازه دهند تا آنجا بماند، اما آنها به هیچ انسان سالمی پناه نمی دهند. فرشته نجاتی، بازگشته بود و ساکی از لباس هایش را به همسایه شان سپرده و گفته بود: دیر یا زود من را می کشد. این ها را یادگاری نگه دار. روز بعد، جسد او را در حالی که پدرش به اتهام رابطه نامشروع سرش را از تن جدا کرده بود پیدا کردند. بعد از سال ها زندگی با مردی که ۱۸ سال از خودش بزرگتر بود و بعد از اتهامی که پدرش به او وارد کرد، پزشکی قانونی اعلام کرد: فرشته نجاتی باکره بوده است.»

    فعالان حقوق زنان می گویند که در سال جاری آمار گزارش قتل های ناموسی در ایران افزایش داشته است.

    در حالی که روز گذشته «کمیته علیه خشونت های ناموسی» آمار قتل های ناموسی در پنج ماه اول سال جاری را شش مورد ذکر کرده بود، پروین ذبیحی، فعال مسائل زنان در کردستان ایران به رادیو فردا گفت: «آماری که از طریق کمیته اعلام شده ممکن است از واقعیت کمتر باشد زیرا تنها از دیروز (یکشنبه) تا به حال خبر سه قتل دیگر به دست ما رسیده که با تکمیل شدن جزییات آن ها را هم اعلام خواهیم کرد.»

    به گفته خانم ذبیحی، در یک مورد زنی توسط همسرش از کامیون در حال حرکت به بیرون پرتاب شده و دو مورد هم خودسوزی زنان اتفاق افتاده است. با همه این ها خانم ذبیحی می گوید: « مشخص است که آمار خیلی بالاتر از این است.»

    از آخرین موارد قتل های ناموسی منتشر شده می توان به دو مورد در سنندج، سه مورد در مریوان و یک مورد در پیرانشهر اشاره کرد. در این میان قتل «فرشته نجاتی» از بحث برانگیز ترین موارد بود.

    فرشته نجاتی دختری ۱۸ ساله بود که پس از دو سال زندگی با مردی که ۱۸ سال از او بزرگتر بود، به خانه پدرش بازگشته بود. اما پدرش به اتهام رابطه نامشروعی که هیچ گاه اثبات نشد، او را سر برید.

    فعالان حقوق زنان در کردستان، مراسم تشییع جنازه فرشته را اتفاقی نادر در کردستان می دانند. زیرا در روز تشیع جنازه وی تعداد زیادی از زنان، برخلاف رسوم رایج منطقه، در مراسم حضور یافتند. این حضور غیر منتظره با حمایت مردان کرد روبرو شد و به سر دادن شعارهایی علیه قوانین تبعیض آمیز ختم شد.

    خانم ذبیحی دلیل افزایش آمار را افزایش تعداد قتل های ناموسی نمی داند. وی معتقد است:« هرچند قتل ناموسی در غرب، جنوب و جنوب شرقی کشور خیلی زیاد است. اما دو مسئله در این میان صادق است. اول این که اطلاع رسانی زیاد شده است و دوم این که حساسیت مردم به این موارد بیشتر از قبل است.»

    به اعتقاد خانم ذبیحی، قتل های ناموسی در همه جای ایران اتفاق می افتد اما آنجا که سنت، عشیره، ایل و آداب و رسوم غلط، به قتل های ناموسی مشروعیت آسمانی می بخشد، آمار بالاتر است.

    این فعال حقوق زنان در مورد برخورد قانون با قتل های ناموسی گفت: «متاسفانه با تجربه ای که وجود دارد آن کسانی که می کشند و مجری این فرهنگ هستند، می دانند که قانون با آنها هیچ کاری ندارد و حتی به نوعی مورد حمایت نیز قرار می گیرند، در نتیجه این فرهنگ تداوم پیدا کرده و باقی می ماند. آنها می دانند که با حکمی سبک روبرو بوده و با کوچکترین شانس، تبرئه می شوند. در این میان هیچ حمایتی از کسانی که مورد آزار قرار گرفته اند صورت نمی گیرد و حتی کسانی که در این زمینه دست به اعتراض می زنند، دستگیر شده و مورد بازجویی قرار می گیرند.»

    براساس ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی، «در صورتی که پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه و تعزیر محکوم خواهد شد.»

    در ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی نیز آمده است: «هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد، می تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره (ناراضی) باشد، فقط مرد را می تواند به قتل برساند. حکم ضرب و جرح نیز مانند قتل است.»

    به گفته کارشناسان حقوقی، این دو ماده، به نوعی مجوز قتل های ناموسی را صادر کرده و با استناد به این دو ماده است که مرتکبان قتل های ناموسی با کمترین مجازات روبرو شده و از چنگال عدالت می گریزند.

    خانم ذبیحی با اشاره به نمونه ای از این موارد اضافه می کند: «من مردی را می شناسم که زنش را بیهوش کرده و آتش زده و بعد روی دهنش بالش گذاشته است تا خفه شود و حرف نزند. البته آن زن جان داد ولی قبل از آن با بهیار بخش صحبت کرده و همه چیز را تعریف کرده است. با همه این ها آن مرد با پرداخت چهار میلیون تومان دیه آزاد شد.»

    خانم ذبیحی تاکید می کند: «فرهنگ غالب، باورها و سنت های غلط و بی قانونی و عدم حمایت از زنانی که مورد خشونت قرار می گیرند باعث رواج این ماجرا می شود.»
    به گفته این فعال حقوق بشر، از سال ۱۹۹۲ تا سال ۲۰۰۱، بیش از پنج هزار قتل ناموسی، خودسوزی، سوزاندن و مثله کردن برای هتک حرمت در کردستان عراق ثبت شده است. در حالی که میان کردستان ایران و کردستان عراق مرزی وجود ندارد، مردی که این سوی مرز اقدام به خشونت می کند به راحتی به آن سوی مرز می رود و بعد از این که آب ها از آسیاب افتاد، باز می گردد.

    سازمان عفو بین الملل، ماه گذشته با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: «جمهوری اسلامی به تبعیض و نقض حقوق کردهای ایران، بویژه زنان کرد، ادامه می دهد.»

    این سازمان در گزارشی با ابراز نگرانی از سرکوبی فعالان مدافع حقوق کردهای ایران افزوده است:« به رغم آن که در قانون اساسی جمهوری اسلامی برابری همه ایرانیان در پیشگاه قانون در نظر گرفته شده، اما دولت ایران برای پیشگیری و رفع تبعیض علیه کردها، به ویژه پایان دادن به چرخه خشونت علیه زنان کرد، گام های لازم را برنداشته است.»

    در بیانیه سازمان عفو بین الملل آمده است که زنان کرد، نه تنها به دلیل زن بودن و زندگی در جامعه ای پدر سالار، که به عنوان بخشی از اقلیت کرد ایران، با تبعیض و چالش های مضاعف برای احقاق حقوق خود روبرو هستند.

    این گزارش، به عنوان نمونه، به ازدواج های اجباری و در سنین پایین، قتل های ناموسی و خودسوزی و خودکشی زنان اشاره می کند.

    این سازمان در پایان از مقام های ایران خواسته است که به تبعیض ها علیه کردها پایان دهد.

    در ایران ۱۲ میلیون کرد (۱۵ درصد جمعیت) زندگی می کنند که محل سکونت آنها در غرب و شمال غربی کشور است.

    من که خبر شنیدم واقعا شوکه شدم.بازهم دختران و زنان کورد فدای تعصبات کور کورانه ی خوانواده هایشان شدن .
    واقعا مایه تاسف و شرمندگی در این زمان که هنوز طرز تفکر مردم ما به این شکل است

    که نتیجه سیاست های دولت حاکم هستش که به جای جلوگیری از این رفتار ها به ترویج ان ها می پردازد.

    ما از طرف هزاران جوان و میلیون ها انسان ازاده خواستار محاکمه عامل این جنایت در میان مردم هستیم.

    http://www.mahajerlove.blogfa.com/post-7.aspx

  2. : ڕۆژپڕێس / Rojpress Says:

    خودسوزی زنان کرد

    طیران مامدی قزل کند، فرزند مجید، اهل روستای اشناک از توابع شهرستان سلماس که اقدام به خودسوزی کرده بود، براثر جراحات شدید ناشی از سوختگی جان خود را از دست داد.

    بنا به گزارش وبسایت هرانا، طیران مامدی قزل کند، فرزند مجید، اهل روستای اشناک از توابع شهرستان سلماس روز سه شنبه بیستم اردیبهشت ماه سال جاری اقدام به خودسوزی کرد و متعاقبن براثر جراحات شدید ناشی از سوختگی جان باخت.

    مرگ شهلا زن جوان سردشتی بر اثر خودسوزی
    بر اساس گزارش دیگری از آژانس خبری مکریان يک زن جوان اهل سردشت به نام شهلا نیز که چندی پیش اقدام به خودسوزی نموده بود اخیراً در بيمارستان جان سپرد.

    اين زن جوان که اهل روستای بانه‌زیر از توابع سردشت در آذربایجان غربی می باشد بهمن ماه سال گذشته به علت اینکه خواهان زندگی مستقل بوده دست به خودسوزی زده است. شهلا پس از خودسوزی در بیمارستانی در تبریز تحت درمان بوده که پس از سه ماه بر اثر شدت سوختگی جان خود را از دست داد.

    دختر جوان بخاطر ازدواج اجباری خودسوزی کرد
    آژانس خبری موکريان در پایان فروردین سال جاری از خودسوزی يک زن جوان اهل پیرانشهرخبر داده است. بر اساس این خبر زن جوان پیرانشهری اقدام به خودسوزی نموده براثر شدت جراحات وارده پس از چندی در بيمارستان جان سپرده است. به گفته یکی از بستگان اين جوان، علت خودسوزی نامبرده، مخالفت خانواده با ازدواج وی با شخص مورد علاقه‌اش و مجبور کردن وی به ازدواج با فرد مورد نظر خانواده می باشد.

    (مربوط به سال ۱۳۷۹)گزارش دولتی از خودکشی زنان
    گزارش “ملی خودکشی زنان” که سال ۱۳۷۹ از سوی معاونت امور اجتماعی و توسعه مشارکت‌های “مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری” تدوین شده، آمده است: “زنانی که مورد خشونت و ضرب و شتم و آزار قرار می‌گیرند به‌علت عدم آگاهی از قوانین و نیز عدم وجود پشتیبانی کافی قانونی و نقایص قانون و سنت دیرینه سکوت و تحمل که در اجتماع ما غالب است به قدری تحت فشار روحی و جسمی قرار می گیرند که گریزگاهی جز مرگ نمی یابند”.

    “گزارش ملی خودکشی زنان” حاکی از آن است که استان‌های کردنشین کشور در خودکشی زنان در رتبه های اول تا سوم قرار دارند، به طوری که استان کرمانشاه در رتبه اول، استان ایلام در رتبه دوم و استان کردستان در رتبه سوم قرار گرفته است.

    این گزارش با تاکید بر اینکه خودکشی به ویژه در بین زنان به صورت یک مساله اجتماعی درآمده است، بیان می کند؛ آمار خودکشی در سال ۱۳۷۵ معادل ۵۸۸ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر بوده است. این میزان در سال ۷۶ به ۴۴۲ نفر و در سال ۷۷ به ۴۵۳ نفر و در سال ۷۸ به ۳۲۴ نفر رسیده است، یعنی بیشترین میزان خودکشی زنان در سال ۷۵ رخ داده است که این میزان در سال ۷۶ کاهش یافته و در سال ۷۷ کمی افزایش داشته و در سال ۷۸ نیز کاهش چشمگیری یافته است.

    این گزارش همچنین در ادامه با تاکید بر جوان بودن گروه سنی کسانی که دست به خودکشی میزنند مینویسد: “طی چهار سال ۷۵ تا ۷۸ سه استان کرمانشاه، ایلام، کهکیلویه و بویراحمد از بحرانی ترین استان ها به لحاظ خودکشی زنان محسوب شده و دو استان تهران و سیستان و بلوچستان کمترین میزان خودکشی زنان را به خود اختصاص داده اند. همچنین مشاهده می شود در اکثر استان ها میزان خودکشی مردان بیشتر از زنان است. خودکشی زنان در گروه سنی ۱۸ تا ۲۴ سال بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده است.”

    نبود “سازمان‌هاي غيردولتی” حمایتی
    ثریا فلاح نیزدر پژوهشی با نام “بررسی وضعیت زنان کُرد در ایران، لنزها و زوایای ستم ومقاومت” در مورد خودسوزی زنان و نبود سازمانهای حمایت از زنان مینویسد: “روش خودسوزی که بعضآ به مرگ ناخواسته منجر شده است یکی از آن خشونتهایی است که ترتیباتی برای جلوگیری از آنها به عمل نیامده است. اینگونه زنان با تنها روشی که روی آن کنترل دارند برعلیه هنجارهای اجتماعی که راهی برای حل آن و خروج از آن نمی بینند برمی خیزند. یک روش ویرانگر. مطمئنآ اگر امکان وجود سازمانهای زنان بود و از این طریق آموزشهای لازم را به قربانیان بالقوه، برای بهتر شدن وضع زندگی شان می داد و یا راهکارهایی از جانب انستیتوهای دولتی در اختیار این افراد قرار بگیرد از این اقدام غیر قابل جبران جلوگیری می شد.” وی در مورد زنانی که دست به خودکشی میزنند ادامه مینویسد: “زنانی هستند که یا ناراضی به ازدواج بوده‌اند یا متحمل خشونت خانگی هستند. طبق گزارشات سازمان حقوق بشر کُردستان و انجمن زنان مریوان بیشتر قربانیان زنان جوان کم سوادهستند.”

    رئيس كميته ملي پيشگيري از خودكشي نیز طی مصاحبه‌ای با ایلنا راجع به خودکشی در ایران اعلام كرد نبود “سازمان‌هاي غيردولتی” حمايت از بازماندگان و اطرافيان فرد خودكشي كرده انتقاد كرد و گفت: امر خودكشي گاهي مسري مي‌شود به همين دليل حمايت اطرافيان و دادن آموزش‌‏هاي مهارتي و روان‌شناسي ضروري بوده كه در ايران تاكنون برخلاف ساير كشورها ايجاد نشده است. وي از ارائه آمارهای خودكشی در كشور به‌دليل ايجاد ترس و موج خودكشي امتناع كرد و بيان داشت: “از وزارت بهداشت اين آمارها را بخواهيم”.
    http://www.kurdishperspective.com/read.php?id=3971

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: