خاطرات تسخیر کننده: اعدام کردها توسط جمهوری اسلامی در سال 1358/ یازدە تا 13

5. نقض قوانین ایران و حقوق بین‎الملل
اعدام‎هائی که بدون انجام محاکمات عادلانه در دادگاه انقلاب تحت اختیار آیت‎الله‎ها خلخالی و خمینی، در مناطق کردنشین ایران انجام شد، قوانین ایران را نقض کرده و نیز تعهدات جمهوری اسلامی در برابر قانون بین‎المللی حقوق بشر را زیر پا گذاشت. دستگیری‎ها و اعدام‎هائی هم که بر پایه اعتقادات سیاسی قربانیان بود، حق آنان را در مورد آزادی بیان و انجمن، و نیز جبران خسارت، نقض نمود.

5،1.    اعدام‎های بدون برگزاری محاکمات عادلانه

ماده 6 میثاق بین‎المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران هم آن را در سال 1358 امضاء نموده (و هنوز هم از اعضاء آن به شمار می‎رود) حق متعالی حیات که برای تمام نوع بشر محفوظ است را مدون می‎سازد.[208]حتی در کشورهائی که هنوز از اعدام به عنوان نوعی مجازات استفاده می‎کنند، چنین تنبیهی باید «یک اقدام کاملاً استثنائی» به حساب آید.[209] ماده 6 تصریح می‎کند که «صدور حکم اعدام جائز نیست مگر در مورد مهمترین جنایات طبق قانون لازم‎الاجرا در زمان ارتکاب جنایت.» مجازات اعدام تنها می‎تواند به دنبال «حکم قطعی صادر از دادگاه صالح» اجرا گردد.[210]  اعدام افرادی که در حین وقوع تخلف کمتر از 18 سال داشته‎اند، ممنوع می‎باشد. همچنین فردی که به اعدام محکوم شده، حق درخواست تجدید نظر و یا درخواست بخشش دارد.[211]

علاوه بر آن، بر طبق حقوق بین‎الملل، هر شخصی که به ارتکاب جرمی متهم می‎شود، حق دارد از یک محاکمه عادلانه برخوردار باشد. ماده 14 میثاق بین‎المللی حقوق مدنی و سیاسی تضمین می‎نماید که:

همه در برابر دادگاه‎ها و دیوان‎های دادگستری متساوی هستند. هر کس حق دارد به اینکه به دادخواهی او منصفانه و علنی در یک دادگاه صالح مستقل و بی طرف تشکیل شده طبق قانون رسیدگی بشود و آن دادگاه در باره حقانیت اتهامات جزائی علیه او یا اختلافات راجع به حقوق و الزامات او در امور مدنی اتخاذ تصمیم بنماید.[212]

ماده 14 همچنین تصریح می‎نماید که شخص متهم «حق دارد بیگناه فرض شود تا اینکه مقصر بودن او بر طبق قانون محرز بشود،» «در اسرع وقت و به تفصیل به زبانی که او بفهمد از نوع و علل اتهامی که به او نسبت داده می‎شود مطلع شود،» «وقت و تسهیلات کافی برای دفاع از خود و ارتباط با وکیل منتخب خود را داشته باشد،» و «بدون تأخیر غیر موجه در باره او قضاوت شود.»[213]

اگرچه کشورها مجازند در مواقع ضرورت‎های عمومی که حیات ملت را تهدید می‎کند، از برخی از تعهدات بین‎المللی خود در مورد حقوق بشر عدول نمایند، و آنهم تنها تا حدی که جداً تحت شرایط موجود ضروری باشد،[214] اما هرگز حق ندارند در وظیفه خود برای حفظ حیات شهروندان شان، تخفیفی قائل شوند. علاوه بر آن کمیته حقوق بشر صراحتاً مشخص نموده است که «تضمین‎های برخورداری از محاکمات عادلانه هرگز نمی‎تواند تحت تأثیر اقدامات انحراف آمیزی قرار گیرد که محافظت از حقوق حتمی را تحت الشعاع قرار دهد.»[215]

در طی تابستان سال 1358، ایران در بحبوحه انتقال از یک حکومت مشروطه سلطنتی به جمهوری اسلامی بود. با وجود آنکه جمهوری اسلامی رسماً در فروردین ماه 1358 موجودیت خود را اعلام نمود، اما قانون اساسی جمهوری اسلامی تا 12 آذر 1358 به تصویب نرسید، و قوانین مورد استفاده در این دوران انتقالی همیشه واضح و مشخص نبودند. اما حتی در این دوران پس از انقلاب هم آیت‎الله خمینی حق همگانی تمامی انسان‎ها که نباید به دلیل ارتکاب جرائم جزئی یا اعتقادات سیاسی اعدام شوند، را به رسمیت شناخت. وی در روز 24 اردیبهشت 1358، فرمان زیر را صادر نمود:

«آقای دادستان دادگاه انقلاب اسلامی در غیر از 2 مورد زیر 1- کسی که ثابت شود آدم کشته است. 2- کسی که فرمان کشتار عمومی داده است و یا مرتکب شکنجه ای شده که منجر به مرگ شده باشد هیچ دادگاهی حق ندارد حکم اعدام صدار کند و نباید اشخاص در غیر از دو مورد مذکور اعدام شوند. تخلف از این امر جرم است و موجب ثبوت قصاص».[216]

مسلماً تمام اعدام‎هائی که توسط آیت‎الله خلخالی فرمان داده شد، که او هم توسط آیت‎الله خمینی منصوب شده بود، هم قوانین ایران و هم حقوق بین‎الملل را به چند دلیل نقض کرد. با وجود آنکه تعداد دقیق اعدام‎ها معلوم نیست، گزارش شد که در آن هنگام در حدود 80 نفر در مناطق کردنشین اعدام شدند. آنها برای جنایاتی از قبیل «مفسد فی‎الارض و محارب با خدا و رسول وی» و اعلام حمایت از حزب دمکرات کردستان، به علاوه تخلفات مبهمی از قبیل «شرکت مستقیم در وقایع مریوان» و «جمع‎آوری افراد مسلح» اعدام شدند. این تخلفات که اکثرشان جرائم سیاسی بودند، از نظر میزان شدت جرم به آن سطحی که در فرمان خمینی تعیین شده یا بر اساس حقوق بین‎الملل تعیین گردیده، نمی‎رسند. به علاوه، حد اقل سه تن از افراد اعدام شده زیر 18 سال داشتند.مظفر رحیمی، 17 ساله، در سنندج اعدام شد. سیف‎الله فیضی و آذر کشب دارائی هم هنگامی که در سقز اعدام شدند، به ترتیب 15 ساله و 12 ساله بودند.[217]

علاوه بر آن، این احکام اعدام توسط دادگاه‎های صالحه و یا پس از طی مراحل قانونی که حتی شباهتی به یک محاکمه عادلانه داشته باشد هم صادر نشدند. خلخالی سریع العمل و خونخوار بود. او ومعاونانش مختصراً چند سؤالی از بازداشت شدگان – که اکثرشان هم بدون حکم جلب دستگیر شده بودند –  می‎کردند، و فوراً اعلام می‎کردند که آیا این فرد قرار است زنده بماند یا بمیرد. در بسیاری از موارد فقط کافی بود که فرد بازداشت شده اعتراف نماید از حزب دمکرات کردستان پشتیبانی کرده است. خلخالی هیچگونه امکانی برای یاری جستن از یک هیئت مشاوره، ارائه شواهد و مدارک، یا درخواست تجدید نظر باقی نگذاشت. افراد در عرض چند ساعت، و گاهی فقط چند دقیقه پس از اعلام حکم مرگ، اعدام می‎شدند.[218]

و آخر آنکه رژیم عمداً از این اعدام‎ها و تهدید به چنین اعدام‎هائی برای به وحشت انداختن ایرانیان کرد و حامیان آنها استفاده کرد. خمینی، خلخالی «قاضی دارزن» را به نواحی کردنشین فرستاد و از روش‎های خلخالی پشتیبانی نمود. خلخالی احکام اعدامش را به اطلاع عموم می‎رساند و از انجام مصاحبه استقبال می‎نمود. معاونان او اهمیتی نمی‎دادند که جهانگیر رزمی در ضمن آنکه آنها در حال کشتن یازده مرد در سنندج هستند، از آنها عکس بگیرد. روش خمینی مؤثر بود –  خطر اعدام، کردها را به وحشت انداخت. اینطور گزارش شد که پس از آنکه سپاهیان دولت کنترل مهاباد را در اواسط شهریور به دست گرفتند، سراسر شهر پر از پوسترهائی شده بود که مصرانه از مردم می‎خواست «یا برای نبرد آماده شوید یا برای روبروئی با خلخالی!»[219] مردم شهر که به وحشت افتاده بودند با نوشتن نامه‎ای به خمینی از وی ملتمسانه خواستند به خلخالی اجازه ندهد به مهاباد سفر کند زیرا که وی به دیگر شهرهای مناطق کردنشین سفر کرده بود.

خاطرات تسخیر کننده: اعدام کردها توسط جمهوری اسلامی در سال 1358

5،2.    حق آزادی بیان و انجمن

حق اساسی آزادی بیان و انجمن در میثاق بین‎المللی حقوق مدنی و سیاسی مدون گردیده است. ماده 19 تصریح می‎کند که «هیچکس را نمی‎توان به مناسبت عقایدش مورد مزاحمت قرار داد.»[220] ماده 22 تصریح می‎کند که «هر کس حق اجتماع آزادانه با دیگران دارد.»[221]درست مانند حق حیات، در مورد حق آزادی اندیشه، وجدان یا اعتقادات مذهبی هم هیچگونه اجازه‎ای برای عدول از محافظت‎های بین‎المللی صادر نشده است.[222]

آیت‎الله خمینی که مشروعیت این آزادی‎های اساسی را تشخیص داده بود، پیش از به وجود آوردن جمهوری اسلامی قول داد که «در حکومت اسلامی همه مردم آزادند هر گونه عقیده‎ای را بیان کنند.»[223]قانون اساسی جمهوری اسلامی نهایتاً این حقوق را تدوین نمود. اصل 24 حق آزادی بیان[224]، و اصل 26 حق آزادی انجمن را بیان میکنند.[225] اصل 9 تصریح می‎کند که:

هیچ‏ مقامی‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ حفظ استقلال‏ و تمامیت‏ ارضی‏ كشور آزادیهای‏ مشروع‏ را، هر چند با وضع قوانین‏ و مقررات‏، سلب‏ كند.[226]

رژیم ایران به رهبری آیت‎الله خمینی، حق آزادی بیان و آزادی انجمن مردها و پسرهای اعدام شده را زیر پا گذاشت. صدها تن از  مردان، زنان و کودکان، به دلیل تعلق یا حمایتشان از احزاب سیاسی سکولار، دستگیر شدند. پسری 12 ساله دستگیر شد فقط به به این علت که چند جزوه حزب دمکرات کردستان را به همراه داشت. بسیاری از اعدام شدگان به علت وابستگی به احزاب سیاسی و گروه‎های مخالف دولت، و یا حمایت از چنین گروه‎هائی،  توسط خلخالی و معاونانش محکوم گردیدند.

5،3.   حق جبران خسارت

رژیم اسلامی تعهداتش برای اجرای عدالت در مورد افرادی که مسئول نقض میثاق بین‎المللی حقوق مدنی و سیاسی و نیز قوانین ایران بودند را نادیده گرفت. این مطلب،الزامی است که «دولت  تضمین نماید برای هر شخصی که حقوق و آزادی‎های … وی نقض شده باشد، وسیله مطمئن احقاق حق فراهم آید.»[227] کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد تصریح نموده است که کشورهای عضو این پیمان باید تضمین نمایند که افراد مسئول نقض میثاق بین‎المللی حقوق مدنی و سیاسی به مجازات اعمال خود برسند. عدم انجام این کار، خود، نقض این توافق‎نامه محسوب می‎گردد. این کمیته در ادامه اظهار می‎دارد که «جبران خسارت می‎تواند شامل پرداخت غرامت، بازسازی، انجام اقداماتی برای کسب رضایت از قبیل عذرخواهی عمومی، برگزاری مراسم یادبود عمومی، تضمین برای عدم تکرارآن وقایع، و تغییر در قوانین و نحوه عملکرد، و همچنین مجازات مرتکبین نقض حقوق بشر باشد.»[228]

خمینی متوجه بود  که مرتکبین موارد نقض حقوق بشر باید تنبیه  شوند. وی فرمان دادکه اعدام‎هایی که به دلایلی غیر از جنایات جدی باشد، قتل نفس محسوب خواهد شد. خلخالی هم می‎دانست که آنچه می‎کند نقض قانون است. در آن زمان کمیته فرعی سازمان ملل درامور حقوق بشر این احکام اعدام را محکوم نمود.[229] وی حداقل در یکی از مصاحبه‎ها، از خود دفاع نموده و سعی کرد با مرتبط کردن افراد متهم با تهدیدهای امنیت ملی، اعمال خود را توجیه نماید.[230] با وجود این، نه تنها رژیم  ایران وی را به خاطر کشتارهائی که انجام داده بود، تحت تعقیب قانونی قرار نداد، بلکه با انتصاب وی به مناصب قدرتمند و موقعیت‎های برتر تا زمان مرگش در سال 1382، به وی پاداش نیز داد.

6.    نتیجه گیری

حملات سبعانه خمینی برای نابود ساختن کردها در تابستان 1358 برای ایرانیان و نیز برای دیگر مردم جهان حیرت آور بود. او که احساس می‎کرد تقاضای مردم برای داشتن یک دولت سکولار که حقوق اقلیت‎های قومی را به رسمیت بشناسد، تهدیدی بر در قدرت ماندن اوست، با خشونت تمام به مقابله پرداخت. وی به ارتش و پاسداران دستور داد تا این به اصطلاح شورشیان را از پای درآورند و «قاضی طناب دار» را به سراغشان فرستاد تا با انجام محاکمات شتابزده و اعدام‎های فوری، مردم را بیش از پیش وحشت‎زده سازد.

با وجود آنکه این وقایع بیش از 30 سال پیش اتفاق افتاد، اما هنوز هم با وقایع امروز مرتبط است، زیرا اکنون مشخص است که آنها فقط مقدمه‎ای بودند بر سرکوب همیشگی و مداوم صدای اقلیت‎ها توسط جمهوری اسلامی. رژیم ایران کماکان به نقض حقوق انسانی، سیاسی، و فرهنگی کردها ادامه می‎دهد.[231] از استفاده از زبان‎های کردی برای انتشارات و آموزش ممانعت می‎شود[232]، و دانش آموزان کرد، فعالان سیاسی و مدنی مرتباً دستگیر، بازداشت، و زندانی می‎شوند.[233] بر اساس گزارش‎ها در حال حاضر حد اقل پانزده کرد برای جرائم سیاسی در جمهوری اسلامی، در معرض اعدام قرار دارند.[234]

خاطرات تسخیر کننده: اعدام کردها توسط جمهوری اسلامی در سال 1358

[1]   «امام در دیدار با اعضاِ انجمن اسلامی معلمان: عرضه مکتب غیر از سوزاندن خرمن است»، کیهان، 28 مرداد 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html..[2]   نگاه کنید به تارگود، «نیروهای ایرانی در تلاش برای عقب نشاندن کردها هستند»، گاردین [Thurgood, Iranian Forces Pursue Retreating Kurds, Guardian]، 6 سپتامبر 1979، ص. 7 (از 80 اعدام خبر می‎دهد)؛ «مرگ در بعد از ظهر»، اکونومیست [Death in the Afternoon, Economist]، 1 سپتامبر 1979 (از 68 اعدام خبر می‎دهد)، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[3]   مهرداد ر. ایزدی، «کردها: یک راهنمای فشرده»، صص. 117، 119 (1371).

[4]   دیوید مک داول، «تاریخ معاصر کردها» [David McDowall, A Modern History of the Kurds]، ص. 10، (2005).

[5]   ایزدی، رک. زیرنویس 3، صص. 33-132.

[6]   همان، صص. 167، 198؛ نادر انتصار، «ناسیونالیسم نژادی کرد»، ص. 4، (1371).

[7]   ایزدی، رک. زیرنویس 3، ص. 172.

[8]  انتصار، رک. زیرنویس 6، صص. 7-6 (از اکبر آقاجانیان نقل قول می‎کند، نابرابری قومی در ایران:نگاهی کلی، ژورنال بین‎المللی مطالعات خاورمیانه، [.Ethnic Inequality in IranAn Overview, Int’l J. of Middle East Stud] جلد 15، (مه 1983)).

[9]   ایزدی، رک. زیرنویس 3، صص. 24-23، 34-32، 46-41.

[10]   همان، صص. 51-49.

[11]   همان، صص. 50-49، 54.

[12]   انتصار، رک. زیرنویس 6، صص. 14-12.

[13]   همان، صص. 23-16.

[14]   ایزدی، رک. زیرنویس 3، ص. 211.

[15]   همان، ص. 65؛ انتصار، رک. زیرنویس 6، ص. 23. کردها و دیگران از کلمه پیشمرگ برای مبارزان کرد استفاده می‎کنند.

[16]   ایزدی، رک. زیرنویس 3، صص.  11-209.

[17]   انتصار، رک. زیرنویس 6، ص. 28.

[18]   برای مثال نگاه کنید به مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با سقزی (12 بهمن 1389) (موجود در آرشیو اسناد حقوق بشر ایران) [از این به بعد: «مصاحبه با سقزی»] (توضیح می‎دهد که چگونه به دلیل پوشیدن لباس سنتی کردی از مدرسه اخراج گردید و آن را به زمان انقلاب اسلامی ربط می‎دهد، دو برادرش در زندان‎های قصر و اوین زندانی سیاسی بودند (یکی به اعدام و دیگری به هشت سال زندان محکوم شده بود)، و نیز او و خواهرش هم به علت وابستگی‎های سیاسی‎شان پرونده‎های تعلیقی داشتند).

[19]   دیوید منشری، «ایران: یک دهه جنگ و انقلاب» [David Menashri, Iran: A Decade of War and Revolution]، صص. 92-89 (1990).

[20]   همان، ص. 89؛ دیلیپ هیرو، «ایران تحت فرمان آیت‎الله‎ها» [Dilip Hiro, Iran Under the Ayatollahs]، ص. 111، (1987).

[21]   انتصار، رک. زیرنویس 6، ص. 35؛ کارول پرونهابر، «اشتیاق و مرگ رحمن کرد، در رویای کردستان» [Carol Prunhuber, The Passion and Death of Rahman the Kurd, Dreaming Kurdistan]، صص. 51-50 (2009).

[22]   پرونهابر، رک. زیرنویس 21، ص. 54 (از لوموند نقل قول می‎کند، 23 مارس 1979).

[23]   تارگود، در ادامه پاکسازی ایران چهار تن مردند، گاردین [Thurgood, Four Die as Iran Purge Continues, Guardian]، 21 فوریه 1979، ص. 8، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[24]   انتصار، رک. زیرنویس 6، ص. 35؛ پرونهابر، رک. زیرنویس 21، صص. 54-51.

[25]   هیرو، رک. زیرنویس 20، ص. 111؛ پرونهابر، رک. زیرنویس 21، صص. 55-54.

[26]   « تسلط شورشیان کرد به شهر ایرانی بیشتر می‎شود»، بالتیمور سان [Kurdish Rebels Tighten Hold on Iranian City, Balt. Sun]، 22 مارس 1979، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[27]   «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با رئوف کعبی»، (2 اسفند 1389) (موجود در آرشیو اسناد حقوق بشر ایران) [از این به بعد: «مصاحبه با کعبی»]

[28]   «نبرد شورشیان کرد متوقف گردید»، گاردین [Kurdish Rebel Fighting Halted, Guardian] (23 مارس 1979)، ص. 6، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[29]   ایزدی، رک. زیرنویس 3، صص. 69، 212؛ «سنندج به وسیله شورای یازده‎ نفری اداره می‎شود»، کیهان، 6 فروردین 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[30]   انتصار، رک. زیرنویس 6، ص. 36؛ «ایران به خواسته‎های کردها تن در می‎دهد»، گاردین [Iran Bows to Kurd Demands, Guardian]، 26 مارس 1979، ص. 4؛ «آتش بس موقت میان کردها و ایرانیان در شهر غربی صلح برقرار می‎کند»، بالتیمور سان [Kurdish-Iranian Truce Brings Peace to Western City]، 24 مارس 1979، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[31]   هیرو، رک. زیرنویس 20، ص. 127. خمینی در فروردین 1358 سپاه را با این مأموریت تشکیل داد: «برقراری نظم در شهرها و استان‎ها، پیشگیری از تحریک و توطئه، پیشگیری از خرابکاری در ادارات دولتی و ملی، مکان‎های عمومی و سفارت‎ها، جلوگیری از نفوذ عوامل موقعیت طلب و ضد انقلاب در جامعه، اجرای فرامین دولت موقت و احکام دادگاه‎های ویژه اسلامی.» «از ویرانه‎های ساواک تا شبکه ارتشی عظیم، بخش اول»، رادیو فردا، 25 مرداد 1386، که در گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایران به نام «پناهگاهی نیست: عملیات جهانی ترور جمهوری اسلامی ایران» نقل گردیده، صص. 12-11 (1387)، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/publications/reports/3152-no-safe-haven-iran-s-global-assassination-campaign.html.

[32]   انتصار، رک. زیرنویس 6، ص. 30؛  نیکی آر. کدی، «ایران متجدد: ریشه‎ها و نتایج انقلاب» [Nikki R. Keddie, Modern Iran: Roots and Results of Revolution]، ص. 247، (2003).

[33]   انتصار، رک. زیرنویس 6، ص. 33.

[34]   «مذاکرات هیئت نظامی امام خمینی با نظامیان متحصن همچنان ادامه دارد»، اطلاعات، 20 فروردین 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[35]   «اشرار خوی سرکوب شدند»، اطلاعات، 23 فروردین 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[36]   هیرو، رک. زیرنویس 20، ص. 127.

[37]   «از سوی هیئت اعزامی امام خمینی به سنندج، وضع روحانیان کردستان بررسی شد»، اطلاعات، 18 تیر 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[38]   در باره، مکتب قرآن، قابل دسترسی در   http://maktabquran7.com/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87

[39]   محمد سیار، «تنها سنگر بازمانده از قیام»، ص. 3، (1389)

[40]   تارگود، «در جنگ‎های دوباره آغاز شده ایران، کردها شهر مرزی را به اشغال درآورده‎اند»، گاردین [Thurgood, Kurds Seize Border Town in Renewed Iran Fighting, Guardian]، 16 ژوئیه 1979، ص. 5، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html؛ هیرو، رک. زیرنویس 20، ص. 127.

[41]   تارگود، «رهبر کردها نگران اقدامات تلافی‎جویانه است»، گاردین [Thurgood, Kurdish Leader Fears Reprisal, Guardian]، 30 ژوئیه 1979، ص. 5، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[42]   پرونهابر، رک. زیرنویس 21، صص. 70، 77.

[43]   کدی، رک. زیرنویس 32، ص. 247.

[44]   «متحصنین در فرمانداری پاوه خواستار تقویت ارتش شدند»، اطلاعات، 23 مرداد 1358؛ «شورش در کرند»، اطلاعات، 25 مرداد 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[45]   «بحران پاوه اوج گرفت»، اطلاعات، 25 مرداد 1358. کردها تنها افرادی نبودند که به زور خواهان کسب نوعی خودمختاری بودند. در ماه مرداد آیت‎الله خمینی حسن لاهوتی را برای رسیدگی به تقاضاهای اقلیت عرب خوزستان به اهواز فرستاد، سید محمود طالقانی را برای صحبت با اقلیت ترکمن به ترکمن صحرا فرستاد، و دیگر روحانیون را برای آرام نمودن اقلیت آذری به تبریز و ارومیه فرستاد تا آنها گزارش‎هائی از مشاهدات خود برای خمینی ارسال نمایند. نگاه کنید به «آیت‎الله لاهوتی در اهواز: بین عرب و عجم فاصله نیست»، اطلاعات، 25 اردیبهشت 1358؛ «اخطار آیت‎الله طالقانی در باره عاملان وقایع ترکمن صحرا، کردستان، و جنوب»، اطلاعات، 13 مرداد 1358؛ «هیئتی از سوی دادگاه انقلاب وارد ارومیه شد»، اطلاعات، 20 مرداد 1358؛ «اطلاعیه دادستان انقلاب: حقایقی در باره وقایع ارومیه»، اطلاعات، 20 مرداد 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[46]    هیرو، رک. زیرنویس 20، ص. 130؛ پرونهابر، رک. زیرنویس 21، ص. 77؛ «خمینی اخطار می‎دهد  زباله‎دان مرگ در انتظار چپگرایان است»، گاردین [Dustbin of Death Awaits Left, Warns Khomeini, Guardian]، 17 اوت 1979، ص. 6، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[47]   پرونهابر، رک. زیرنویس 21، صص. 78-77

[48]   «فرمان امام به عنوان رئیس کل قوا در باره حوادث پاوه»، کیهان، 27 مرداد 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[49]   همان.

[50]   «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با عبدالله مصطفی سلطانی» (21 بهمن 1389) (موجود در آرشیو اسناد حقوق بشر ایران)، [از این به بعد: «مصاحبه با عبدالله مصطفی سلطانی»].

[51]   منشری، رک. زیرنویس 19، ص. 90 (از گزارش روزنامه‎ها نقل قول می‎کند). می‏گویند نخست وزیر وقت، میر حسین موسوی بعداً اعتراف کرد که این حمله بر اساس گزارش‎های کاذب بوده است. همان. (نقل از کیهان، 17 اردیبهشت 1362)، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[52] «چمران جزئیات حوادث پاوه را تشریح کرد»، کیهان، 29 مرداد 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[53]   پرونهابر، رک. زیرنویس 21، صص. 79-77؛ نگاه کنید به جمهوری اسلامی، 28 مرداد 1358، (گزارش می‎کند که در حدود 180 سرباز از تهران و اصفهان اعزام شدند و 150 نفر مجروح، کشته یا دستگیر شدند).

[54]   انتصار، رک. زیرنویس 6، ص. 34؛ پرونهابر، رک. زیرنویس 21، ص. 80.

[55]   «رهبران ایران در جهت در هم شکستن مطبوعات و احزاب مخالف قدم بر‎می‎دارند»، گاردین [Iran’s Leaders Move in to Crush Opposition Press and Parties, Guardian]، 21 اوت 1979، (گزارش می ‎کند که مقامات، روزنامه‎های مخالف را تعطیل نموده و به احزاب مخالف دستور دادند اسلحه‎های خود را که در طی ماه بهمن به دست آورده بودند تحویل دهند)، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[56]   تارگود، «نیروهای ایرانی در تلاش برای عقب نشاندن کردها هستند»، گاردین [Thurgood, Iranian Forces Pursue Retreating Kurds, Guardian]، 6 سپتامبر 1979، ص. 7؛ «ایرانی‎ها سه روزنامه نگار را اخراج کردند»، گاردین [Iranians Expel Three Journalists, Guardian]، 22 اوت 1379، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[57]   پرونهابر، رک. زیرنویس 21، ص. 80؛ «خمینی درآمد نفت را به کردها پیشنهاد کرد»، گاردین [Khomeini Offers Oil Revenue to Kurds, Guardian]، 23 اوت 1979، ص. 6، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[58]   پرونهابر، رک. زیرنویس 21، ص. 81.

[59]   انتصار، رک. زیرنویس 6، ص. 37.

[60]   هیرو، رک. زیرنویس 20، ص. 130.

[61]   پرونهابر، رک. زیرنویس 21، ص. 75.

[62]   «کردها پادگان خود در کوهستان را از دست دادند»، گاردین [Kurds Lose Mountain Stronghold, Guardian]، 25 اوت 1979، ص. 5، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[63]   نصیر شرخانل، «ایران پادگان شورشیان را در حمله هوائی در هم می‎کوبد»، گاردین [Nassir Shirkhanl,Iran Pounds Rebel Stronghold in Air Attack, Guardian]، 24 اوت 1979، ص. 4، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[64]  انتصار، رک. زیرنویس 6، ص. 37؛ پرونهابر، رک. زیرنویس 21، ص. 82؛ «خمینی امید برقراری صلح در کردستان را نابود کرد»، گاردین [Khomeini Kills Hopes for Peace in Kurdestan, Guardian]، 29 اوت 1979، ص. 8، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[65]   پرونهابر، رک. زیرنویس 21، ص. 82 (از لوموند نقل می‎کند، 30 اوت 1979). همچنین نگاه کنید به «خمینی امید برقراری صلح در کردستان را نابود کرد»، گاردین [Khomeini Kills Hopes for Peace in Kurdestan, Guardian]، 29 اوت 1979، ص. 8، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[66]   «کردها پادگان خود در کوهستان را از دست دادند»، گاردین [Kurds Lose Mountain Stronghold, Guardian]، 25 اوت 1979، ص. 5، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[67]   تارگود، «تهران به کردها پیشنهاد صلح می‎کند»، گاردین [Thurgood, Tehran Offers Peace to Kurds, Guardian]، 30 اوت 1979، ص. 6، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[68]   تارگود، «ایران برای مجبور ساختن کردها به تسلیم، تانک به میدان می‎آورد»، گاردین [Thurgood, Iran Brings in Tanks to Force Kurdish Surrender, Guardian]، 31 اوت 1979، ص. 8، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[69]   تارگود، «خمینی شورشیان کرد را «مدفون می‎کند»»، گاردین [Thurgood, Khomeini “will bury” Kurd Rebels, Guardian]، 1 سپتامبر 1979، ص. 1، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[70]   پرونهابر، رک. زیرنویس 21، ص. 83؛ تارگود، «ایرانی‎ها شهر شورشیان کرد را اشغال کردند»، گاردین [Thurgood, Iranians Take Rebel Kurdish Town, Guardian]، 4 سپتامبر 1979، ص. 6؛ «ایران می‎گوید نبرد برای گرفتن پادگان شورشیان کرد در مهاباد ادامه دارد»، گاردین [Iran Says Battle is on for Kurd Rebel Stronghold of Mahabad, Guardian]، 3 سپتامبر 1979، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[71]   تارگود، «ایرانی‎ها شهر شورشیان کرد را اشغال کردند»، گاردین [Thurgood, Iranians Take Rebel Kurdish Town, Guardian]، 4 سپتامبر 1979، ص. 6، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[72]   «ایام انزوا، خاطرات آیت‎الله خلخالی»، ص. 29 (1383)؛ «به عنوان حاکم شرع خلخالی به کردستان رفت»، اطلاعات، 29 مرداد 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[73] «به عنوان حاکم شرع خلخالی به کردستان رفت»، اطلاعات، 29 مرداد 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[74]   «گزارش خلخالی از وقایع پاوه»، اطلاعات، 1 شهریور 1358؛ «خلخالی دلائل اعدام دکتر رشوند را اعلام کرد»، اطلاعات، 3 شهریور 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[75]   مارک کراویتز، «ایرانو ناکس» [Mark Kravitz, Irano Nox]، 1983، نقل قول شده در پرونهابر، رک. زیرنویس 21، ص. 79. اگرچه روزنامه نگاران خارجی از ورود به منطقه ممنوع شدند، کراویتز با اتوبوس به مهاباد رفته و تا 12 شهریور وقایع را از آنجا گزارش کرد. همان، ص. 75.

[76]   هاله افشار، «سوگنامه: آیت‎الله صادق خلخالی»، گاردین [Haleh Afshar, Obituary: Ayatollah Sadeq Khalkhali, Guardian]، 1 دسامبر 2003، قابل دسترسی در  http://www.guardian.co.uk/news/2003/dec/01/guardianobituaries.iran. خلخالی را اینطور توصیف کرده‎اند که تحصیلات بسیار کمی داشت، و نیز «صورت گرد، گونه‎های گوشت‎آلود، ابروهای پائین که بر روی چشم‎های تنگ و موذیانه‎اش آویزان شده بود، ریش کم پشتی که از فکش بیرون زده بود، و عمامه بزرگش، همه تصویر خوف انگیزی از یک غارتگر اسب سوار مغول را در ذهن مجسم می‎سازد که بسیاری از پارسیان را به وحشت می‎اندازد». عباس میلانی، «ابوالهول فارسی: امیر عباس هویدا و معمای انقلاب ایران»، ص. 309 (1383).

[77]   ایام انزوا، رک. زیرنویس 72، ص. 28؛ میلانی، رک. زیرنویس 76، صص. 310-309.

[78]   میلانی، رک. زیرنویس 76، ص. 310.

[79]   «آئین نامه تشکیل و نحوه رسیدگی  دادگاه‎های انقلاب اسلامی»، اطلاعات، 16 فروردین 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[80]   «خاطرات آیت‎الله خلخالی، اولین حاکم شرع دادگاه انقلاب»، ص. 19 (1384)، در پیوست 2 منتشر شده است.

[81]   میلانی، رک. زیرنویس 76، صص. 311، 339-337.

[82]   ایام انزوا، رک. زیرنویس 72، ص. 19.

[83]   میلانی، رک. زیرنویس 76، ص. 331.

[84]   «آیت‎الله خلخالی استعفا کرد»، اطلاعات، 2 خرداد 1358 (از نامه استعفا نقل می‎کند)،http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[85]   تارگود، «کردها تهدید می‎کنند تابعیت ایرانی ‎شان را ترک خواهند کرد مگر آنکه تقاضاهایشان پذیرفته شود»، گاردین [Thurgood, Kurds Threaten to Abandon Iranian Citizenship Unless Demands Are Met, Guardian]، 22 ژوئن 1979، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[86]   نگاه کنید به «آیت‎الله خلخالی رهبر فدائیان اسلام شد»، اطلاعات، 5 خرداد 1358،http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.  به طور کلی نگاه کنید به «یادواره شهید نواب صفوی» (1384) (حملات ترور فدائیان اسلام  تحت رهبری مؤسس و رهبرآن سید مجتبی نواب صفوی که دستگیر و در 4 دی 1334 اعدام گردید را شرح می‎دهد).

[87]   «رهبر فدائیان اسلام: فدائیان اسلام به مکزیک رفته‎اند تا شاه مخلوع را ترور کنند»، اطلاعات، 26 خرداد 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[88]   «آیت‎الله خلخالی استعفا کرد»، اطلاعات، 2 خرداد 1358 (از نامه استعفا نقل می‎کند)،http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[89]   «آیت‎الله خلخالی: برای پست ریاست جمهوری هیچ منعی در خود نمی‎بینم»، اطلاعات، 13 خرداد 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[90]   «پاسخ آیت‎الله خلخالی به مدرسین قم»، اطلاعات، 16 خرداد 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[91]   ایام انزوا، رک. زیرنویس 72، ص. 12.

[92]   «اشرار مسلح کنترل راه‎های کرمانشاه به پاوه را در دست گرفتند»، اطلاعات، 21 مرداد 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[93]   «نه نفر دیگر امروز تیرباران شدند»، کیهان، 30 مرداد 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html. «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با گلاویج حیدری» (9 بهمن 1389) (موجود در آرشیو اسناد حقوق بشر ایران)، [از این به بعد: «مصاحبه با حیدری»].

[94]   همان؛ «نه نفر دیگر امروز تیرباران شدند»، کیهان، 30 مرداد 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html

[95]   «گزارش خلخالی از وقایع پاوه»، اطلاعات، 1 شهریور 1358؛ «خلخالی دلائل اعدام دکتر رشوند را اعلام کرد»، اطلاعات، 3 شهریور 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[96]   «نه نفر دیگر امروز تیرباران شدند»، کیهان، 30 مرداد 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html ؛ مصاحبه با حیدری، رک. زیرنویس 93.

[97]   مصاحبه با حیدری، رک. زیرنویس 93

[98]   «گزارش خلخالی از وقایع پاوه»، اطلاعات، 1 شهریور 1358؛ نگاه کنید به «خلخالی اعلام کرد: شوروی و جلال طالبانی هیچ نقشی در وقایع کردستان نداشته‎اند»، اطلاعات، 29 شهریور 1358، (گزارش می‎کند که خلخالی بعداً این اتهام را تکذیب کرده و گفت طالبانی نقشی نداشته است)، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[99]   «با اتحادیه میهنیه کردستان آشنا شوید»، خبر آنلاین، 20 آذر 1387، قابل دسترسی درhttp://www.khabaronline.ir/news-809.aspx.

[100]   مصاحبه با حیدری، رک. زیرنویس 93.

[101]   همان؛ سیار، رک. زیرنویس 39، ص. 101.

[102]   «پاسدارانی را که سر بریدند»، کیهان، 30 مرداد 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html .

[103]   برای مثال نگاه کنید به «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با بیژن [نام کاذب]» (29 بهمن 1389) (موجود در آرشیو اسناد حقوق بشر ایران) [از این به بعد: «مصاحبه با بیژن»] (اظهار می‎دارد که هنگامی که در زندان مورد بازجوئی قرار گرفت، چندین بار از وی در باره تعداد پاسدارانی که سر بریده بود سؤال کردند).

[104]   «خلخالی دلائل اعدام دکتر رشوند را اعلام کرد»، اطلاعات، 3 شهریور 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html. همچنین نگاه کنید به ایزدی، رک. زیرنویس 3، ص. 259 (توضیح می‎دهد مقصود از«لباس کردی» برای مردان معمولاً یک شلوار گشاد است که در قسمت مچ پا تنگ ، و یک کمربند پهن دور کمربسته می‎شود.)

[105]   «چه کسانی مشمول اعدام‎های فاشیستی می‎شوند؛ از طرف گروهی از پزشکان و رزیدنت‎های بیمارستان‎های تهران»، گروهی از پزشکان و رزیدنت‎های بیمارستان‎های تهران، بازنویسی شده در سیار، رک. زیرنویس 39، ص. 102.

[106]   «خلخالی دلائل اعدام دکتر رشوند را اعلام کرد»، اطلاعات، 3 شهریور 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[107]   «گفتگو با آیت‎الله خلخالی: در کردستان چه می‎گذرد»، اطلاعات، 6 شهریور 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[108]   «7 تن از عاملان حوادث خونین پاوه تیرباران شدند»، کیهان، 30 مرداد 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[109]   مک داول، رک. زیرنویس 4، ص. 258.

[110]   «مریوان به آتش و خون کشیده شد»، اطلاعات، 24 تیر 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html    ؛ سیار، رک. زیرنویس 39، ص. 91؛ «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با ملکه مصطفی سلطانی» (21 بهمن 1389)  (موجود در آرشیو اسناد حقوق بشر ایران) [از این به بعد: «مصاحبه با ملکه مصطفی سلطانی»].

[111]   «مریوان آرام شد»، اطلاعات، 25 تیر 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html  .

[112]   «انگیزه کوچ مردم مریوان هنوز معلوم نشده است»، اطلاعات، 31 تیر 1358؛ «بحران مریوان ادامه دارد»، اطلاعات، 2 مرداد 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[113]   نقده شهری در استان آذربایجان غربی می‎باشد. در فروردین 1358 جنگ شدید میان آذری‎ها و کردها چندین روز ادامه یافت و تلفاتی در حدود 30 تن به جای گذاشت. نگاه کنید به «ارتش به سوی نقده حرکت کرد»، اطلاعات، 2 اردیبهشت 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[114]   مصاحبه با ملکه مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 110.

[115]   «بحران مریوان ادامه دارد»، اطلاعات، 2 مرداد 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[116]    «7000 کودک و زن و مرد مریوانی در شرایط دشوارزندگی می‎کنند»، اطلاعات، 8 مرداد 1358؛ «آوارگان مریوانی پیش نویس قطعنامه بازگشت به شهر را رد کردند»، اطلاعات، 8 مرداد 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[117]   «آوارگان مریوانی به شهر بازگشتند»، اطلاعات، 15 مرداد 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[118]   مصاحبه با عبدالله مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 50.

[119]   «ایران به کردها می‎گوید یا تسلیم شوید یا نابود خواهید شد»، گاردین [Iran Tells Kurds to Surrender or Be Crushed, Guardian]،27 اوت 1979، ص. 6، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[120]   «40 نفر در سنندج، مریوان، و سقز تیرباران شدند»، اطلاعات، 6 شهریور1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html ؛ مصاحبه با ملکه مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 110 (اظهار می‎دارد نام دو برادر دیگر «پیرخضری» بوده، نه «پیرخضریان» و نیز نام سه تن دیگر از کشته شدگان فائق عزیزی، علی دستانی و بهمن اصغری بوده است).     

[121]   مصاحبه با عبدالله مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 50.

[122]   همان؛ مصاحبه با ملکه مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 110.

[123]   مصاحبه با ملکه مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 110؛ «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با حشمت مصطفی سلطانی» (21 بهمن 1389)  (موجود در آرشیو اسناد حقوق بشر ایران) [از این به بعد: «مصاحبه با حشمت مصطفی سلطانی»].

[124]   مصاحبه با ملکه مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 110؛ مصاحبه با عبدالله مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 50؛ مصاحبه با حشمت مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 123.

[125]   مصاحبه با عبدالله مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 50.

[126]   همان؛ مصاحبه با ملکه مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 110؛ مصاحبه با حشمت مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 123.

[127]   مصاحبه با عبدالله مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 50؛ مصاحبه با حشمت مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 123.

[128]   مصاحبه با عبدالله مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 50.

[129]   مصاحبه با ملکه مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 110.

[130]   مصاحبه با عبدالله مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 50.

[131]   مصاحبه با ملکه مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 110.

[132]   مصاحبه با عبدالله مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 50.

[133]   «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با هژیر [نام کاذب]» (27 بهمن 1389)  (موجود در آرشیو اسناد حقوق بشر ایران) [از این به بعد: «مصاحبه با هژیر»].

[134]   «40 نفر در سنندج، مریوان، و سقز تیرباران شدند»، اطلاعات، 6 شهریور 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[135]   مصاحبه با حشمت مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 123.

[136]   مصاحبه با ملکه مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 110.

[137]   همان؛ مصاحبه با هژیر، رک. زیرنویس 133؛ مصاحبه با عبدالله مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 50.

[138]   مصاحبه با ملکه مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 110.

[139]   همان؛ مصاحبه با عبدالله مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 50.

[140]   مصاحبه با ملکه مصطفی سلطانی، رک. زیرنویس 110.

[141]   همان؛ مصاحبه با هژیر، رک. زیرنویس 133.

[142]   انتصار، رک. زیرنویس 6، ص. 36.

[143]   «40 نفر در سنندج، مریوان، و سقز تیرباران شدند»، اطلاعات، 6 شهریور1358، (گزارش می‎کند که خلخالی کارش را در مریوان در روز 4 شهریور تمام کرده و روز بعد به سنندج رفته است)، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[144]   همچنین نگاه کنید به «کتابخانه حقوق بشر و دمکراسی»، بنیاد برومند [از این به بعد: «برومند»]، «داستان یک شخص، آقای مظفر نیازمند»، قابل دسترسی در http://www.iranrights.org/english/memorial-case–4837.php.

[145] همچنین نگاه کنید به بنیاد برومند، «داستان یک شخص، آقای سیروس منوچهری»، قابل دسترسی درhttp://www.iranrights.org/english/memorial-case–4838.php.

[146]   جمیل ناواره به خاطر دارد که زندی وابسته به هیچ حزب سیاسی کرد نبود. «مصاحبه با جمیل ناواره»، 8 خرداد 1390، (موجود در آرشیو اسناد حقوق بشر ایران) [از این به بعد: «مصاحبه با ناواره»].

[147]   بر اساس گفته یک دوست، مبصری در اتومبیلش یک گلوله توپ (خمپاره) داشت که از زمانی که کردها پادگان نظامی را در فروردین به اشغال درآورده بودند باقی مانده بود. او وسیله‎ای برای پرتاب آن نداشت و با اتومبیلش در شهر رانندگی می‎کرد، اما نزدیک فرودگاه نبود. «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با امیر کلاه قوچی»، (26 بهمن 1389) (موجود در آرشیو اسناد حقوق بشر ایران) [از این به بعد: «مصاحبه با کلاه قوچی»].

[148]   گمان می‎رود یخچالی با فدائیان خلق همدردی داشته است. نگاه کنید به بنیاد برومند، «داستان یک شخص، آقای جمیل یخچالی»، قابل دسترسی در http://www.iranrights.org/english/memorial-case–4836.php . سازمان فدائیان خلق در سال 1350 با ادغام دو گروه مسلح مارکسیست لنینیستی در یکدیگر، تشکیل یافت. نگاه کنید به مرکز اسناد حقوق بشر ایران، «فتوای مرگبار: قتل عام زندانیان 1367 ایران»، ص. 6 (1388)، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/publications/reports/3158-deadly-fatwa-iran-s-1988-prison-massacre.html.

[149]   جمیل ناواره به یاد دارد که «مظفر هنگامی دستگیر شد که راننده تاکسی که مظفر در آن بود (و از کردهای همدست دشمن بود)، مشاهده کرد مظفر اسلحه دارد و او را به خانه‎اش برد و گزارش کرد که مظفر اسلحه دارد. بنابراین پاسداران به خانه مظفر آمده و او را دستگیر کردند. آنها وی را متهم نمودند که از کوهی که بین قره یان و فرودگاه است به نیروهای جمهوری اسلامی شلیک کرده است. این مطلب حقیقت نداشت.» مصاحبه با ناواره، رک. زیرنویس 146.

[150]   همچنین نگاه کنید به بنیاد برومند، «داستان یک شخص، آقای ناصر سلیمی»، قابل دسترسی درhttp://www.iranrights.org/english/memorial-case–4840.php.

[151]   «40 نفر در سنندج، مریوان، و سقز تیرباران شدند»، اطلاعات، 6 شهریور1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[152]   جاشوا پرگر، «تاریخچه پنهان یک عکس دهشتناک»، والستریت ژورنال [Joshua Prager, A Chilling Photograph’s Hidden History, Wall St. J.]، 2 دسامبر 2006، قابل دسترسی درhttp://online.wsj.com/public/article/SB116499510215538266-w6oLtTyb6LO2glORvqxTV1PwiTM_20061211.html?mod=blogs.

[153]   همان؛ تارگود، «روحانی ایرانی کردها را دعوت به آتش بس می‎کند»، گاردین [Thurgood, Iranian Clergy Calls Kurdish Ceasefire, Guardian]، 28 اوت 1979، ص. 6، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[154]   پرگر، رک. زیرنویس 152.

[155]   همان.

[156]   مصاحبه با ناواره، رک. زیرنویس 146 (اظهار می‎دارد که قربانی نهم، آقای فولادی بود). متنی که در ادامه آمده، از مصاحبه با ناواره استخراج شده.

[157]   فارس اصطلاحی است که توسط اقلیت‎های قومی ایران برای توصیف ایرانیانی که متعلق به اکثریت قومی می‎باشند، به کار گرفته می‎شود.

[158]   ح. ب. نام مستعار است.

[159]   «40 نفر در سنندج، مریوان، و سقز تیرباران شدند»، اطلاعات، 6 شهریور1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[160]   مصاحبه با ناواره، رک. زیرنویس 146. مقصود ازکلمه جاش، خائنان و کردهای همدست دشمن است. نگاه کنید به مرکز اسناد حقوق بشر ایران، «بازماندگان تجاوز در زندان‎های ایران»، ص. 38 (1390)، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/publications/reports/3401-surviving-rape-in-iran-s-prisons.html?p=7   (کلمه جاش را تعریف می‎کند).

[161]   مصاحبه با ناواره، رک. زیرنویس 146.

[162]   جاشوا پرگر، رک. زیرنویس 152.

[163]   «40 نفر در سنندج، مریوان، و سقز تیرباران شدند»، اطلاعات، 6 شهریور1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[164]   شاتر محمد (محمد رحمانپور) رئیس دفتر نظامی حجت‎الاسلام صفدری (رئیس یگان 8 در سنندج) بود. بر طبق گزارش‎ها وی زخم‎های مهلکی توسط تظاهرکنندگان برداشت، زیرا در طی تظاهرات نوروز خونین در فروردین ماه، به سوی تظاهر کنندگان غیر مسلح آتش گشوده و آنها را کشته بود. نگاه کنید به سیار، رک. زیرنویس 39، ص. 3؛ «تلاش برای پایان نبردها در سنندج»، کیهان، 29 اسفند 1357، قابل دسترسی در     http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[165]   مصاحبه با ناواره، رک. زیرنویس 146.

[166]   مصاحبه با ناواره، رک. زیرنویس 146، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[167]  «ایران به کردها می‎گوید یا تسلیم شوید یا نابود خواهید شد»، گاردین [Iran Tells Kurds to Surrender or Be Crushed, Guardian]، 27 اوت 1979، ص. 6، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html

[168]   «40 نفر در سنندج، مریوان، و سقز تیرباران شدند»، اطلاعات، 6 شهریور1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[169]   نگاه کنید به «پیام نخست وزیر به پادگان سقز»، اطلاعات، 6 شهریور 1358 (گزارش می‎کند که نخست وزیر موقت، بازرگان، اظهار داشته است که از 31 مرداد، مردان سقز «شجاعانه از پادگان، شهر سقز، کشور و انقلابشان محافظت نمودند.»)، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[170]   مصاحبه با کعبی، رک. زیرنویس 27.

[171]   «درگیری نیروهای ارتش و مهاجمان در حومه سقز»، اطلاعات، 1 شهریور 1358 (بیانیه فرمانده سپاه 28 کردستان، سرهنگ ستاد ایرج سپهر را نقل قول می‎کند:

بسم الله الرحمن الرحیم،

ساکنان محترم، مسلمان و مطلع سقز، تعدادی مزدور و عوامل خدا نشناس که بی شک از میان مردم مسلمان و متعهد سقز نبوده‎اند، و هدفی جز تخریب کشور و دشمنی با مردم مسلمان کردستان ندارند، در نزدیکی پل سقز بر روی برادران ارتشی شما آتش گشوده و از ورود آنان به شهر ممانعت می‎ورزند.

برادران سرباز شما برای پشتیبانی از شما و ایجاد امنیت شما به سقز اعزام شده‎اند. بنابراین ما از شما انتظار داریم دستان گرمتان را برای فشردن دستهای مردانه ایشان به سویشان دراز کرده و به گرمی به آنان خوشامد بگوئید تا آنها هم بتوانند در کنار شما از آرامش و راحت مردم محافظت نمایند. به این دلیل است که ارتش جمهوری اسلامی ایران، از جمله سپاه 28 کردستان،  با کمک شما  مردم مسلمان سقز و با اعتقاد راسخ به انقلاب مقدس  و احترام به خون شهدای راه حق و حقیقت و فرامین رهبر انقلاب، ضد انقلاب را در هم می‎کوبند.)

[172]   نصیر شرخانل، «ایران پادگان شورشیان را در حمله هوائی در هم می‎کوبد»، گاردین [Nassir Shirkhanl,Iran Pounds Rebel Stronghold in Air Attack, Guardian]، 24 اوت 1979، ص. 4، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html

[173]   «150 مهاجم در سقز دستگیر شدند»، اطلاعات، 4 شهریور 1358؛ نصیر شرخانل، «ایران پادگان شورشیان را در حمله هوائی در هم می‎کوبد»، گاردین [Nassir Shirkhanl, Iran Pounds Rebel Stronghold in Air Attack, Guardian]، 24 اوت 1979، ص. 4، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html ؛ مصاحبه با کعبی، رک. زیرنویس 27.

[174]   «جزئیات نبرد شهر سقز»، اطلاعات، 3 شهریور 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[175]   پرونهابر، رک. زیرنویس 21، ص. 81؛ «ایران به کردها می‎گوید یا تسلیم شوید یا نابود خواهید شد»، گاردین [Iran Tells Kurds to Surrender or Be Crushed, Guardian]، 27 اوت 1979، ص. 6، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[176]   «40 نفر در سنندج، مریوان، و سقز تیرباران شدند»، اطلاعات، 6 شهریور1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html؛  «چه خبر: تجارت و اقتصاد جهانی»، وال استریت ژورنال [What’s News: Business and Finance World-Wide, Wall St. J.] 29 اوت 1979؛ «خمینی امید برقراری صلح در کردستان را نابود کرد»، گاردین [Khomeini Kills Hopes for Peace in Kurdestan, Guardian]، 29 اوت 1979، ص. 8، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[177]   «40 نفر در سنندج، مریوان، و سقز تیرباران شدند»، اطلاعات، 6 شهریور1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html؛.

[178]   «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با گوهر فیضی»، 13 بهمن 1389 (موجود در آرشیو اسناد حقوق بشر ایران) [از این به بعد: «مصاحبه با فیضی»]. متنی که در ادامه آمده از مصاحبه با گوهر فیضی است.

[179]   «40 نفر در سنندج، مریوان، و سقز تیرباران شدند»، اطلاعات، 6 شهریور1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html؛.

[180]   مصاحبه با کعبی، رک. زیرنویس 27. در روز 9 شهریور گزارش رسید که  دو تن از کردها در زنجان اعدام شده‎اند. تارگود، «ایران برای مجبور ساختن کردها به تسلیم، تانک به میدان می‎آورد»، گاردین [Thurgood,Iran Brings in Tanks to Force Kurdish Surrender, Guardian]، 31 اوت 1979، ص. 8، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[181]   «جزئیات نبرد شهر سقز»، اطلاعات، 3 شهریور 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[182]   «چگونگی صدور دستور حمله به سقز اعلام شد»، اطلاعات، 7 شهریور 1358. همچنین نگاه کنید به «چگونگی گروگان گیری مجروحان در سقز»،  اطلاعات، 8 شهریور 1358 (گزارش می‎کند که در روز 8 شهریور دکتر نیلوفری پاسداران و سربازان مجروح را به عنوان گروگان‎های حزب دمکرات کردستان ایران به مهاباد و بوکان فرستاد و نیز اینکه در نتیجه خلخالی دکتر نیلوفری را با تضمین شخص ثالث و تعهد اینکه وی گروگان‎ها را از مهاباد پس خواهد گرفت، آزاد نمود.)؛ «خلخالی دکتر نیلوفری را آزاد کرد»، اطلاعات، 11 شهریور 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[183]   مصاحبه با کعبی، رک. زیرنویس 27؛ «مصاحبه مرکز اسناد حقوق بشر ایران با معروف کعبی»، 13 بهمن 1389 (موجود در آرشیو اسناد حقوق بشر ایران) [از این به بعد: «مصاحبه با معروف کعبی»].

[184]   مصاحبه با کعبی، رک. زیرنویس 27.

[185]   همان؛ مصاحبه با معروف کعبی، رک. زیرنویس 183.

[186]   پرونهابر، رک. زیرنویس 21، صص. 58-57.

[187]   تارگود، «نیروهای ایرانی در تلاش برای عقب نشاندن کردها هستند»، گاردین [Thurgood, Iranian Forces Pursue Retreating Kurds, Guardian]، 6 سپتامبر 1979، ص. 7، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[188]   تارگود، «کردها ممکن است دست به جنگ‎های کوهستانی بزنند»، گاردین [Thurgood, Kurds May Wage Mountain Warfare, Guardian]، 8 سپتامبر 1979، ص. 7، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[189]   «اخطار شدید خلخالی در مهاباد»، اطلاعات، 18 شهریور 1358؛ تارگود، «کردها ممکن است دست به جنگ‎های کوهستانی بزنند»، گاردین [Thurgood, Kurds May Wage Mountain Warfare, Guardian]، 8 سپتامبر 1979، ص. 7، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[190]   «اخطار شدید خلخالی در مهاباد»، اطلاعات، 18 شهریور 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[191]   همان.

[192]   تارگود، «دولت به قتل عام کردها اعتراف می‎کند»، گاردین [Thurgood, Government Admits to Massacre of Kurds, Guardian] 10 سپتامبر 1979، ص. 7، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[193]   مرکز اسناد حقوق بشر ایران، «دیانتی ممنوع: آزار و تعقیب بهائیان در ایران»، ص. 39 (1385)، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/publications/reports/3149-a-faith-denied-the-persecution-of-the-baha-is-of-iran.html ؛ «تاریخچه بنیاد مستضعفان جمهوری اسلامی»، قابل دسترسی در http://www.irmf.ir/About-Us/History.aspx.

[194]   نگاه کنید به کمیته گزارشگران حقوق بشر، «گفتگو با یک شاهد عینی، کشتار در قارنا»، 25 شهریور 1389، قابل دسترسی در http://www.chrr.biz/spip.php?article11124.

[195]   تارگود، «تهران در عزای آیت‎الله میانه‎رو»، گاردین [Thurgood, Tehran Mourns the Ayatollah of Moderation, Guardian]، 11 سپتامبر 1979، ص. 6، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[196]   «گزارش خلخالی در باره غرب کشور به امام»، اطلاعات، 22 شهریور 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[197]    «خلخالی: دولت هر چه زودتر باید در کردستان دست به سازندگی بزند»، اطلاعات، 24 شهریور 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[198]   نگاه کنید به «ایران قدم‎های بیشتری در جهت دین سالاری برمی‎دارد؛ 9 کرد اعدام شدند»، گاردین [Thurgood, Iran Takes Further Step to Theocracy; 9 Kurds Executed, Guardian]، 14 سپتامبر 1979، ص. 8 (از اعدام 9 تن در استان مرکزی همدان و نیز شهرهای گنبد کاووس، سنندج، و بانه خبر می‎دهد)، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[199]   «رئیس شرکت نفت ایران پس از اتهامات «خیانت» تعویض شد»، گاردین [Iran Oil Chief Replaced After “Treason” Charges, Guardian]، 29 سپتامبر 1979، ص. 6، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[200]   «خلخالی: چرا در کردستان حکم اعدام صادر کردم»، اطلاعات، 1 مهر 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[201]   «9 نفر تیرباران شدند»، اطلاعات، 7 مهر 1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html .

[202]   تارگود، «وزیر «خصومت کردها را برانگیخت»»، گاردین [Thurgood, Minister “Stirred Up Kurds Hostility,” Guardian]، 19 اکتبر 1379 ، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[203]    افشار، «سوگنامه: آیت‎الله صادق خلخالی»، رک. زیرنویس 76.

[204]   قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، 1358 (مصوب 1358، اصلاحیه 1368)، اصل 15 [از این به بعد: «قانون اساسی ایران»]، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/iranian-codes/3017-the-constitution-of-the-islamic-republic-of-iran.html.

[205]   هیرو، رک. زیرنویس 20، ص. 112.

[206]   پرونهابر، رک. زیرنویس 21، ص. 84.

[207]   ایزدی، رک. زیرنویس 3، ص. 210.

[208]   میثاق بین‎المللی حقوق مدنی و سیاسی [International Covenant on Civil and Political Rights]، ماده (2)6، 23 مارس 1976، معاهدات سازمان ملل، شماره 999، بخش 171 [999 U.N.T.S. 171] [از این به بعد: «میثاق حقوق مدنی»]، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/international-conventions/3197-international-convention-on-civil-and-political-rights.html . ایران میثاق حقوق مدنی را در 15 فروردین 1347 امضاء نمود و اصلاحیه آن را در 3 تیر 1354 بدون هیچگونه درنگی تأئید نمود. ماده 6 تصریح می‎نماید که «حق حیات از حقوق ذاتی شخص انسان است. این حق باید به موجب قانون حمایت شود. هیچ فردی را نمی‎توان خودسرانه از زندگی محروم ساخت.» همان، ماده (1)6.

[209]   کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد، تفسیر عمومی شماره 6: حق حیات (ماده 6)، پاراگراف 1، سند سازمان ملل HRI/GEN/1/Rev.1 ، ص. 6، (30 آوریل 1982)، قابل دسترسی در http://www.unhcr.org/refworld/docid/45388400a.html ، [از این به بعد: «تفسیر عمومی شماره 6»].

[210]   میثاق حقوق مدنی، رک. زیرنویس 208، ماده (2)6.

[211]   همان، ماده (4)6.

[212]   همان، ماده (1)14.

[213]   همان، مواد (3) و (2)14.

[214]   کشورهای عضو مجازند «در وضعیت‎های اضطراری عمومی که حیات ملت را در خطر قرار می‎دهد و وجود آن رسماً اعلام شده است» از بعضی تعهدات بین‎المللی خود عدول نمایند. کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد، تفسیر عمومی شماره 29:  وضعیت‎های اضطراری|(ماده 4) [U.N. Human Rights Comm., General Comment No. 29: States of Emergency]، پاراگراف 3، سند سازمان ملل CCPR/C/21/Rev.1/Add.11  ، ص. 31 اوت 2001)، قابل دسترسی درhttp://www.unhchr.ch/tbs/doc.nsf/(Symbol)/71eba4be3974b4f7c1256ae200517361. بنابراین حتی اگر حق حیات هم یکی از تعهدات قابل عدول بود، اصرار کردها و دیگر اقلیت‎های قومی برای کسب مقداری خودمختاری سکولار، نمی‎توانست محاکمات و اعدام‎های شتابزده را توجیه نماید، زیرا مقامات وضعیت اضطراری عمومی که جان ایرانیان را به خطر بیاندازد را اعلام نکردند.

[215]   کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد، تفسیر عمومی شماره 32، ماده 14: حق تساوی در برابر دادگاه‎ها و دیوان‎های کشور و محاکمه عادلانه [U.N. Human Rights Comm., General Comment No. 32,Article 14: Right to Equality Before Courts and Tribunals and to Fair Trial]، پاراگراف 6، سند سازمان ملل  U.N. Doc. CCPR/C/GC/32   ، ص. 2 (23 اوت 2007)، قابل دسترسی درhttp://www.unhcr.org/refworld/type,GENERAL,HRC,,478b2b2f2,0.html..

[216]   «به دستور امام خمینی: مجازات اعدام محدود شد»، اطلاعات، 24 اردیبهشت 1358، قابل دسترسی در http://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[217]    مصاحبه با فیضی، رک. زیرنویس 178؛ مصاحبه با ناواره، رک. زیرنویس 146.

[218]    مصاحبه با فیضی، رک. زیرنویس 178.

[219]    تارگود، «ایرانی‎ها شهر کرد نشین شورشی را به اشغال درآوردند»، گاردین [Thurgood, Iranians Take Rebel Kurdish Town, Guardian]، 4 سپتامبر 1979، ص. 6، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[220]    «میثاق حقوق مدنی»، رک. زیرنویس 208، ماده (1)19. ماده (2)19 تصریح می‎کند «هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به مرزها، خواه شفاهاً یا کتباً یا چاپ یا به صورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود می‎باشد.» همان، ماده (2)19.

[221]   همان، ماده 22. ماده 22 همچنین تعیین می‎نماید که: اعمال این حق تابع هیچگونه محدودیتی نمی‎تواند باشد مگر آنچه که به موجب قانون مقرر گردیده و در یک جامعه دمکراتیک به مصلحت امنیت ملی یا ایمنی عمومی برای حمایت از سلامت یا اخلاق عمومی یا حقوق و آزادی‎های دیگران ضرورت داشته باشد. همان، ماده (2)22.

[222]   کمیته حقوق بشر سازمان ملل، تفسیر عمومی شماره 22، ماده 18: آزادی اندیشه، وجدان یا مذهب [U.N. Human Rights Comm., General Comment No. 22, Article 18: Freedom of Thought, Conscience or Religion]، پاراگراف‎های 1، 3، سند سازمان ملل CCPR/C/21/Rev.1/Add.4  ، صص. 2-1 (30 ژوئیه 1993)، قابل دسترسی در http://www.unhcr.org/refworld/docId/453883fb22.html.

[223]    روح‎الله خمینی، صحیفه نور، جلد 3  (1362).

[224]    قانون اساسی ایران، رک. زیرنویس 204، اصل 24. اصل 24 بیان می‎کند: « نشریات‏ و مطبوعات‏ در بیان‏ مطالب‏ آزادند مگر آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ یا حقوق‏ عمومی‏ باشد تفصیل‏ آن‏ را قانون‏ معین‏ می‏ كند.»

[225]    همان، اصل 26. اصل 26 قید می‎کند: «احزاب‏، جمعیت‏ ها، انجمن‏ های‏ سیاسی‏ و صنفی‏ و انجمنهای‏ اسلامی‏ یا اقلیتهای‏ دینی‏ شناخته‏ شده‏ آزادند، مشروط به‏ این‏ كه‏ اصول‏ استقلال‏، آزادی‏، وحدت‏ ملی‏، موازین‏ اسلامی‏ و اساس‏ جمهوری اسلامی‏ را نقض‏ نكنند. هیچكس‏ را نمی‏ توان‏ از شركت‏ در آنها منع كرد یا به‏ شركت‏ در یكی‏ از آنها مجبور ساخت».

[226]   همان، اصل 9. اصل 9 شهروندان ایران را به شرکت گسترده و فعالانه در جامعه تشویق می‎کند که نتیجتاً تضمینی برای نفی «استبداد» و «انحصار اقتصادی» باشد.

[227]   میثاق حقوق مدنی، رک. زیرنویس 208، ماده (الف)(3)2.

[228]   کمیته حقوق بشر سازمان ملل، تفسیر عمومی شماره [80] 31، «ماهیت تعهدات حقوقی عمومی که بر عهده کشورهای عضو این پیمان می‎باشد: میثاق بین‎المللی حقوق مدنی و سیاسی» [U.N. Human Rights Comm., General Comment No. 31 [80], The Nature of the General Legal Obligation Imposed on States Parties to the Covenant: International Covenant on Civil and Political Rights]، پاراگراف 18، سند سازمان ملل CCPR/C/21/Rev.1/Add.13   (26 مه 2004)، قابل دسترسی درhttp://www.unhcr.org/refworld/docid/478b26ae2.html . [از این به بعد: «تفسیر عمومی شماره 31»]. تفسیر عمومی شماره 31 همچنین تصریح می‎کند که «تمام شعبات دولت (مجریه، مقننه و قضائیه)» و دیگر مقامات بخش عمومی یا دولتی، در هر سطحی که باشند – ملی، منطقه‎ای، یا محلی – باید در سمت خود مسئولیت هر کشور عضو را بپذیرند.» همان، پاراگراف 4.

[229]   تارگود، «دولت به قتل عام کردها اعتراف می‎کند»، گاردین [Thurgood, Government Admits to Massacre of Kurds, Guardian] 10 سپتامبر 1979، ص. 7، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[230]   «40 نفر در سنندج، مریوان، و سقز تیرباران شدند»، اطلاعات، 6 شهریور1358، قابل دسترسی درhttp://www.iranhrdc.org/english/human-rights-documents/3507-1979-newspapers.html.

[231]   نگاه کنید به سازمان دیده‎بان حقوق بشر، «ایران: آزادی بیان و انجمن در مناطق کردنشین (2009)» [Human Rights Watch, Iran: Freedom of Expression and Association in the Kurdish Regions]، قابل دسترسی در http://www.hrw.org/en/reports/2009/01/08/iran-freedom-expression-and-association-kurdish-regions.

[232]   برای مثال نگاه کنید به «توصیه مبنی بر استفاده از زبان ملی»، کمیته اقوام و ملل ایرانی، 3 آذر 1389، قابل دسترسی در http://komiteaghwam.blogsky.com/1389/09/03/post-1180، (گزارش می‎کند که اداره آموزش و پرورش سقز طی صدور بخشنامه‎ای توصیه می‎کند که در مدارس به جای زبان‎های کردی، زبان فارسی استفاده شود).

[233]   برای مثال نگاه کنید به «توقیف مجدد دوهفته‎ نامه کردی فارسی روژهه لات، آژانس خبری مکیریان»، گویا نیوز، 23 دی 1987، قابل دسترسی درhttp://news.gooya.com/politics/archives/2009/01/082223.php؛ «توقیف دو نشریه کردی دانشگاه ارومیه»، دانشجو نیوز، 20 خرداد 1390، قابل دسترسی درhttp://www.daneshjoonews.com/news/university/7750-1390-03-20-10-59-44.html؛ «کاهش حکم مختار هوشمند از 16 به 7 سال زندان»، رهانا، 17 آذر 1389، قابل دسترسی درhttp://www.rahana.org/archives/31535  و http://www.rahana.org/archives/25902 (گزارش می‎کند که مختار هوشمند، فعال مدنی و نقاش کرد، در روز 2 خرداد 1389 دستگیر شد و در ابتدا به جرم جاسوسی، تبلیغ علیه رژیم،  و همکاری با مخالفان به 16 سال حبس محکوم گردید و در آذر ماه 1389 این حکم به 7 سال کاهش یافت)؛ «محمد صادق کبودوند؛ 1475 روز حبس بدون مرخصی و ملاقات حضوری»، جرس، 17 مرداد 1390، قابل دسترسی در http://www.rahesabz.net/story/40905/ (گزارش می‎کند که فعال کرد حقوق بشر، محمد صادق کبودوند در روز 10 تیر 1386 دستگیر و به جرم تأسیس سازمان حقوق بشر کردستان به 10 سال زندان محکوم گردید).

[234]   نگاه کنید به اخبار روز، «صدور حکم اعدام برای دو زندانی سیاسی کرد»، 23 مرداد 1390، قابل دسترسی در http://akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=39824 (این اسامی را گزارش می‎کند: ت. زینب جلالیان، حبیب‎الله لطیفی، حبیب‎الله گلپری پور، رشید آخکندی، شرکو معارفی، مصطفی سلیمی، انور رستمی، سید جمال محمدی، سید سامی حسینی، عزیز محمدزاده، عبدالله سروریان، زانیار مرادی، لقمان مرادی، علی افشاری، و محمد عبداللهی).

Advertisements

تاگەکان: , , , , , , , , , , , , , , ,

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: