قاسملو می‌توانست نقش يک رهبر محبوب ملی را به‌راحتی ايفا کند/ گفت‌وگوی شلێر باپيری با رؤيا حکاکيان

به چشم من واقعه ميکونوس همه‌ی مهم‌ترين بغرنج‌های تاريخ ايران ۳۰ سال اخير را در خود دارد. هم قصه جنايت‌های جمهوری اسلامی و عداوت خاص‌اش را با اقليت کرد نشان می‌دهد، هم معضل ايرانی در تبعيد

رويا حکاکيان (زاده ۱۹۶۶ تهران) نويسنده و گزارشگری آمريکايی ايرانی-تبار، تاکنون برای ده‌ها برنامه راديويی و تلويزيونی در آمريکا به‌ تهيه‌ گزارش پرداخته‌ و کتاب‌هايی همچون سفر ازسرزمين نه‌، نامی سزاوار نيايش، به‌خاطر آب و قاتلان قصر فيروزه‌، به‌ زبان انگليسی منتشر کرده‌ است. رويا حکاکيان در کتاب “قاتلان قصر فيروزه” (Assassins of the Turquoise Palace) روايتی دقيق و جزيی‌نگر از اين رويداد را توصيف می‌کند. “قاتلان قصر فيروزه‌” سپتامبر سال۲۰۱۱ در آمريکا منتشر شد و از سوی مجله‌ “تايم” در فهرست صد کتاب برگزيده سال ۲۰۱۱ قرار گرفت. خانم حکاکيان در اين مصاحبه‌ ‌ از انگيزه‌ خود درمورد نگارش کتاب “قاتلان قصر فيروزه‌” سخن می‌گويد:

*‌ در اين کتاب “قاتلان قصر فيروزه‌” تا چه‌ حد به‌ کورد بودن قربانيان داستان ميکونوس و وجود مسئله‌ای به‌ نام کورد، در ايران اهميت داده‌ايد؟
-‌ اهميتی که من برای اين امر قايل شدم در انتخاب موضوع نهفته است. يک کتاب که در اصل به انگليسی نوشته شده و برای استفاده جامعه غير ايرانی است، بايد نسبت به علايق و دانسته‌های خواننده خود حساسيت به خرج دهد تا خواندنی بماند.

*‌ چرا واقعه‌‌ی ميکونوس را عنوان اصلی کتاب انتخاب کرديد؟
-‌ به چشم من واقعه ميکونوس همه مهمترين بغرنج های تاريخ ايران سی سال اخير را در خود دارد. هم قصه جنايت‌های جمهوری اسلامی و عداوت خاصش را با اقليت کرد نشان می‌دهد، هم معضل ايرانی در تبعيد. آنهم در اروپايی که عمدتا از اين جنايات چشم پوشی کرده. در عين حال، داستان آخر خوشی نيز دارد. از همه مهمتر خود داستان پر از فراز و نشيب‌هايی روايی بسيار جذاب است که به دل هر خواننده‌يی که به قصه‌های جنايی و عدالت‌طلبی علاقمند باشد، می‌نشيند.

*‌ شما تأکيد زيادی بر ضرورت آگاهی بيشتر از داستان ميکونوس برای همه‌ ايرانيان داشته‌ايد، می‌توانيد در اين مورد توضيح بيشتری داشته‌ باشيد؟
-‌ اين دلايل بيش از آنند که در يک سطر و دو سطر بگنجند. به خلاصه‌ترين شکل می‌توان گفت که به اعتقاد من دستيابی به يک آينده بهتر در ايران، بايد با ايجاد يک روايت مشترک ملی از آنچه در سی سال گذشته بر ما رفته است، آغاز شود. ما بايد بتوانيم که به يک تعريف کمابيش مشترک که يادآوری آن نه با شرمندگی بلکه با افتخار همراه است، برسيم. اگر هميشه از نگاه کردن به گذشته بهراسيم و يا دچار شرم باشيم، آينده نيز نايافتنی خواهد بود. ميکونوس از جمله فرازهای تاريخی سی سال گذشته است که نه تنها از ظلمی که بر ايرانی خاصه کردها رفته سخن می گويد، بلکه حاصل دادگاه چهار ساله آن جای غرور و سرافرازی فراوانی برای همه قربانيان می‌گشايد.

*‌ آ‌يا می‌توان در مورد داستان ترور د.قاسملوو در وين/اتريش هم کار مشابهی انجام داد و از جزئيات بيشتر اين روويدا پرده‌ برداشت؟
-‌ به نظر من کاری که نويسنده “کارول پرانهوبر” در مورد آن قتل انجام داده، بسيار قابل تامل است. در عين حال آن قتل و قتل ميکونوس و موارد ديگر جای تفحص و بررسی و توجه بيشتر دارند.

*‌ خانم حکاکيان در مدت ۴ سالی که‌ صرف تأليف و نوشتن کتاب کرديد، با هيچ‌کدام از رهبران کورد که‌ در اين مورد اطلاعی داشتند، در تماس بوديد؟ اگر جواب شما منفی است، می توانم بپرسم چرا؟
-‌ من با رهبران کرد متاسفانه در تماس نبودم، اما نشريات کرد و ديگر نوشته‌های مربوط به اين امر را که به مورد ميکونوس از ديدگاه کردها می‌نگريست، به دقت مطالعه کردم. مرکز حادثه چه از لحاظ فيزيکی و چه از لحاظ درامای روايی در برلن بود و توجه من بر افرادی بود که به طور فعال و مستمر در آنجا حضور داشتند.

*‌ در بيشتر مصاحبات قبلی در مورد قاسملو و شرفکندی حرف به‌ ميان آورده‌ايد، آ‌يا به‌ نظر شما آنها تنها رهبران کورد بودند يا نوعی از رهبری اپوزسيون ايرانی؟
-‌ بدون شک قتل خاصه دکتر قاسملو ضربه جبران ناپذيری برای اپوزيسون ايران بود. پس از ده‌ها مصاحبه با فعالان سياسی ايرانی در تبعيد، من به اين نتيجه رسيدم که قاسملو می‌توانست نقش يک رهبر محبوب ملی را به راحتی ايفا کند.

*‌ شما از دست دادن قاسملو و شرفکندی را به‌ عنوان فرصتی استثنائی نام برده‌ايد که‌ می‌توانستند رهبرانی ملی برای ايران باشند، آ‌يا در رهبران کنونی کورد ايران می‌توان چنين خصوصياتی يافت؟
-‌ متاسفانه من با رهبری امروز کرد آشنايی چندانی ندارم. اما بدون شک برای هر گونه تغيير و ايجاد جنبش فراگير در ايران، کردها از مهمترين عناصر موفقيت هستند.

*‌ خانواده‌ها و بازماندگان ميکونوس تا چه‌ حد حقوق خود را از طريق دادگاه‌ دنبال کرده‌ و موفق شده‌اند؟
-‌ برای آنکس که عزيزش را از دست می‌دهد، هيچ موفقيتی کافی نيست. با اينهمه دادگاه ميکونوس خاصه در مقايسه با بقيه دادگاه‌هايی که در مورد قتل‌های رژيم ايجاد شده‌اند موفق‌ترين نمونه است.

*‌ اين کتاب شما تا چه‌ اندازه‌ می‌تواند در آينده نقش سندی بر محکوم کردن بيش از پيش جنايات مسئولان و حکومت جمهوری اسلامی در تروريزم بين‌المللی ايفا کند؟
-‌ آرزوی بزرگ من اين است که اين کتاب در آينده نيز همچنان خواندنی بماند.

*‌ منظورتان از نوشتن کتاب در قالبی ادبی چه‌ بود؟ آيا ميخواستيد اثرتان سياسی نباشد، يا بيشتر در مورد القاء آن به‌ مخاطب توجه‌ کرده‌ايد؟
-‌ مسلما يک نويسنده بايد با موضوع کار خود رابطه قوی حسی داشته باشد تا از پس نوشتن و کار کردن بر روی آن برآيد.

* با تشکر دوباره‌ از شما
شلێر باپیری/ گوویا نیوز 

Advertisements

تاگەکان: , , , , , , , , , , , , , , ,

3 Responses to “قاسملو می‌توانست نقش يک رهبر محبوب ملی را به‌راحتی ايفا کند/ گفت‌وگوی شلێر باپيری با رؤيا حکاکيان”

  1. : ڕۆژپڕێس / Rojpress Says:

    کابوس میکونوس
    شنبه, 09/19/1390 – 14:17
    نسخه قابل چاپ

    گفت‌وگو با رویا حکاکیان
    احسان عابدی

    میکونوس که روزگاری تنها نام ساده‌ای بود بر یک رستوران در شهر برلین، اکنون فصلی است از تاریخ معاصر ایران که درباره آن داوری می‌شود. این فصل داستان کشته شدن چهار تن از مخالفان حکومت ایران است که انگشت اتهام را متوجه برخی از سران این حکومت کرد و بر روابط ایران و غرب سایه انداخت.

    رویا حکاکیان در کتاب “قاتلان قصر فیروزه” (Assassins of the Turquoise Palace)روایتی دقیق و جزیی‌نگر از این رخ‌داد ارائه می‌دهد. این کتاب سپتامبر امسال در آمریکا منتشر شد، اما در همین زمان کوتاه نیز موضوع نقدها و یادداشت‌‌های بسیاری در رسانه‌های انگلیسی زبان بوده‌ است، چنان‌چه مجله تایم به عنوان “اثری درخشان و جذاب” از آن نام برد و نیویورک تایمز هم آن را در فهرست صد کتاب برگزیده سال 2011 قرار داد.

    حکاکیان پیش از این، کتاب “سفر از سرمین نه” (Journey from the Land of No) را به زبان انگلیسی منتشر کرده بود که شرح خاطرات کودکی او قبل از مهاجرت به غرب است. این کتاب نیز برگزیده نشریات “پابلیشرز ویکلی” و “ال مگزین” در سال 2004 شد.

    گفت‌وگوی ما با رویا حکاکیان، نویسنده مقیم نیویورک را درباره این کتاب می‌خوانید.

    ***

    به طور حتم بارها با این پرسش‌ مواجه شده‌اید که چرا واقعه میکونوس را به عنوان سوژه کتاب خود انتخاب کرده‌اید و چرا الان.

    البته این کتاب امروز نوشته نشده‌است. من حدود پنج سال قبل به این داستان علاقه‌مند شدم و تصمیم گرفتم که آن را بنویسم. از همان زمان هم شروع به تحقیق و جمع‌آوری اطلاعات کردم و با آدم‌هایی که در این داستان درگیر بودند، مصاحبه‌های مختلفی انجام دادم.
    من فکر می‌کنم هیچ کدام ما ایرانیان هنوز داستان کامل میکونوس را از ابتدا تا انتها نشنیده‌ایم در حالی که لازم بوده‌است ما به عنوان یک ملت از چنین حادثه‌ای اطلاع درستی داشته باشیم
    اما دلیل علاقه من به این داستان، یکی دو مورد نیست. از یک سو احساس می‌کردم که داستان بسیار جذابی دارد. یعنی، گذشته از وجه سیاسی ماجرا، یک روایت کامل و پرهیجان بود با فراز و فرودهای فراوان که در آن شخصیت‌های خوب یا همان قهرمان‌ها و آدم‌های بد و ضدقهرمان‌ها ایفای نقش می‌کردند. اما از سوی دیگر هر چه که بیشتر با ماجرا آشنا می‌شدم، احساس می‌کردم از آن دست داستان‌هایی است که دانستن آن برای درک تاریخ معاصر ایران ضرورت دارد، خواه برای ایرانیان و خواه برای غیرایرانیان.

    من با ایرانیان بسیاری دراین‌باره صحبت کرده بودم که حتی در میان آنها متخصصان سیاست و تاریخ معاصر ایران هم کم نبودند، اما هر بار به نظرم می‌آمد که هر کسی تنها بخشی از این داستان را می‌داند. به یک معنا، درک هیچ کس از این موضوع کامل نبود، مانند آن حکایت “فیل در تاریکی” مولانا که یکی تنها پای فیل را لمس می‌کرد و یکی خرطوم آن را و بر این اساس فرضیه می‌بافتند. بنابراین، انگیزه دیگر من این بود که داستان را کامل روایت کنم و تصور می‌کردم که برای فهم رویدادها و فضای سیاسی ایران در این سی و چند سال اهمیت دارد.

    در عین حال، فکر می‌کنم که نیاز و اشتیاق ایرانیان به اجرای عدالت به بهترین شکل در داستان میکونوس متبلور می‌شود. به نوعی این ماجرا یک پایان خوب و خوشحال‌کننده دارد که در ضمن آن عدالت تحقق پیدا می‌کند و از آنجا که من همیشه عاشق فیلم‌های هالیوودی بوده‌ام، این پایان‌بندی باعث شد که بیشتر به داستان علاقه‌مند شوم.

    منظورتان حکم دادگاه آلمان علیه برخی از سران حکومت ایران است؟

    بله، و آن لحظه شادی ایرانیان پس از شنیدن حکم در مقابل دادگاه؛ کسانی که سال‌ها به خاطر این ماجرا به دادگاه می‌رفتند و پی‌گیر موضوع بودند، وقتی که از حکم باخبر می‌شوند، شروع به پایکوبی در مقابل دادگاه می‌کنند. همه این‌ها باعث ‌شد که فکر کنم داستان میکونوس آن کشش دراماتیک لازم را برای خوانندگان داشته باشد.

    اجازه دهید از عنوان کتاب بپرسیم. قبل از هر چیز، Assassins of the Turquoise Palace را به فارسی چگونه ترجمه می‌کنید؟ قاتلان قصر فیروزه؟ آدم‌کش‌های قصر فیروزه یا جانیان قصر فیروزه؟

    قاتلان قصر فیروزه.

    و این عنوان چه ارتباطی با میکونوس دارد؟

    من می‌توانم بگویم که چرا این عنوان را برای کتاب انتخاب کرده‌ام، اما این جزو اسرار کتاب است. “قصر فیروزه” اسم رمزی است که در جریان دادگاه مطرح می‌شود و به واسطه یک شهادت بسیار مهم با ماجرای میکونوس و قتل‌های دیگر ارتباط پیدا می‌کند، اما اگر بیشتر از این توضیح بدهم، داستان را برای خواننده خراب کرده‌ام.

    وقتی کتابی مثل “گزارش یک مرگ” مارکز را می‌خوانیم، از این افسوس می‌خوریم که بارها می‌شد مقابل قتل شخصیت اصلی داستان را گرفت، اما در نهایت، سرنوشت چنین پایان اندوهناکی را برای او رقم می‌زند. در واقعه میکونوس چطور؟ آیا می‌شد به عنوان مثال، هدف‌های ترور به هر دلیلی سر قرار حاضر نشوند؟ و تصادفاتی از این دست…

    این یکی از تم‌های اصلی داستان است. آن شب در رستوران میکونوس یک نفر حضور داشته که به ظاهر دوست مقتولین بوده، اما در عمل به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه برای عوامل ترور خبرچینی می‌کرده. در نهایت هم البته مشخص نمی‌شود که آن خبرچین چه کسی بوده‌‌، اگرچه شایعات و سوءظن‌ها در این‌باره بسیار است.
    در مجموع، این مسئله قربانی بودن، موضوعی است که در سراسر کتاب تکرار می‌شود و می‌توان به عنوان یکی از موضوعات فلسفی کتاب درباره آن حرف زد.

    شما برای نوشتن این کتاب با نجات یافتگان از حادثه و بازماندگان قربانیان ترور گفت‌وگوهای متعددی انجام داده‌اید. این آدم‌ها را از نظر روحی چطور دیدید، به‌خصوص آقای پرویز دستمالچی که خود در صحنه حاضر بود؟

    البته من با آنها فقط مصاحبه نکرده‌ام، بلکه با آلمانی‌هایی هم که به نوعی درگیر این پرونده بودند، گفت‌وگو کرده‌ام، مانند دادستان کل، دادستان فدرال، خبرنگاران، مشاوران صدراعضم آلمان و… این‌ها را می‌گویم که به نظر نیاید چشم‌انداز من در این کتاب محدود به ایرانیان بوده. نه، این‌طور نیست.

    اما از این مسئله که بگذریم، به نظرم همه خانواده‌های قربانیان یا بازماندگان میکونوس، هنوز هم به شدت از این واقعه متاثر هستند. یک دلیل آن می‌تواند به این مسئله برگردد که همه آدم‌ها برای کنار آمدن با یک حادثه تراژیک در زندگی خود و رهایی از آن، نیاز دارند که احساس کنند عدالت درباره آنها اجرا شده یا این‌که دیگران هم این داستان را شنیده‌اند و حق را به آنها داده‌اند.

    آنها احتیاج به این شنیده شدن دارند و من فکر می‌کنم هیچ کدام ما ایرانیان هنوز داستان کامل میکونوس را از ابتدا تا انتها نشنیده‌ایم در حالی که لازم بوده‌است ما به عنوان یک ملت از چنین حادثه‌ای اطلاع درستی داشته باشیم.

    مثالی که من در این‌باره می‌زنم، مثال آفریقای جنوبی است. پس از روی کار آمدن نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی کمیسیون حقیقت‌یابی شکل گرفت که باعث شد بسیاری از قلدرها و ستم‌کارانی که به مردم آزار می‌رساندند، به جنایت‌‌های خود اعتراف کنند. خب، برای ما هرگز چنین اتفاقی رخ نداده‌است. گرچه دادگاه میکونوس تا حدی رنج خانواده‌های قربانیان و بازماندگان حادثه را التیام بخشید، اما به هر حال این‌ها گفت‌وگوهایی است که باید در سطح یک ملت انجام بشود.

    به همین خاطر، بازماندگان خانواده‌های قربانیان، همچنان در چنگ این تراژدی باقی خواهند ماند. حرف من به این معنا نیست که آنها آدم‌های فلجی هستند و در زندگی درجا می‌زنند. نه، چنین منظوری ندارم؛ آنها زندگی خودشان را پیش می‌برند و آدم‌های مفیدی هم هستند، اما در عین حال، معتقدم که برای رهایی از این تراژدی، اتفاق مهم‌تری لازم است رخ بدهد که متاسفانه هنوز چنین نشده‌. به یک معنا، این تراژدی باید بخشی از یک گفت‌وگوی ملی باشد.

    کتاب را چیزی میان داستان و غیرداستان نامیده‌اند. از یک نظر اثری مستند به شمار می‌رود، اما در عین حال ساختار روایی آن گاه به داستان پهلو می‌زند. به این فرم چگونه رسیده‌اید؟

    از آنجا که تعریف من از خوانندگان این کتاب، از همان ابتدا خوانندگان آمریکایی بود، کار را با چنین هدفی شروع کردم. به نوعی می‌خواستم کتابی بنویسم که خوراک جامعه ایرانیان تنها نباشد، چرا که خیلی واضح بود ایرانی‌ها این قصه را می‌خوانند.
    همه خانواده‌های قربانیان میکونوس، هنوز هم به شدت از این واقعه متاثر هستند. آدم‌ها برای کنار آمدن با یک حادثه تراژیک و رهایی از آن، نیاز دارند که احساس کنند عدالت درباره آنها اجرا شده یا این‌که دیگران هم این داستان را شنیده‌اند و حق را به آنها داده‌اند
    به نظرم دستاورد مهم این بود که ما بتوانیم قصه‌های خودمان را برای دیگران تعریف کنیم به طوری که اشک به چشمان یک آمریکایی یا یک انگلیسی بیاید و آنها هم بتوانند با ما همذات‌پنداری و همدردی کنند. می‌خواستم با این کار انسانیت ایرانی‌ها را نشان بدهم و بگویم ایرانی‌ها این آدم‌های خشونت‌طلب و غرب‌ستیزی نیستند که اغلب آمریکایی‌ها تصور می‌کنند، بلکه آنها خود قربانی این خشونت‌طلبی هستند.

    باید این تصور را تغییر می‌دادم و حس همدردی خواننده غربی‌ را به انسان ایرانی جلب می‌کردم. بنابراین، برای من مهم بود که داستانی قابل خواندن بنویسم، یعنی داستانی جذاب که از همان ابتدا خواننده را درگیر خود کند، به‌طوری که نتواند کتاب را زمین بگذارد و انگار چنین اتفاقی هم افتاده‌است. اما در عین حال، همه گزارشی که در کتاب آمده، بر اساس تحقیقات و مستندات است، مثل صورت‌جلسه‌های دادگاه، خاطرات ایرانیانی که درگیر ماجرا بوده‌اند، اظهارات خبرنگاران آلمانی و… یعنی تخیلی به کار نرفته و واقعیتی تحریف نشده‌است.

    رسانه‌ای به بهانه معرفی این کتاب درباره شما نوشته، “شاعری که به گزارش‌گری روی آورد”. واقعیت این است که شما به فارسی شعر می‌گویید و به انگلیسی نثر می‌نویسید. تفکیک کرده‌اید؟

    نه، این‌طوری نیست. خودم فکر می‌کنم که اگر کسی فارسی و انگلیسی را خوب بداند، با شعرهای فارسی من آشنا باشد و در عین حال، نثر انگلیسی مرا هم بخواند، می‌تواند به این نتیجه برسد که هر دو این‌ها را یک نفر نوشته‌است. یکی از مسائلی که من همیشه در نظر داشته‌ام، این بوده که بتوانم روحیه و احساسات ایرانی و آن ظرافت‌هایی را که شعر فارسی را جذاب می‌کند، وارد نثر انگلیسی بکنم.

    خیلی وقت‌ها موفق نیستم، اما گاهی هم موفقم و در آن موارد نادری که می‌توانم موفق باشم، نثر انگلیسی من به این خاطر بسیار ویژه می‌شود و با نثر آدم‌های معمولی یا کسانی که نویسندگی را در دانشگاه‌های اینجا یاد گرفته‌اند، تفاوت می‌کند. با این حال گاهی از من با این عنوان یاد می‌شود که اول شاعر بوده‌ام و الان دیگر شاعر نیستم در حالی که این‌طوری نیست. خودم احساس می‌کنم که آن زمان شاعر بوده‌ام و هنوز هم هستم، اما از آنجا که الان به زبان انگلیسی می‌نویسم، سعی می‌کنم شعرهایم را در قالب نثر انگلیسی بیاورم و گاهی که موفق هستم، آن بخش از نثر من نیز ویژه می‌شود.

    http://www.radiozamaneh.com/node/8928

  2. : ڕۆژپڕێس / Rojpress Says:

    وتووێژ لەگەڵ “رۆیا حەککاکیان”، نووسەری کتێبی “مرۆڤکووژەکانی کۆشکی فیرووزە”
    “رۆیا حەککاکیان”: لە نیگای منەوە، ڕووداوی میکۆنۆس، هەموو گرێکوێرەکانی مێژووی ئەو 30 ساڵەی دوایی ئێرانی لەخۆیدا شاردۆتەوە. لە لایەک چیرۆکی دووژمنایەتی تایبەت و بێ بەزەییانەی کۆماری ئیسلامی لەگەڵ کەمایەتی کورد نیشان دەدات و لە لایەکی تریش، کێشەی ئیرانیگەلی دانیشتووی هەندەران.
    رۆیا حەککاکیان [لە دایکبوویی 1966ی تاران]، نووسەر و هەواڵنێری ئەمریکایی بە ڕەگەز ئێرانیە کە تاکوو ئێستا ڕاپۆرتی بۆ دەیان پڕۆگرامی ڕادیۆیی و تەلەفزیۆنی لە ئەمریکا ئامادەکردووە و هەروەها چەند کتێبی بە ناوەکانی “سفر از سرزمین نه، نامی سزاوار نیایش، به خاطر آب، قاتلان قصر فیروزه”ی به زمانی ئینگلیزی چاپ و بڵاوکردۆتەوە.
    ناوبراو لە کتێکی “مرۆڤکووژەکانی کۆشکی فیرووزە” [Assassins of the Turquoise Palace] گێڕانەوەیەکی ورد و بێ کەم و زۆری لە کارەساتەکە وێناکردووە. کتێبەکە لە مانگی سێپتامبری 2011 لە ئەمریکا بڵاوبۆوە و لە لایەن گۆڤاری تایمەوە خرایە ناو لیستی 100 کتێبی هەڵبژاردەی ساڵ. خاتوو “رۆیا حەککاکیان”، لەم وتووێژە دا باس لە هۆکارەکانی نووسینی ئەو کتێبەی دەکات.


    پ: گەلۆ لە کتێبی “مرۆڤکووژەکانی کۆشکی فیرووزە” دا، چەندەتان گرینگی داوە بە “کورد”بوونی قووربانیەکانی چیرۆکی میکۆنۆس و بوونی “کێشەی کورد”، لە ئێران؟
    و: ئەو گرینگیەی کە من بەو باسەم داوە، لە هەڵبژاردنی خۆی بابەتەکە دا شاراوەیە. کتێبێک کە بە ئینگلیزی نووسراوە، کەڵکوەرگرتنی کۆمەڵگای دەرەوەی ئێرانی کردۆتە ئامانج و هەر بۆیەش دەبێ مرۆڤ گرینگی بە حەز و ویست و زانیاریەکانی خوێنەریش بدات تا چیرۆکەکەی سەرنجڕاکێش بمێنێتەوە.
    پ: بۆ ڕووداوی میکۆنۆستان وەک بابەتی سەرەکی بۆ کتێبەکەتان هەڵبژارد؟
    و: لە نیگای منەوە، ڕووداوی میکۆنۆس، هەموو گرێکوێرەکانی مێژووی ئەو 30 ساڵەی دوایی ئێرانی لەخۆیدا شاردۆتەوە. ڕووداوەکە لە لایەک چیرۆکی دووژمنایەتی تایبەت و بێ بەزەییانەی کۆماری ئیسلامی لەگەڵ کەمایەتی کورد نیشان دەدات و لە لایەکی تریشەوە کێشەکانی ئیرانیگەلی دانیشتووی هەندەران. بە تایبەت لە ئەورووپایەک کە زۆربەی کات، چاوپۆشی لەو چەشنە جەنایەتانە کردووە. هاوکات، چیرۆکەکە، بە شتێکی خۆش کۆتایی دێت. لە هەمووش گرینگتر، خۆی چیرۆکەکە پڕە لە هەوراز و نشێوگەلی سەرنجڕاکێش، کە گێڕانەوەیان، بە تایبەت بە دڵی ئەو خوێنەرانەیە کە حەزیان لە چیرۆک‌گەلی ژانری تاوان و دادخوازیە.
    پ: ئێوە، جەختی زۆرتان لەسەر ئەوە کردووە کە دەبێ ئێرانیەکان، زانیاری زیاتریان لە سەر کارەساتی میکۆنۆس هەبێ. دەکرێ ئەو یەکەمان زیاتر بۆ ڕوون بکەنەوە؟
    و: هۆکارەکان زیاتر لەوەن کە لە دێڕێک و دوو دێڕ دا بگوونجێن. بە کورتی دەتوانم بڵێم کە بە بڕوایی من، ڕێگەی گەیشتن بە داهاتوویەکی باشتر لە ئێران، لە سازکردنی گێڕانەوەیەکی هاوبەشی نەتەوەیی، لەو هەموو رووداو و کارەساتانە تێپەڕ دەبێ کە لەو سی ساڵەی ڕابردوو دا بەسەرمان هاتوون. ئێمە دەبێ بتوانین کە بگەیەنە “پێناسەیەکی هاوبەش” کە وەبیرهێنانەوەی نەک مایەی شەرم، بەڵکوو مایەی شانازیمان بێت. ئەگەر بەردەوام ترسی ئاوڕدانەوە لە ڕابردوومان هەبێ و یاخود شەرم بکەین، ناتوانین بگەینە داهاتوو. میکۆنۆس لەو لوتکە گرینگە مێژووییانەی 30 ساڵی ڕابردووی ئێمەیە، کە نە تەنیا باس لە زوڵملێکراوی ئێرانیەکان و بە تایبەت کوردان دەکات بەڵکوو، ئاکامی پرۆسەی چوار ساڵەیی دادگاییەکەی، دەرگای شانازی و سەربەزی بە ڕووی هەموو قووربانیەکان دەکاتەوە.
    پ: گەلۆ دەکرێ، سەبارەت بە ڕووداوی تیرۆری دوکتۆر عەبدوڵڕەحمان قاسملوو لە ویەنی ئوتریش‌یش کارێکی هاوشێوە ئەنجام بدرێ و پەردە لە سەر وردەکاری زیاتری ئەو دۆسیەی هەڵبدرێتەوە؟
    و: بە بڕوایی من، ئەو کارەی “کارۆڵ پرۆن هۆبێر” سەبارەت بەو تیرۆرە ئەنجامی داوە، جێگەی سەرنج و تێڕامانە. هاوکات، ئەو قەتڵە و قەتڵی میکۆنۆس، دەبێ لێکۆڵینەوە و وەردبوونەوەی زیاتریان لە سەر ئەنجام بدرێ.
    پ: خاتوو رۆیا، لەو چوار ساڵەی کە سەرقاڵی نووسینی ئەو کتێبە بوون، گەلۆ پێوەندیتان بە هیچ کام لە ڕێبەرانی کورد، کە ئاگاداری ڕووداوەکە بوون گرت؟ ئەگەر وەڵامەکەتان “نا”یە، دەکرێ بپرسم بۆ؟
    و: بەداخەوە، من پێوەندیم بە رێبەرانی کوردەوە نەگرت. بەڵام بڵاوکراوە کوردیەکانی کە سەبارەت بەو ڕووداوە بابەتیان نووسیبووم بە وردی خوێندەوە. ناوەندی ڕووداوەکە، چ لە ئاستی فیزیکی و چ لە ئاستی درامای گێڕانەوە، بێرڵین بوو و من هەوڵم دا زیاتر سەرنج بدەمە ئەو کەسانەی کە خۆیان بەردەوام و چالاکانە، لەو شوێنە بوون.
    پ: لە زۆربەی وتووێژەکانی پێشووتان، باستان لە قاسملوو و شەرەفکەندی کردووە، گەلۆ بە ڕای ئێوە، ئەو دوو کەسە، تەنیا ڕێبەرانی کورد بوون یا چەشنێک لە ڕێبەرانی ئۆپۆزیسیۆنی ئێرانی؟
    و: بێ شک، تیرۆری دوکتور قاسملوو، خەسارێکی لە ئۆپۆزیسیۆنی ئێرانی دا کە قەرەبوو ناکرێتەوە. پاش دەیان وتووێژ لەگەڵ چالاکانی سیاسی ئێرانی لە تاراوگە، من بەو ئاکامە گەیشتم کە “قاسملوو، دەیتوانی بە ئاسانی، وەک ڕێبەرێکی خۆشەویستی نیشتمانی، رۆڵ بگێڕێ”.
    پ: ئێوە دەڵێن کە تێداچوونی قاسملوو و شەڕەفکەندی، کە دەیانتوانی ببنە ڕێبەرانێکی مەزن بۆ ئێران، لەدەستچوونی دەرفەتێکی شاز بوو، گەلۆ ڕێبەرانی ئێستای کورد، ئەو تایبەتمەندیانەیان تێدا بەدی دەکرێ؟
    و: بەداخەوە، زانیاریەکی ئەوتۆم لە ڕێبەرانی ئێستای کورد نیە، بەڵام کوردەکان بێ شک، لە ئەگەری هەرچەشنە گۆڕانکاریەکی بەرفراوان و هەمەلایەنە دا، وەک گرینگترین کلیلەکانی سەرکەوتن دێنە ئەژمار.
    پ: بنەماڵەی قووربانیان و بەجێماوانی میکۆنۆس، تا چ ڕادەیەک، لە دادگا بە شوێن مافەکانی خۆیان بوونە؟ گەلۆ چ سەرکەوتنێکیان بەدەست هێناوە؟
    و: بۆ ئەو کەسەی کە ئازیزترین کەسی لەدەست دەدا، هیچ سەرکەوتنێک بەس نیە. بەڵام سەرەڕای ئەوەش، دۆسیەی میکۆنۆس، سەرکەوتووترین دۆسیە لە ناو قەتڵەکانی هاوشێوە بووە کە ڕەژیم ئەنجامی داون.
    پ: ئەو کتێبەی ئێوە، تا چ ڕادەیەک دەتوانێ وەک بەڵگەیەک سەبارەت بە تیرۆریسمی نێودەوڵەتی کۆماری ئیسلامی و تێوەگالانی بەرپرسانی رۆڵ بگێڕێ؟
    و: ئاواتی من ئەوەیە کە ئەو کتێبە لە داهاتووش دا هەر پڕ خوێنەر بمێنێتەوە!
    پ: بۆچی کتێبەکەتان لە قاڵبێکی ئەدەبی دا نووسی؟ گەلۆ ویستتان بەرهەمەکەتان سیاسی نەبێ یا زیاتر گرینگیتان بە خوێنەر داوە؟
    و: هەڵبەت نووسەری کتێبێک، دەبێ هەستی گرێدراویەکی بەهێزی لەگەڵ ئەو بابەتە هەبێت کە کاری لەسەر دەکات تا بتوانێ بینووسێ.
    شلێر باپیری/ گوویا نیوز
    و: مەسعوود مەناف

  3. : ڕۆژپڕێس / Rojpress Says:

    رفسنجانی:
    میکونوس کار عوامل خودسر بود!

    • رفسنجانی در گفتگوی خود با فصل نامه ی مطالعات بین المللی گفته است به آقای خمینی نامه نوشته بود که موضوع رابطه با آمریکا را در زمان حیات خود حل کند، که بعد از آن نخواهند توانست از این گردنه عبور کنند …

    اخبار روز: http://www.akhbar-rooz.com
    سه‌شنبه ۱۵ فروردين ۱٣۹۱ – ٣ آوريل ۲۰۱۲

    اخبار روز: ترور مخالفین در کافه ای به نام میکونوس در برلین، آخرین عملیات تروریستی بزرگی بود که در اواخر دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی علیه مخالفین در خارج از کشور انجام شد و به بحران بزرگی در رابطه ی جمهوری اسلامی با کشورهای اروپایی انجامید. دادگاه رسیدگی کننده به این جنایت، هاشمی رفسنجانی و وزیر اطلاعاتش علی فلاحیان را از آمرین این جنایت معرفی کرد. اکنون هاشمی رفسنجانی می گوید که آن ترور کار «عوامل خودسر» بوده است. رفسنجانی در گفتگو با فصلنامه ی بین المللی حرف های خواندنی دیگری از جمله در مورد رابطه با آمریکا گفته است. این گفتگو را در زیر می خوانید:

    فصلنامه مطالعات بین‌المللی: هاشمی‌ رفسنجانی می‌گوید: آمریکا قدرت برتر دنیاست. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟
    در پایان سال ۱٣۹۰ و با نگاهی به یک دهه آینده، مسوولان فصلنامه مطالعات بین‌المللی ملاقاتی با آیت‌الله هاشمی‌ رفسنجانی داشتند تا عملکرد دولت سازندگی در حوزه سیاست خارجی و نیز نوع نگاه بهینه نظام به جامعه بین‌المللی را مورد نقد و ارزیابی و بحث و گفت‌وگو قرار دهند. هاشمی‌رفسنجانی درباره تصمیمش برای مذاکره با آمریکا در دولت سازندگی، ماجرای اهانت به ری‌شهری در عربستان، معضلات اقتصادی، امید به آینده و… گفت‌وگو کرده است.
    آیت‌الله هاشمی‌ رفسنجانی درباره عملگرا بودن یا توسعه‌گرا بودن دولت سازندگی اظهار داشت: «بالاخره وقایع دفاع مقدس برای کسانی که تفکری در میدان جنگ داشتند، ثابت کرد که نمی‌توان صرفا با شعار کار کرد بلکه باید همراه عملگرایی وارد سیاست شد.»
    رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره عملگرایی و تجربه قطعنامه افزود: «تجربه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در پایان جنگ بود. وقتی این مساله مطرح شد، در آن موقع هم فرمانده جنگ بودم و مسوولیت من از همه روشن‌تر بود و هم قائم‌مقام فرمانده کل قوا بودم و اختیاراتم بالا بود. با تفکر وارد شدم و این مساله را عملیاتی کردم. از وزارت خارجه خواستم که قطعنامه را نه رد و نه قبول کنند و بگذارند مذاکره کنیم، قطعنامه را قابل قبول کنیم و بعد تصمیم بگیریم.»
    آیت‌الله هاشمی قائم‌مقام امام در فرماندهی کل قوا درباره تعامل و تزاحم ایدئولوژی و منافع ملی گفت: «کاری به این ندارم که ایدئولوژی‌های مختلف چگونه هستند و ممکن است تحجر و دگماتیسم در بعضی ایدئولوژی‌ها باشد. ولی اسلامی را که من می‌شناسم و به آن معتقدم و بسیاری هم مثل من فکر می‌کنند، اسلام دگم نیست.» وی افزود: «اسلام دستور نداده است که با کسانی که مخالف عقیده ما هستند، قطع رابطه شود یا صحبت نکنیم. مگر پیامبر (ص) مامور نشد که به همه اهل کتابی که اطرافش بودند، دستور دهد تعالوا الی کلِمَهٍ سَواءٍ بَینَنَا و بَینَکم (آیه ۶۴ آل‌عمران)، یعنی مشترکات را بگیریم، بقیه اختلافات سر جای خودش باشد.»
    رییس مجمع تشخیص مصلحت درباره کسانی که بر طبل جنگ می‌نوازند، اظهار داشت: «البته زمانی است که دیگران می‌خواهند با ما بجنگند و ما را از بین ببرند که این مورد، فضای دیگری است و در همین مورد هم اسلام حکم دارد و بحث دیگری است. ولی وقتی می‌شود با آنها بمانیم و با عمل، عقایدمان را به دنیا معرفی کنیم، راهی که اسلام خواسته است، چرا نکنیم؟»
    رییس مجلس دوران امام در پاسخ به اینکه یک اصلی در سیاست خارجی هست که می‌گوید در سیاست خارجی دوست دایمی و دشمن دایمی وجود ندارد و آنچه که دایمی است منافع ملی است. اگر این را بخواهیم به طور مثال در زمینه رابطه با آمریکا پیاده کنیم، مخصوصا در دوره حضرتعالی، چگونه می‌توان تفسیرش کرد، اظهار داشت: «من در سال‌های آخر حیات امام نامه‌ای را خدمت‌شان نوشتم، تایپ هم نکردم. برای اینکه نمی‌خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم که شما بهتر است در زمان حیات‌تان، اینها را حل کنید، در غیر این صورت ممکن است اینها به صورت معضلی سد راه آینده کشور شود. گردنه‌هایی است که اگر شما ما را عبور ندهید، بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود… یکی از این مسایل رابطه با آمریکا بود. نوشتم بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم، قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیاست. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می‌کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است.
    آیت‌الله هاشمی در پاسخ به این پرسش که آیا تلاش‌هایتان مبنی بر نزدیکی ایران و عربستان و بالطبع کشورهای عربی را به بن‌بست‌رسیده می‌دانید و فکر می‌کنید راهکار برون‌رفت از این مسایل چیست؟ اظهار داشت: «بن‌بست نمی‌بینم. البته آنها دوست دارند که راه‌شان به ایران باز باشد. آنها می‌دانند که ایران قدرت بزرگی در منطقه است. فکر می‌کنم آنها می‌توانند و مایل هستند، اگر روابط سنجیده‌ای باشد با ایران همکاری و رابطه داشته باشند… من آن موقع، دنبال احیای میراث فرهنگی شیعه در عربستان بودم. ائمه ما همه در آنجا حضور داشته‌اند و آثار ارزشمندی از آنها در آنجا باقی مانده است. می‌خواستم آنها احیا شود. در عربستان که بودم آیت‌الله صافی نامه‌ای به من نوشتند و گفتند که شما روی این مساله کار کنید… . خیلی از مسایل را در گفت‌وگوها حل کردیم، ولی وقتی به ایران برگشتم، چون فکر می‌کردند این توافقات می‌خواهد به نام من تمام شود، از کل آن صرف‌نظر کردند. وزیر خارجه عربستان برای پیگیری توافقات به ایران آمد، پیگیری که نکردند حتی برعکس عمل شد. روزی از رادیو شنیدم که آقای متکی در جده در مصاحبه‌ای اعلام کرده که به آقای ری‌شهری، در عربستان اهانت کرده‌اند. من تعجب کردم و بعدا از آقای ری‌شهری سوال کردم که آیا چنین چیزی اتفاق افتاده؟ گفتند که نه، اصلا چنین مسایلی نبوده. گفتم که تکذیب کن. تکذیب هم کرد. ولی رادیو کار خودش را می‌کند و به تکذیب ایشان اعتنایی نکردند. روابط با عربستان، مساله کوچکی برای منطقه نیست. اولا کشور ثروتمندی است و اکثر علمای بلاد اسلامی به نوعی با عربستان به دلیل حج و زیارت ارتباط و ثانیا منافع دارند. مساجدشان را تعمیر می‌کند. امکانات می‌دهد، قرآن چاپ می‌کند. امکانات زیادی را آنها برای ترویج امور دینی آنها درست کرده‌اند. کاری را که دانشگاه الازهر در مصر می‌کرد، الان حجم زیادی از کارها و حتی کارهای آکادمیک به دست عربستان افتاده است. از همه اینها مهم‌تر، مساله نفت است. اگر عربستان با ما روابط خوبی داشت، مگر غربی‌ها می‌توانستند ما را تحریم کنند؟ فقط عربستان می‌تواند جای ایران را پر کند. عربستان لازم نیست هیچ کاری انجام بدهد، اگر نفت را به اندازه سهمیه اوپک تولید کند، هیچ‌کس نمی‌تواند به ما تعرض کند. چون اقتصاد دنیا نمی‌تواند خالی از نفت ما باشد. فکر می‌کنم هنوز ایجاد روابط خوب مقدور است. ولی انسان‌هایی اینجا هستند که می‌بینید نمی‌خواهند. شما که در روابط بین‌الملل و سیاست خارجی متخصص هستید، می‌دانید. یک کلمه نسنجیده بگویند، خیلی زود بازتاب دارد، برخی اظهارات تند از دو طرف قابل تحمل نیست و باید اصلاح شود…»
    رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره مصر و روابط با آسیای مرکزی و قفقاز به ویژه ترکمنستان و جمهوری آذربایجان خاطرنشان کرد: «در مصر هم همین‌گونه است. بعد از رحلت امام، در شورای‌عالی امنیت ملی، تصویب کردیم که روابط‌مان را با مصر برقرار کنیم. بعضی‌ها خدمت رهبری رفتند و گفتند که چون این رابطه را امام بعد از کمپ دیوید دستور دادند که قطع کنیم، مخالفت با امام می‌شود. آن زمان امام به شورای انقلاب دستور دادند و ما هم رابطه با مصر را قطع کردیم. از این مساله هفت، هشت سال گذشته بود که ما تصویب کردیم. بنابراین نشد. در یک سفری که به ترکیه داشتم، نخست‌وزیر مصر که روی کشتی میهمان رییس‌جمهور ترکیه بودیم کنار من بود. ایشان به من گفت که چرا با مصر رابطه برقرار نمی‌کنید؟ گفتم به دلیل صلح کمپ دیوید. گفت: «کمپ دیوید دیگر مرده است و چیزی از آن وجود ندارد.» ما می‌توانیم هم با کشورهای عربی به خصوص با همسایه‌های جنوبی و هم با کشورهای آسیای میانه و کشورهای جداشده از شوروی سابق ارتباطات مفید برقرار کنیم. سران برخی کشورهای مشترک‌المنافع بهترین دوستان من بودند و حامی آنها پس از استقلال، جمهوری اسلامی ایران بود که در زمان دولت من بود.»
    ایشان در مورد اروپا و مساله میکونوس که مراکز متعدد تصمیم‌گیری کشور باعث شدند که دولت سازندگی با وجود تلاش‌هایی که کرد، نتواند در سال‌های آخرش روابط مثبتی با اروپا داشته باشد، گفت: «آنها می‌فهمیدند که اینها خواست و استراتژی دولت نیست. فرض کنید تروری در کشوری انجام می‌شد، بزرگش نمی‌کردند. ولی افراطی‌هایی بودند که هنوز هم هستند و همیشه بوده‌اند. میکونوسی که شما می‌گویید هم از همین نوع است. جریاناتی این‌گونه همیشه بوده‌اند. در زمان امام هم این‌گونه افراد بودند. با اینکه امام هم با این‌گونه کارها موافق نبودند یک‌بار در یکی از کشورهای همجوار، محموله مواد منفجره‌ای کشف کرده بودند و این هم تاثیر منفی روی ما داشت. بله، فکر می‌کنم هنوز هم آدم‌های خودسر هستند. ولی سیاست کشور این‌گونه نیست.»‌
    هاشمی‌رفسنجانی در پاسخ به این پرسش که آیا در دوره هشت ساله ریاست‌جمهوری در عرصه سیاست خارجی اشتباه استراتژیکی انجام دادید که اگر برگردید به گذشته آن را تکرار نکنید یا به شکل دیگری رفتار می‌کردید، پاسخ داد: «می‌خواستم با مصر رابطه برقرار کنیم که نتوانستیم. می‌خواستم با آمریکا با شروطی که گذاشته بودم، مذاکره را شروع کنم که نتوانستم. نتوانستم غیر از این است که نخواستم.» مثلا کاری که می‌خواستیم با ترکمنستان انجام بدهیم که نگذاشتند و خیلی حیف شد. بنا بود گاز ترکمنستان از طریق ایران به دنیا صادر شود. آقای نیازوف اصرار داشت و به اینجا آمد و اصرار کرد ساخت خط لوله را افتتاح کنیم و حتی در جوش دادن لوله‌ها هم شخصا شرکت کرد و آن زمان تصاویرش هم پخش شد. مواردی از این قبیل داریم که نشد. ولی می‌خواستیم که بشود.»
    ایشان درباره اینکه اگر بین حمایت از سازمان‌هایی مثل حماس یا حزب الله لبنان با بعضی از منافع ملی ایران تعارض ایجاد شود، چه کار باید کرد؟ اظهار داشت: «اگر سیاست درستی در دنیا داشته باشیم، تعارضی ایجاد نمی‌شود. برای اینکه فلسطینی‌ها حق دارند برای ملت، وطن و حق خودشان مبارزه کنند. نباید اسم آنها را تروریسم بگذاریم. آنها را با مقاومت باید تعریف کرد. از حق خودشان دفاع می‌کنند و دفاع از حق را همه دنیا به رسمیت می‌شناسند. در سازمان ملل و همه مراکز بین‌المللی هم شأن دارند. اخیرا هم موارد زیادی را برایشان تصویب کردند. کمک ما هم به آنها اشکالی نداشته و ندارد. اگر فضای روابط‌مان را با دنیا درست کنیم، باید این مساله را از هم جدا کنیم. یا در مورد حزب الله که شیعه و بخش عمده ملت لبنان است و در تاریخ همیشه مظلوم بوده هم برای فلسطین و هم برای لبنان. اینها قابل دفاع بوده و هست. به شرط اینکه ما از اینها برای مزاحمت دیگران استفاده نکنیم و اینها هم کار خودشان را بکنند. وقتی که نظام نخواهد در دنیا ماجراجویی کند، این‌گونه مسایل قابل تحمل است.»
    آیت‌الله هاشمی درباره عبور از بن‌بست هسته‌ای اظهار داشت: «ما واقعا قصد ساخت تسلیحات هسته‌ای و سیستم نظامی هسته‌ای نداریم. حتی خودم یک‌بار در نماز جمعه به رژیم اشغالگر اسراییل توصیه کردم که بمب اتم به نفع اسراییل هم نیست. بالاخره اگر یک روزی درگیری اتمی پیش بیاید، اسراییل یک کشور کوچک، ظرفیت تحمل بمب اتم را ندارد. کشور کوچکی است و خیلی آسان همه امکاناتش از بین می‌رود. گرچه آنها این نصیحت را تفسیر به تهدید کردند ولی عمیقا معتقدیم که در منطقه نباید سلاح هسته‌ای باشد و این جزو اصول سیاست‌های ما بوده و هست.»
    رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو مجلس خبرگان رهبری یادآور شد: «البته در سال‌های اخیر در تصمیماتی که گرفته می‌شود و مذاکراتی که هست، نیستم، به نظرم در این راه بن‌بست نیست.»
    آیت‌الله هاشمی در پاسخ به پرسش یکی از اساتید ایرانی مقیم آمریکای فصلنامه مبنی بر اینکه تحولات اقتصادی دو ماه اخیر در جمهوری اسلامی، بازتاب بین‌المللی داشته، اعم از بحث افزایش قیمت دلار که تبعات خاصی دارد و مسایل داخلی از قبیل بیکاری و مشکلات جوانان و اینکه واقعا در آینده در رابطه با ایران و خانواده‌های ایرانی با این روندی که در حوزه اقتصادی پیش گرفته شده، چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد؟ اظهار داشت: «باید راه‌حل این‌گونه موارد را در مدیریت کشور دنبال کنیم. اگر قوه مجریه ما الان صلاحیت‌های علمی، فنی و فکری کاملی داشت و مدیریت موثری را به کار می‌گرفت، روابط اجتماعی ما کامل، با مردم خوب بودیم و با دنیا هم مساله درست نمی‌کردیم، این اتفاقات نمی‌افتاد.»
    وی افزود: «با این حجم زیاد درآمد نفتی‌ای که داریم و به علاوه این ظرفیت صادراتی که الان برای ما به خصوص در زمینه تولیدات پتروشیمی، خدمات و سایر موارد پیدا شده، نباید مشکل می‌داشتیم. فکر می‌کنم بیکاری‌ها و این مشکلات خیلی غیرعادی است.» فکر می‌کنم با این درآمد عظیم و ظرفیت کاری که در کشور هست، الان بیکاری خیلی غیرمعمول است. فقط مساله مدیریت است. اگر مدیریت نیرومندی در کشور کارها را بر عهده بگیرد، همین حالا می‌تواند خیلی زود با یک حرکت‌ جهشی این مسایل را حل کند.»
    http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=44698

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: