چشم انداز احزاب و گروه‌های مخالف در سوریه

سوریه، بیش از یک سال است که شاهد بحرانی تمام عیار بوده و تمامی راه‌حل‌های ارائه شده برای حل این بحران یا به شکست انجامیده یا در آستانه شکست قرار دارد. احزاب سوریه در تحولات این کشور چه نقشی داشته اند؟ بیش از چهل سال حکومت خاندان اسد بر این کشور، سرشار بوده از قلع و قمع مخالفان و عدم تحمل احزاب مخالف. با این حال در دوره حکومت حافظ اسد، به دلیل کاریزما و قدرت سیاسی فوق‌العاده‌ای که وی داشت؛ این کشور کم‌تر شاهد آشوب و تنش داخلی بود. حافظ اسد که خود با کودتا به قدرت رسیده بود، پس از تصدی مقام ریاست جمهوری، تمام مخالفانش را از میدان به در کرده و با تصویب قانون شرایط اضطراری، عملا راه تنفسی برای مخالفانش باقی نگذاشت. وی در دومین اقدام برای محکم کردن قدرت خود، حزب بعث را تنها حزب قانونی کشور اعلام کرد تا بدین ترتیب احزاب و چهره‌های مخالف یا کشور را ترک کنند و یا به فعالیتی اندک و غیر قابل توجه در زیر پرچم حزب بعث روی بیاورند.

جایگاه اخوان المسلمین

بزرگ‌ترین تنش داخلی دوران حکومت سی ساله حافظ اسد اوج‌گیری فعالیت اخوان المسلمین به عنوان یک حزب سیاسی مخالف بود. در سال ۱۹۸۰ اخوان المسلمین برای سرنگون کردن حکومت اسد دست به تحرکاتی زد، که با الگوبرداری از فعالیت های شاخه مصری اخوان المسلمین به ترورها و بمب‌گذاری‌های کور منجر شد. چندین بمب‌گذاری و سپس تلاش برای ترور نخست‌وزیر وقت سوریه، سرانجام کاسه صبر اسد را لبریز کرد تا دست به قتل عامی در شهر حماه زد و بیش از سی هزار نفر از اعضای اخوان در این شهر جان باختند.

با درگذشت حافظ اسد در سال ۲۰۰۰ فرزندش بشار اسد به عنوان وارث وی پست ریاست جمهوری را تحویل گرفت. بشار که در لندن پزشکی خوانده بود بود، وعده فضای باز سیاسی داد و در دو سال ابتدای حکومت وی، روزنامه‌ها و احزاب سوریه نسبت به قبل آزادی بیشتری کسب کردند و بسیاری از زندانیان سیاسی نیز آزاد شدند.

طبقه حاکمه سوریه که بر نیروها و موسسات امنیتی متکی است، این آزادی را برنتافت و آن را خطری برای موجودیت خود قلمداد کرد. به این‌ترتیب بشار اسد نیز در موقعیتی قرار گرفت که ناگزیر بود پا جای پای پدر بگذارد و بار دیگر آزادی‌ها را بر اساس قانون شرایط اضطراری محدود کند.

یازده سال بعد از این‌که بشار اسد حکومت را در سوریه به دست گرفت و در شرایطی که کشورهای عربی یکی پس از دیگری شاهد قیام‌های مردمی علیه حاکمان مادام‌العمرشان بودند، وی در یک سخنرانی گفت که «سوریه از ویروس ناآرامی‌های عربی به دور است»؛ اما چند ماه بیش‌تر نگذشت تا نخستین حرکت‌های اعتراضی در سوریه نیز شروع شد.
احزاب اپوزیسیون سوریه در تابستان ۲۰۱۱ تصمیم گرفتند با یکدیگر متحد شده و مانند لیبی جریانی یکپارچه را در مواجهه با حکومت اسد تشکیل دهند، اما ظواهر امر نشان می‌دهد که آن‌ها در این امر توفیق چندانی نداشته‌اند.
چند طائفه‌ای بودن و سابقه اندک «مخالفت» و همچنین اختلافات نژادی در سوریه از مهم‌ترین عواملی هستند که تاکنون مانع از قدرت گرفتن اپوزیسیون سوریه شده اند. در این‌جا نگاهی می‌اندازیم به احزاب مختلفی که اپوزیسیون سوریه را تشکیل داده‌اند:

۱ـ تجمع ملی دموکراتیک

این گروه متشکل از پنج حزب چپ و ملی، تنها گروهی بود که تا سال ۲۰۰۱ نمایندگی مخالفان حکومت سوریه را بر عهده داشت. گروه‌های تشکیل دهنده این تجمع عبارتند از:

ـ حزب سوسیالیست دموکراتیک عربی: این حزب شاخه‌ای جدا شده از حزب سوسیالیست عربی است که در سال ۱۹۶۴ تاسیس شد. برخی از رهبران این حزب مانند عبدالمجید منجونه و حسن عبدالعظیم وارد فعالیت‌های دولتی شده و به عضویت مجلس نیز درآمدند؛ اما در سال ۱۹۷۳ و زمانی که ماده هشتم از قانون اساسی سوریه به تصویب رسید، در اعتراض به این ماده از دولت کناره‌گیری کردند. بر اساس ماده مذکور، حزب بعث، تنها حزب قانونی کشور بوده و رهبری سوریه را بر عهده دارد.

جمال الاتاسی در سال ۱۹۸۰، واژه «دموکراتیک» را به نام حزب اضافه کرده و حزب جدیدی را تاسیس کرد که رویکردی ناسیونالیست عربی دارد. پس از درگذشت الاتاسی، حسن اسماعیل عبدالعظیم و یوسف صیاصنه رهبری این حزب را بر عهده دارند. حزب سوسیالیست دموکراتیک عربی از جمله تنها حزب اپوزیسیون سوریه است که برای چند سال اجازه انتشار روزنامه داشت و حتی موفق شد چندین جشنواره حزبی در داخل سوریه برگزار کند، اما در سال ۲۰۰۵ حسن عبدالعظیم به اتهام نشر روزنامه و تبلیغ علیه نظام به زندان افتاد.

ـ حزب کمونیست سوریه ـ دفتر سیاسی: این حزب در سال ۱۹۷۲ به رهبری ریاض الترک از حزب کمونیست سوریه جدا شد و اعلام موجودیت کرد. در سال ۲۰۰۴ کنفرانسی تشکیل شد که نتیجه آن انتخاب عبدالله هوشه به عنوان رهبر جدید حزب و تغییر نام آن به «حزب دموکراتیک ملی» بود. بیشتر اعضای این حزب در خارج از سوریه زندگی می‌کنند و بیش از این‌که فعالیت سیاسی داشته باشند،‌در زمینه‌های فکری و فرهنگی عمل می‌کنند.

حزب کمونیست سوریه ـ دفتر سیاسی از جمله احزابی است که از ابتدا با هرگونه تحرک نظامی و خشونت‌آمیز علیه حکومت مرکزی مخالف بود. این حزب در ابتدای دهه هشتاد میلادی نیز به همین دلیل با فعالیت‌های مسلحانه اخوان المسلمین به شدت مخالفت کرد.

ـ حزب سوسیالیست دموکراتیک عربی بعث: این حزب کلمه «دموکراتیک» را به نام خود اضافه کرد تا از حزب بعث حاکم متمایز شود. در سال ۱۹۷۰ و به خاطر اختلافاتی که میان صلاح جدید، نورالدین الاتاسی رییس جمهور، ابراهیم ماخوس وزیر خارجه و حافظ اسد که در آن زمان وزیر دفاع سوریه بود، رخ داد؛ ابراهیم ماخوس از حزب بعث جدا شد و حزب جدیدی را تاسیس کرد. وی در اوایل دهه هفتاد میلادی مجبور به فرار از سوریه شد و در الجزایر شغل طبابت پیش‌ گرفت.

ـ جنبش سوسیالیست عربی: رهبری این جنبش را تا سال ۲۰۱۰ عبدالعنی عیاش بر عهده داشت که ساکن پاریس بود. پس از درگذشت عیاش، فعالیت‌های حزب به شکل قابل توجهی کم شد.

ـ حزب کارگران انقلابی: این حزب توسط الیاس مرقص تاسیس شده و رویکردی بعثی و چپ دارد. رهبری آن را اکنون محمد سلام بر عهده دارد و جزو احزابی است که فعالیت سیاسی زیادی در سوریه ندارد.

۲ـ حزب کمونیست

در دهه هفتاد میلادی، مخالفان سوریه گروهی را تاسیس کردند که در اوایل دهه هشتاد تبدیل به یک حزب زیر زمینی شد. در این زمان، رهبران این حزب مانند اصلان عبدالکریم و فتح جاموس دستگیر شدند. با دستگیری آن‌ها حزب کمونیست برای چند سال از حضور در عرصه سیاسی حتی به شکل زیر زمینی محروم شد.
حزب کمونیست سوریه از جمله احزاب حامی آرمان‌های کردها در این کشور است و به‌رغم اختلاف‌های داخلی شدید، همواره بر لزوم تغییر ریشه‌ای در سوریه پافشاری کرده و رهبران و چهره‌های بارز آن در این زمینه توافق داشته‌اند.

۳ـ احزاب کرد

احزاب کرد سوریه به دو ائتلاف بزرگ تقسیم می‌شوند: ائتلاف دموکراتیک کرد و جبهه دموکراتیک کرد. این احزاب به دلیل اختلافات داخلی میان خود و همچنین مخالفتی که با دیگر احزاب اپوزیسیون سوریه داشتند، در شورای ملی اپوزیسیون سوریه شرکت نکردند و به‌صورت جداگانه علیه حاکمیت سوریه فعالیت دارند.

ائتلاف دموکراتیک کرد

ـ حزب دموکراتیک کرد: این حزب، دو جناح دارد که یکی از آن‌ا عضو ائتلاف دموکراتیک کرد است و دیگری تنها چندی قبل به ائتلاف پیوست. حزب دموکراتیک کرد در سال ۱۹۶۵ توسط عثمان صبری از معروف‌ترین رهبران کرد سوریه تشکیل شد. اکنون جناح دوم این حزب موسوم به حزب وحدت دموکراتیک کردستان را اسماعیل عمر رهبری می‌کند که پیش از این عضو مجلس سوریه نیز بوده است.

ـ حزب دموکراتیک پیشرو کرد: در سال ۱۹۶۵ توسط عبدالحمید درویش تاسیس شد و اندکی قبل از شروع اعتراضات مردمی در سوریه از ائتلاف دموکراتیک کرد جدا و با حزب چپ هم‌پیمان شد. از دل این ائتلاف، حزب آزادی کردستان تشکیل شد.

جبهه دموکراتیک کرد

ـ حزب ملی دموکراتیک کرد: این حزب به نام حزب توافق دموکراتیک کردستان نیز معروف است و از جمله احزابی‌ است که رابطه خوبی با دولت سوریه داشت. در سال ۲۰۲ این حزب با حزب سوسیالیست کرد هم‌پیمان شد.

ـ حزب چپ کرد: از قدیمی‌ترین احزاب کرد سوریه است که رهبری آن را خیرالدین مراد بر عهده دارد.

انجمن ملی کرد

این انجمن با مشارکت پانزده حزب کوچک کردهای سوریه تاسیس شده و نقش فعالی در اعتراض‌های مردمی علیه حاکمیت سوریه دارد. علاوه بر این، انجمن ملی کرد، تنها ائتلاف رسمی کردی است که از طرف شورای ملی اپوزیسیون سوریه برسمیت شناخته شده و در مذاکرات به عمل آمده در ماه‌های ابتدایی اعتراضات مردمی مشارکت داشت.

۴ – حزب آزادسازی اسلامی

این حزب در اواخر دهه پنجاه میلادی توسط شیخ تقی‌الدین النبهانی تاسیس شده و شاخه‌هایی در بسیاری از کشورهای عربی از جمله سوریه دارد. در سال ۱۹۹۹ این حزب با صدور بیانیه‌ای از نظام سیاسی حاکم بر کشور به شدت انتقاد کرد که این امر باعث بازداشت رهبران و اعضای آن شد. در اواسط دوره ریاست جمهوری بشار اسد، زندانیان این حزب با عفو عمومی از زندان آزاد شدند و تا شروع اعتراضات مردمی در سوریه هیچگونه فعالیت سیاسی در خاک سوریه نداشتند، اما بعد از آن به اپوزیسیون سوریه پیوستند و بار دیگر تحرکات خود را آغاز کردند.

۵ـ تجمع لیبرال دموکراتیک سوریه

این تجمع در سال ۲۰۰۳ در درون سوریه تاسیس شد. از جمله بارزترین موسسان آن نبیل فیاض و کمال اللبوانی هستند، اما اندکی بعد از تاسیس اختلافات شدیدی میان فیاض و اللبوانی بر سر این درگرفت که کدامیک از آن‌ها موسس واقعی هستند. کمال اللبوانی از تجمع جدا شد و به آمریکا رفت و با مسئولان بلندپایه آمریکایی دیدار کرد که این امر باعث شد تا وی بلافاصله پس از ورود به سوریه بازداشت و به زندان منتقل شود. اللبوانی اکنون از مهم‌ترین چهره‌های شورای ملی اپوزیسیون سوریه است که اختلافاتی نیز با برهان غلیون رییس این شورا دارد.

با توجه به سابقه اللبوانی که ساکن آمریکا بوده و غلیون که در فرانسه زندگی می‌کرد، فعالین سوری می‌گویند که نحوه تفکر و شیوه عمل آن‌ها متفاوت است و همین امر باعث بروز اختلاف میانشان می‌شود.

۶ـ تجمع دموکراتیک آزاد

این حزب لیبرال، نخستین حزب سوریه است که یک زن ریاست آن را بر عهده دارد که علاوه بر تابعیت سوری، تابعیت آمریکا و امارات را نیز دارا است. رهاب بیطار الدمشقیه موسس تجمع دموکراتیک آزاد، سال‌ها در امارات زندگی می‌کرد، سپس به آمریکا رفت و در بازگشت به سوریه چند سال قبل از شروع اعتراضات مردمی، موجودیت حزبی را اعلام کرد که نه به شکل مطلق عضو اپوزیسیون است و نه کاملا هوادار دولت؛ چرا که «حقیقت مطلق» وجود ندارد.
رهاب بیطار الدمشقیه شعار «سوریه اولا» را سرلوحه فعالیت‌های حزب خود قرار داده و اهداف انسانی و حقوق مدنی و آزادی‌های فردی را پیگیری می‌کند.

۷ـ ائتلاف ملی‌گرایان آزاده

این ائتلاف در سال ۲۰۰۵ توسط تجار و بازرگانانی تشکیل شد که قصد داشتند به سمت فعالیت‌های سیاسی متمایل شوند. ائتلاف ملی‌گرایان آزاده در شهر حلب تشکیل شد و رهبری آن را سمیر نشار به عنوان یک چهره مهم اپوزیسیون بر عهده دارد. ادبیات به کار گرفته شده و فعالیت‌های این حزب بیانگر نگاه لیبرالی با تکیه بر هویت فرهنگی و ارزش‌های اجتماعی سوریه است و بیشترین تلاشش را برای مبارزه با تعصب فکری، نژادی و قومیتی گذاشته است.

۸ـ کمیته احیای جامعه مدنی

این کمیته در سال ۲۰۰۰ و همزمان با شروع حکومت بشار اسد اعلام موجودیت کرد و از فضای باز سیاسی در آن دوره استفاده کرد تا به عنوان یک جنبش روشنفکری خود را مطرح کند. در این کمیته اندیشمندان و چهره‌های فرهنگی بسیاری عضو هستند که در راس آن‌ها هیثم مناع وعبدالرزاق عید حضور دارند.

مناع از جمله شخصیت‌های آکادمیک سوریه است که از سال‌ها قبل ساکن پاریس بوده و به داشتن نگاهی واقع‌بینانه و پراگماتیک معروف است. هیثم مناع در ابتدای تاسیس شورای ملی سوریه به این شورا پیوست ولی بعد از آن با برهان غلیون و سیاست‌های وی به اختلاف رسید و اکنون فعالیتی نسبتا مستقل را در پیش گرفته است.

۹ـ حزب ملی‌گرای متحد

این حزب در سال ۲۰۰۵ تاسیس شده و رهبری آن را رفعت اسد برادر حافظ اسد و عموی بشار اسد رییس‌جمهور کنونی سوریه بر عهده دارد. رفعت اسد از میلیاردرهای سوری است که مالک چندین هتل و مرکز تفریحی در اروپا است و ۲۵ درصد از سهام کانال مانش میان فرانسه و بریتانیا را نیز در اختیار دارد.

رفعت اسد در ابتدای فعالیت سیاسی خود در دهه هفتاد به برادرش کمک کرد تا به ریاست جمهوری سوریه برسد و سپس سال‌ها مسئولیت دستگاه مخوف امنیت داخلی سوریه را بر عهده داشت. او در اوایل دهه نود میلادی به خاطر انتقاداتی که از شیوه حکومت حافظ اسد کرد، مجبور به ترک کشور شد و به اسپانیا رفت.

هرچند که رفعت اسد در شورای ملی اپوزیسیون سوریه حضور ندارد، اما هوادارانش از این شورا حمایت می‌کنند. وی در دسامبر ۲۰۱۱ و در مصاحبه با روزنامه فیگارو گفت که با توجه به تجربه خود در سوریه تاکید می‌کند که تمام تصمیم‌گیری‌ها در کشور توسط بشار اسد اتخاذ می‌شود و پیش‌بینی کرد که دولت اسد به طور قطع سقوط می‌کند ولی از آنجایی که تفاوت‌های زیادی میان سوریه با لیبی و تونس وجود دارد به احتمال زیاد سوریه قبل از سقوط اسد دچار جنگ داخلی می‌شود.

۱۰ـ حزب توافق برای سوریه

این حزب در ماه مارس ۲۰۰۵ توسط محمد الجبیلی در واشنگتن تاسیس شد و بر اساس مرامنامه‌اش برای ایجاد یک کشور متحد برای تمامی ملت با تکیه بر آزادی و حقوق فردی و همچنین عدالت و برابری فعالیت می‌کند. حزب توافق برای سوریه، مهم‌ترین هدف خود را ایجاد اصلاحات اقتصادی در کشور در دوره جدید اعلام کرده است.

۱۱ـ حزب اصلاح

رهبری این حزب را فرید الغادری بر عهده دارد که دارای روابط بسیار نزدیکی با رهبران آمریکا است. حزب اصلاح از جمله اصلی‌ترین منتقدان اخوان المسلمین در میان اپوزیسیون سوریه است و برنامه خود را برپایی سوریه جدید به دور از خشونت و با حسن همجواری تعریف و تاکید کرده که از عضویت در هر ائتلافی که بخواهد عقاید یا ایدئولوژی خود را بر دیگران تحمیل کند، خودداری خواهد ورزید. حزب اصلاح به خاطر روابط گسترده الغادری در غرب موفق شده ظرف چند سال گذشته در کنفرانس‌های زیادی به نمایندگی از طرف اپوزیسیون سوریه شرکت کند و اکنون نیز از جمله احزاب فعال در میان مخالفان بشار اسد است.

۱۲ـ ائتلاف دموکراتیک سوریه

این ائتلاف از نزدیکی چند حزب کوچک و تازه تاسیس کرد، چپ و لیبرال تشکیل شد و چندین کنفرانس در اروپا برگزار کرد، ولی از آنجایی که رسانه‌ای در اختیار نداشته و پایگاه فعالیتش خارج از سوریه است، تاثیر چندانی در داخل کشور ندارد.
فراس قصاص از جمله چهره‌های این حزب است که از بدنه آن جدا شده و حزب نوآوری و دموکراسی را تاسیس کرد. این دو حزب اکنون از جمله گروه‌های مخالف حکومت بشار اسد هستند و از ارتباطات اروپایی خود برای کمک به اپوزیسیون سوریه استفاده می‌کنند.

۱۳ـ شورای ملی حقیقت، عدالت و آشتی

این شورا از جمله احزاب و گروه‌های اپوزیسیون سوریه است که در زمینه حقوق بشر فعالیت می‌کند و از آنجایی که دو نشریه اینترنتی با نفوذ را در اختیار دارد، نقش فعالی را در زمینه تبلیغات ایفا می‌کند. نزار نیوف روزنامه‌نگار باسابقه سوری از جمله چهره‌های بارز این گروه سیاسی است که پیش از شروع اعتراضات مردمی سوریه مدت ده سال زندانی بود.

۱۴ـ شورای ملی سوریه

مجموعه‌ای از شخصیت‌های اپوزیسیون سوریه ساکن آمریکا در سال ۲۰۰۶ این حزب را تاسیس کرده و هدف خود را تغییر نظام حاکم بر سوریه معرفی کردند. این شورا از سه حزب اصلاحات، حزب اتحاد و حزب آمریکایی ـ سوری تشکیل شده و از جمله احزابی است که از طرف کشورهای اروپایی و آمریکا حمایت می‌شود.

۱۵ـ اخوان المسلمین در دوران جدید

به عقیده بسیاری از تحلیلگران، اخوان المسلمین علیرغم اینکه رهبران آن سال‌هاست در خارج از سوریه زندگی می‌کنند، مهم‌ترین حزب اپوزیسیون سوریه است. اخوان المسلمین سوریه در سال ۱۹۴۵ توسط مصطفی السباعی تاسیس شده و تا سال ۱۹۶۲ نقش مهمی در سیاست و حکومت در سوریه ایفا می‌کرد؛ اما پس از آن وارد اختلافاتی با حکومت شده و از فعالیت سیاسی کناره‌گیری کرد.

شاخه سوری اخوان المسلمین در دهه پنجاه میلادی از قدرتمندترین شاخه‌های این حزب در سطح کشورهای عربی بود، اما در ابتدای دهه هشتاد و زمانی که رو به حرکت مسلحانه و ترور علیه حکومت آورد، بر اساس قانون ۴۹ مصوب ۱۹۸۰ غیرقانونی شد و دولت اعلام کرد هر کسی عضو اخوان المسلمین باشد، اعدام خواهد شد.

رهبران اخوان المسلمین پس از سرکوب خونین حماه به عراق و لندن رفته و در اجلاسی، علی صدرالدین البیانونی را به رهبری خود انتخاب کردند. اخوان المسلمین در آن سال‌ها اعلام کرد که گروه الطلیعه به عنوان یک گروه نظامی، مسئولیت رفتارهای خشونت‌آمیز در سوریه را برعهده داشته است.

اخوان المسلمین در طول سال‌های تبعید، تغییرات زیادی کرده و تلاش کرده تا خود را ملی‌گرا و طرفدار اصلاحات نشان بدهد. در اجلاس سراسری این حزب در سال ۲۰۰۲ در لندن، بیانیه‌ای به عنوان «میثاق ملی» منتشر شد که در آن از نظام سوریه خواسته شد تا دست به اصلاحات سیاسی و اقتصادی بر اساس حقوق بشر بزند. اخوان در این بیانیه با هرگونه دخالت خارجی در امور سوریه به هر شکلی مخالفت ورزید.

این حزب در بیانیه موسوم به «چشم‌انداز سوریه» بر این امر تاکید ورزیده که «دین رسمی کشور،‌اسلام است و اسلام منبع اصلی قانونگذاری در کشور بشمار می‌آید. نظام حاکم بر سوریه باید نظام جمهوری پارلمانی باشد و تفکیک قوا به شکل کامل صورت بگیرد». اخوان المسلمین در این بیانیه همچنین بر آزادی زنان در فعالیت سیاسی و حق تصدی پست‌های سیاسی توسط آن‌ها تاکید کرده است.

اخوان المسلمین سوریه از جمله تنها شاخه‌های اخوان در کشورهای عربی است که چندین سال از طرف غرب مورد حمایت قرار گرفت، چرا که فلسفه اخوان المسلمین مبارزه با حکومت‌های لائیک با تکیه بر افکار اسلامی بود، اما به دلیل صلح دولت مصر با اسراییل، در مصر فعالیت اخوان‌المسلمین در جهت منافع غرب نبود در حالی‌که در سوریه این اتفاق رخ نداد و عدم مصالحه دولت سوریه با اسراییل و آمریکا باعث شد تا اخوان به عنوان تنها نیروی جدی اپوزیسیون از طرف غرب حمایت شود.

علی مهتدی
تحریریه: جواد طالعی
دویچه وله فارسی 

Advertisements

تاگەکان: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

One Response to “چشم انداز احزاب و گروه‌های مخالف در سوریه”

  1. : ڕۆژپڕێس / Rojpress Says:

    تحولات سوریه
    مواضع و رویکرد اقلیت‌ها در بحران سوریه
    سوریه از معدود کشورهای خاورمیانه است که در آن چندین طایفه مذهبی در کنار یکدیگر مشغول زندگی هستند و هر چند که اهل سنت اکثریت حاضر در این کشور را تشکیل می‌دهند، اما از نقش و حضور اقلیت‌ها نمی‌توان به سادگی گذشت.
    با بررسی تاریخ معاصر سوریه مشخص می‌گردد که هیچگاه مبحثی تحت عنوان اقلیت و اکثریت در این کشور به اندازه این روزها جدی نبوده است. رویکردهای مذهبی و تفاوت طوائف و مذاهب در خاورمیانه دست کم دو دهه است که تبدیل به موضوعی اصلی در اختلافات داخلی کشورها شده است.
    DW.DE

    چشم انداز احزاب و گروه‌های مخالف در سوریه
    سوریه، بیش از یک سال است که شاهد بحرانی تمام عیار بوده و تمامی راه‌حل‌های ارائه شده برای حل این بحران یا به شکست انجامیده یا در آستانه شکست قرار دارد. احزاب سوریه در تحولات این کشور چه نقشی داشته اند؟
    ترکیه در بحران سوریه به دنبال چیست؟
    سیر تحولات سیاسی معاصر در سوریه
    رنگین کمان قومی و مذهبی در سوریه
    در لبنان سال‌هاست که جنگ و تنش جای خود را به همزیستی مسالمت‌آمیز داده است. در عراق، مسیحیان به عنوان اقلیت شاهد مهاجرت روزافزون بوده و اختلافاتی اساسی میان سه طایفه دیگر (اهل سنت، شیعیان و کردها) وجود دارد.
    مصر با بحرانی در مورد مسیحیان قبطی مواجه است و سوریه به تازگی شرایطی را تجربه می‌کند که هر آن احتمال دارد به جنگی طایفه‌ای و مذهبی تبدیل شود.
    در این کشورها، عموما همزیستی مسالمت‌آمیز تا جایی بود که ازدواج‌های میان طوائف امری عادی بشمار می‌آمد؛ اما در هر صورت اینگونه به نظر می‌رسد که عمر این همزیستی رو به پایان باشد.
    از زمان روی کار آمدن حافظ اسد در سوریه به عنوان نماینده طایفه علوی در این کشور، عملا دیگر طوائف و مذاهب به نوعی در حاشیه قرار گرفته‌اند. هر چند حکومت سوریه به نسبت همسایگانش لائیسیته و جدایی دین از سیاست را به خوبی به اجرا گذاشته است؛ اما وقتی که بحران بالا می‌گیرد؛ «مذهب» به سرعت به «پاشنه آشیل» حکومت تبدیل می‌شود.
    با کشته شدن نزدیک به ده هزار نفر ظرف سیزده ماه در سوریه، یکی از مهم‌ترین سوالاتی که مطرح می‌شود این است که چرا باید اقلیت علوی، سال‌ها بر جامعه‌ای متکثر با حفظ اکثریت اهل سنت حکومت کند!
    آخرین آمارگیری در سوریه نشان می‌دهد که از جمعیت تقریبا ۲۲ میلیون نفری این کشور؛ ۷۵ درصد را اهل سنت شامل کردها تشکیل می‌دهد. علوی‌ها و شیعیان ۱۲ درصد، مسیحیان ۱۰ درصد و دیگر طوائف و ادیان در این کشور مانند زیدیه و امامیه، نزدیک به سه درصد از جمعیت کشور را به خود اختصاص داده‌اند.
    علوی‌ها
    علوی‌ها علیرغم سابقه طولانی که در سوریه دارند،‌همواره جزو اقلیت‌های این کشور بودند. با روی کار آمدن حافظ اسد در سوریه، علوی‌ها قدرت فوق‌العاده‌ای پیدا کردند، بطوریکه اسد ساختار نیروهای نظامی و امنیتی خود را بر روی طائفه علوی بنیان نهاد. با شروع تنش‌های اخیر در سوریه، آنچه بیش از هر چیز دیگر باعث نگرانی شده سرنوشت طائفه علوی در صورت سقوط دولت اسد است. هر چه درگیری‌ها طولانی‌تر شده و تعداد قربانیان بیشتر می‌شود، به میزان بحرانی که این اقلیت دچار آن شده نیز اضافه می‌گردد. از یک طرف علوی‌ها پست‌های مهم دولتی را در اختیار دارند و مسئولیت آنچه در کشور می‌گذرد بیش از هر طائفه دیگری متوجه آنهاست‌ و از طرف دیگر، در میان خود علوی‌ها نیز دو دستگی عمیقی ایجاد شده است.
    بخشی از علوی‌ها به این اطمینان رسیده‌اند که با سقوط دولت اسد،‌ آنها هم دیگر جایی در سوریه نخواهند داشت و به همین دلیل با تمام توان خود در خدمت حکومت اسد هستند. در عین حال بخش دیگری در این طائفه مخالف سیاست‌های دولت هستند و به اپوزیسیون پیوسته‌اند. این گروه هدف بیشترین سرکوب حکومتی تاکنون قرار گرفته‌اند.

    بشار اسد با وجود ناآرامی‌های خونین ماه‌های گذشته همچنان موافقانی در میان گروه‌های مختلف مردم سوریه دارد
    حجم شعارهای تندی که علیه طائفه علوی در سوریه سر داده شده این نگرانی جدی را ایجاد کرده که این طائفه بعد از سقوط اسد هدف قتل عام و انتقام کور دیگر طوائف سوریه قرار بگیرد.‌شعارهایی مانند «مسیحی به بیروت، علوی به تابوت» که به شکل گسترده‌ای در شهرهای سوریه سر داده شده به خوبی میزان نفرت عمومی از این طائفه را نشان می‌دهد.
    در میان سوری‌ها شایع شده که تمام افراد لباس شخصی که بیشترین میزان خشونت را علیه مردم مرتکب می‌شوند متعلق به طائفه علوی هستند. همین باور عمومی باعث شد تا مراکز و موسسات مدافع حقوق بشر با تهیه تحقیقی که در ماه ژانویه گذشته منتشر شد اعلام کنند که علوی‌ها بعد از سقوط اسد یا مجبور به مهاجرت از ترس کشته شدن خواهند شد و یا اینکه به کوه‌ها فرار کرده و به مرور به گروه‌های مسلح خرابکار تبدیل می‌شوند.
    اهل سنت
    علیرغم اینکه اهل سنت اکثریت مطلق سوریه را تشکیل داده‌اند، اما با این حال دو دستگی در میان آنها هم وجود دارد و سال‌ها محرومیت در سایه حکومت خاندان اسد باعث نشده تا این طائفه یکپارچگی خود را حفظ کند.
    در میان اهل سنت، اقلیتی مرفه و سرمایه‌دار وجود دارند که رابطه بسیار نزدیکی با دولت اسد دارند. این گروه که به لطف حکومت اسد موفق به جمع‌آوری ثروت شده‌اند، اکنون موضع بی‌طرفی اتخاذ نکرده و برای حفظ موقعیت خود با تمام قوا از دولت حمایت می‌کنند. دولت اسد برای عبور از تحریم‌های سخت بین‌المللی علیه سوریه بر روی سرمایه این گروه از اهل سنت حساب کرده و از بسیاری شخصیت‌های اهل سنت که هنوز مشمول تحریم‌های بین‌المللی نشده‌اند استفاده می‌کند.
    در عین حال، خشن‌ترین و خونین‌ترین سرکوب تاریخ معاصر سوریه نیز متوجه این طائفه بود. اخوان المسلمین که در اوایل دهه هشتاد میلادی دست به تحرکات مسلحانه علیه دولت زد، هدف قتل عامی خونین قرار گرفت بطوریکه در جریان بمباران شهر حماه، پایگاه اخوان المسلمین، نزدیک به ۳۵ هزار نفر جان باختند.
    دروزی‌ها
    دروزی‌ها در سوریه بیشتر ساکن جبل العرب یا جبل الدروز در جنوب این کشور بوده و از طوائفی هستند که موضعگیری مشخصی در قبال حوادث جاری در سوریه ندارند. این طائفه از نظر سیاسی به سه دسته تقسیم می‌شوند. اکثریت دروزی‌ها امتدادی از دروز لبنان هستند و به همین دلیل تابع نظر سیاسی و عملکرد ولید جنبلاط رهبر دروزی‌های لبنان هستند. دسته دوم، دروزی‌هایی هستند که به اسراییل مهاجرت کرده‌اند و بیشتر در ارتش اسراییل عضویت دارند. امتداد این دروزی‌ها در سوریه، بیش از دو گروه دیگر دروزی سکوت اختیار کرده و نگران سرنوشت خود است. دسته سوم، بخشی از دروزی‌ها است که به اپوزیسیون پیوسته و علیه حکومت مرکزی مبارزه می‌کند.
    حکومت اسد ظرف چند ماه گذشته تبلیغات وسیعی را برای جذب دروزی‌ها انجام داده و سعی دارد این طایفه را از سرنوشتشان بعد از سقوط اسد بترساند و القا کند که اهل سنت در صورت روی کار آمدن، این اقلیت را هدف فشار شدیدی قرار خواهند داد.
    یزیدیه
    طایفه یزیدیه آمیخته‌ای از یهودیت، مسیحیت و اسلام با رنگ و بوی مسائل عرفانی است. بیشتر اعضای این طایفه در عراق زندگی می‌کنند و زبان و گویش آنها کردی است. طاووس، نماد طایفه یزیدیه است و ضمن تقدس آن، معتقدند که طاووس نماد فرشته اعظم است.

    تظاهرات هواداران اسد در استانبول، همزمان با برگزاری نشست “دوستان سوریه” در ترکیه
    یزیدیه از طوایف اقلیت در سوریه است که به علت همین اقلیت‌بودن، سال‌هاست برای ادامه بقا از سکوت و رازداری استفاده می‌کنند و عقاید و نظرات خود را به شکل علنی بیان نمی‌کنند. این طایفه هر چند موضعگیری صریح و واضح در قبال حوادث سوریه نداشته است، اما از انقلاب دفاع کرده و جزو اپوزیسیون ضد نظام محسوب می‌شود.
    اسماعیلیه
    پیروان و اعضای این طایفه که تنها یک درصد از جمعیت سوریه به خود اختصاص داده از حامیان جدی اعتراض‌های اخیر بشمار می‌آیند. این طایفه در سوریه به خشونت شهرت دارد، بطوریکه گروه مسلح «حشاشین» که ترورهایی را در سال‌های قبل در سوریه انجام داده بودند از اعضای این طایفه بودند. گروه حشاشین، افرادی بودند که به کاشت و استفاده از حشیش پرداخته و مشهور بود که بر اثر استعمال زیاد حشیش، دست به عملیات قتل منظم و برنامه‌ریزی شده در سوریه می‌زدند. اسماعیلیه بیش از هر مکان دیگری، در حماه و حومه آن حضور دارند.
    امامیه
    فرقه امامیه یا اثنی‌عشری، شعبه‌ای از شیعیان هستند که بیشتر در حومه دمشق ساکن بوده و پیروان آن نزدیک به دویست هزار نفر هستند. اعضای این فرقه مذهبی که به دلیل سکونت در اطراف مکان‌های مقدس و زیارتگاه‌های شیعه، سال‌هاست با زائران ایرانی در تماس هستند، به ایران نزدیک بوده و بدون هر گونه دو دستگی یا اختلاف قابل توجهی، جزو حامیان سرسخت حکومت بشار اسد بشمار می‌آیند.
    یهودی‌ها
    در آخرین آمارگیری در سوریه، تعداد یهودیان ساکن این کشور دویست هزار نفر اعلام شد. بیشتر یهودیان در دمشق زندگی می‌کنند و از طرف دولت سوریه حمایت می‌شوند. یهودی‌های سوریه عملا تحت پوشش دولت هستند و به دلیل حساسیت‌های ناشی از حضور اسراییل در منطقه و جنگ‌هایی که میان سوریه و اسراییل در گذشته در گرفته بود و همچنین احساسات ضد اسراییلی مردم سوریه؛ دولت اهتمام خاصی در حمایت و حفظ امنیت یهودیان داشته است. با این حال یهودی‌های سوریه جزو معدود گروه‌هایی هستند که موفق شده‌اند بی‌طرفی کاملی در قبال حوادث داشته باشند و به دولت یا اپوزیسیون در این نبرد نزدیک نشوند.
    سریانی‌ها ـ ارمنی‌ها ـ شرکس
    این سه طایفه مسیحی مجموعا نزدیک به نیم میلیون نفر از جمعیت سوریه را تشکیل می‌دهند و از حامیان بشار اسد بشمار می‌آیند. سریانی‌ها که به کلدانی نیز معروف هستند در حومه دمشق زندگی می‌کنند و ریشه آنها به عراق و ایران باز می‌گردد. ارمنی‌ها که بیشتر ساکن حلب هستند پس از قتل عامی که در اوایل قرن بیستم توسط عثمانی‌ها صورت گرفت به سوریه مهاجرت کردند. طایفه شرکس اما ریشه قفقازی دارند و در قرن نوزدهم توسط حکومت تزاری روسیه مجبور به مهاجرت از این کشور شدند.
    مسیحیان سوریه از جمله طوایفی هستند که در طبقه‌بندی اجتماعی جزو قشر مرفه به حساب می‌آیند و رابطه بسیار خوبی با دولت اسد دارند؛ هر چند چهره‌های مهمی نیز در میان اپوزیسیون دارند.
    ارتدوکس‌ها و کاتولیک‌های مسیحی
    اکثریت مسیحیان سوریه را ارتدوکس‌ها و کاتولیک‌ها تشکیل می‌دهند. مسیحیان نیز مانند علوی‌ها جزو گروه‌هایی هستند که رابطه بسیار نزدیکی با حکومت اسد دارند و در زمان رهبری حافظ اسد و فرزندش بشار اسد از آزادی‌های گسترده‌ای برخوردار بودند. با این حال مانند بیشتر مسیحیان ساکن کشورهای عربی خاورمیانه، آنچه مسیحیان سوریه را تهدید می‌کند، مهاجرت اجباری به کشورهای اروپایی و غربی است، امری که واتیکان به شدت با آن مخالف بوده و تلاش داشته تا دولت‌های غربی را به حمایت از مسیحیان شرق وادار کند.

    تظاهرات هواداران بشار اسد در مقابل ساختمان ویران‌شده‌ی دولتی در دمشق
    مسیحیان سوریه از نظر سیاسی هر چند حامی دولت هستند ولی چهره‌های مشهوری را نیز مانند میشل کیلو نویسنده و متفکر سوری در میان اپوزیسیون دارند که سال‌ها در دوره حکومت خانواده اسد در زندان بسر برد.
    کردها
    کردها بزرگ‌ترین اقلیت در سوریه هستند که نزدیک به ده درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و از سال‌ها قبل و در واقع از دهه شصت میلادی وارد نزاعی غیرعلنی با حکومت اسد شده بودند. دولت مرکزی سوریه، کردها را از حقوق ابتدایی آنها در کشور محروم کرده بطوریکه این گروه حق استفاده از زبان و گویش خود را نداشته و بسیاری از آنها حتی تابعیت سوریه را نیز ندارند. مناطق کردنشین جزو مناطق بسیار محروم سوریه است. مجموع این عوامل باعث بروز انفجاری در سال ۲۰۰۴ شد که دولت اسد موفق به سرکوب و ساکت کردن آن شد تا اینکه سرانجام با شروع اعتراضات مردمی در سال گذشته، کردها هم به شکل فعال وارد مبارزه با حکومت اسد شدند.
    هر چند که کردها عملا جزو شورای ملی اپوزیسیون سوریه نیستند و اختلافات عمیقی با دیگر گروه‌های عضو این شورا دارند، اما دولت اسد نیز دست به تلاش‌هایی برای جذب کردها زد بطوریکه به گروه زیادی از کردها تابعیت سوریه داد؛ اما این اقدام دیرهنگام کافی نبود و حکومت نتوانست کردها را از بدنه اپوزیسیون جدا کند.

    http://www.dw.de/dw/article/0,,15916400,00.html

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: