مجموعه اشعاری از شاعر بزرگ و معاصر کورد استاد “شیرکو بی کس”

«قصیده ی زمستانی»
در خزان
به اندوختن واژه می پردازم
بلکه، در برف ریزان
قصیده ی مفصّلی را رقم زنم
برای دوست داشتنت!

«احاطه»
مرا می توانی یک امشب
ببری وسط سمفونی گل های [بامدادیِ] فردا
عطر مرا، نظیر پَری
آویز تار موی بلندت کنی
رنگ و لعابم را بدهی
دست آن بادی که
در حواشی اش، حالا، یأس را شعله ور می کند
و خزان را ـ با خش خش ـ یله کرده جلوی [پایش].

احاطه داری به کتابت دوباره ام
قادری به قرائت مجدّدم.
تقدیر آسمانی ام شده ای
نیز، می توانی مرا بزدایی!


«کشتار»

در بالا
از حال رفت پرنده ای
وقتی دقیق شد
ابری را در افق، به قتل رساندند.

در کوهستان
به اغما فرو رفت موجآب رودی
وقتی مشاهده کرد
آن سوی تر، سرچشمه ی رودخانه را خفه کردند.

در خانه نیز، بیهوش شد کمانچه ای
وقتی به چشم دید
پایین ـ به روی جاده ـ
شعری را کشتند !

«جاودان یاد»

کالبدی گم است
لکن، هر روز
در بازار و
خیابان ها رؤیت می شود.
می خندد در شعر
تردّد می کند در قصّه و
ایستاده است در نمایشنامه.

ماننده ی تنی
هیچش نمانده است
شده است آب زیرزمین
امّا، به رودخانه می ماند در سطح.
اینک ،
کنار ریشه ی درختی
لَم داده است
امّا، در اوج، خود برگ است
جوانه ی نازک و کاکل [درخت] است و
چشم همیشه اش به ما است.

اکنون ،
پیکری ناپیدا را ماند
لیکن ، در چهار فصل سال
همراه هماره ای است
یا باران است یا برف
یا باد
یا آفتاب و
یا آتش.

کالبدی گم است
با این همه، در هر سرایی
حاضر است
نان است
آب است!

«قرض»

به خاطر خشکی سال ام
بارانی وام گرفتم از ابر
گفتم : پس می دهمت اگر داشتم !

بابت سیمای درب و داغانم
اشعه ای وام گرفتم از آفتاب
گفتم : پس می دهمت اگر داشتم !

محض حُزن و تنهایی ام
گیتاری وام گرفتم از جویبار
گفتم : پس می دهمت اگر داشتم !

سال سپری شد و
همچنان، نداشتم که ادای دین کنم
تا آن روز که
سه شعر شایسته
انباشتندم از رگبار
از شرار
از آواز و
پیوست سه بوسه ی سبز
افزون تر [از قروضم]
بدهی هایم را پرداخت کردم.

«ناپیدا»

هر نوبت،
سر روی شانه ام می گذاری
وارد به گیسوانت که می شوم
پروانه ای می گردم سرگردان ؛ در آن میان
گم می شوم و برنمی گردم.

هر دفعه ،
دست توی دستم می نهی
پنج انگشت ام
بدل به پنج ماهی کوچک می شوند و
به ژرفآب راکد
چشمهات
می لغزند
ناپدید می شوند و باز نمی آیند.

آن گاه ،
به خویشتنم مراجعه می کنم
یکّه ام و
تو آنجا نیستی

مترجم:حسین تقدیسی-قوچان.

Advertisements

تاگەکان: , , ,

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: