مکاتبە هادی صوفی زادە و بابک امیرخسروی

هادی صوفی زاده

هادی سۆفی زاده/ هادی صوفی زاده

مکاتبە هادی صوفی زادە و بابک امیرخسروی
نامە اول:
آقاای امیرخسروی
واقعا متاسفم کە در سالهای پایانی عمرت جلودار بیانییەای هستی کە بە غیر از بدنامی دستاوردی برایت نخواهد داشت. بسیاری مثل شماها کە هویت ملی خود را فراموش نمودند مغضوب ملت خود قرار گرفتند. من متاسفم کە چند سالی خود را هواخواە حزب شما می دانستم اما کە از نزدیک متوجە شدم کە تاچە اندازە در انحراف سیاسی بسر می برید. هر چند بە مذاق شما خوش نیاید اما این را بگویم کە بنا بە آخرین آمار از آذربایجان بیش از ٥٠ درصد ملت آذربایجان خواستار استقلال آذربایجان و رهایی از شر کشوری بنام ایران و ملتی بنام فارس هستند. البتە اینکە اینگونە صف بندیها بگوش شما نمی رسد چون جنابعالی در دنیای دیرین خود هستید. حال حساب ملتهای عرب و بلوچ و کورد و تورکمن کاملا مشخص است کە با اکثریت مطلق آرزوی استقلال و رهایی از شر ملت انسان ستیز فارس را دارند.
آقای امیر خسروی در این سالها بسیار تلاش شد تا حساب افردای مثل شما را کە ظاهرا بە تبار چپ تعلق داشتید از تفکرات بیمارگونە فعالین سیاسی ایرانی جدا نشان دهند، اما متاسفاسفانە شما هیچگاە جایگاە خود را ندانستید. بسیار شنیدە شدە کە شما روزهایی برای حضور در صحنە سیاسی و غلبە بر بحرانهای ناشی از انشعاب با حزب تودە دست بە دامان حزب دموکرات کوردستان میشدی و از مسئولین آن حزب در پاریس تقاضای کمک وهمکاری می نمودید، اما امروزە علیە آنان نیازمند امضای عناصر بد نام و فاقد وجاهت سیاسی شدەاید.

بە شما بگویم ایران کشوری نیست کە بتوان از آن دفاع نمود. ایران کشوری فاسد و غیر قابل دفاع است و این غدە سرطانی باید یک روز زودتر متلاشی شود.

بە امید آن روز.

پاسخ بابک امیرخسروی:
سلام آقای هادی صفی زاده!

نامه توهین آمیزوخصمانۀ شما رادریافت کردم. وبا مختصرشناختی که ازشماداشتم واظهاردوستی ها وارادت ها وهمفکری هاکه می نمودید، درذهنم داشتم، ازمضمون توهین آمیز آن بسیاردچارشگفتی شدم. این بیانیّه اگریک سود داشت، پرده هاراکنارزد وبعضی ها سیمای واقعی خودرا نشان دادند. آن روزهائی که تو ادعای دوستی وارادت داشتی ومصرانه برای تماس من باکاک حسن زاده می کوشیدی، مگرمقاله های من درمبحث ملی واقوام درایران راکه 15سال پیش نوشته شده بود، نخوانده بودی؟ باطرح های من که درهمۀ سایت ها بودآشنا نبودی؟ مگرازچشم وابروی من خوشت آمده بود؟ اتفاقا بعضی ازنامه های تو پیش من است وشاید یرای حضورذهن توبرایت بفرستم. دراین بیانیّه چه چیزی خلاف آن حرف هامی گوئیم که برای توتازه گی دارد که چنین آتشی شده ای؟

راستش، من باکسی که اینقدربانفرت ازایران وایرانی بودن حرف می زند وایران راغدۀ سرطانی می داند وبه امید متلاشی شدن آنست؛ بیش ازاین اشاره، حرفی ندارم.

اشار ه به مناسبات گشتۀ من باحزب دموکرات كردستان کرده ای. ولی یک نکتۀ مهم را ازنظردور می داری که روابط من اساسا محدود به دوران زنده یاد قاسملووتاحدی شرفکندی است. باقاسملو من ازنوجوانی ودرحزب توده آشنا بوده ورفاقت داشتم. وقتی به پراگ آمد بااوبودم سپس درپاریس همدیگررامی دیدیم. ومثل برادربودیم وهمفکربودیم. شماها متاسفانه ازنام اوسوءاستفاده می کنید. وگرنه ان بزرگمرد سنخیّتی با هجری ها ندارد. ماباهم وباشرکت چند نفردیگر، طرح منشورجمهوری خواهان راتهیه کردیم واز14 مادۀ آن 13 ماده رادرزمان حیات اوتصویب کردیم که ناکسان اورا ناجوانمردانه ترورکردند.

رحمان مثل برادرمن بود. مطالبی ازدرون رهبری حزب دموکرات ومشگلات خود با بعضی اعضاء رهبری ازجمله کاک حسن زاده ونیزمعضلات اش با صدام حسین وسازمان امنیّت عراق بامن درمیان می گذاشت ودرد دل ومشورت می کرد، که شاید بابسیاری ازاعضاء رهبری حزب دموکرات درمیان نمیگذاشت. اگراین نامۀ خصمانۀ شما نبود ومناسبات ما به روال قبلی بود، نمونه هابرایتان نقل می کردم.

به گمانم شما قاسملورا خوب نمیشناسید. او یک کردِ ایرانی بود. همان گونه که من آذری ایرانی هستم. می گفت: من ازهرایرانی، ایرانی ترم. فکرکنم درمصاحبه اش با راه آزادی، تکرارکرده است. زنده یاد شرفکندی هم ازتباراوبود.

شعارحزب دموکرات درزمان او«دموکراسی برای ایران، خودمختاری برای کردستان»بود. یعنی حل مسائل ایران مقدم بود. حالابرعکس شده است.

برای قاسملو مبارزۀ ما بارهبری حزب توده ایران، بسیارپراهمیّت بود. همواره نگران کارما بود. درآغاز، ما کاملاً تنها بودیم. حزب تودۀ ایران پشت اش به کوه اُحُد بود. ازشوروی هاهرگونه کمک مادی ومعنوی می گرفت وما تک وتنها وفاقد هرگونه امکانات بودیم. حتی سازمان اکثریّت با تمام قوا دربرابرما بود وکارشکنی می کرد. ماهمرزم بودیم ودشمن مشترک داشتیم. دراین شرایط او به حمایت ازما برخاست ومختصرکمکی کرد. ولی پس ازتروراووشرفکندی، ازهنگامی که متوجه شدیم که آرام آرام سیاست حزب دموکرات عوض می شود ودرمسیردیگری افتاد؛ من هم فاصله گرفتم. کاک حسن زاده حتما دعوای تند من باایشان راپس ازدرگذشت شرفکندی بخاطردارد. ما ازحزب دموکرات کردستان جدا شدیم وحزب دموکرات هم به دنبال
فدائیان ومتحدین دیگررفت. ازاین تاریخ من هرگز با حزب دموکرات گکردستان رابطه نگرفتم.

دوست محترم! خطاست اگرشماحزب دموکرات زمان قاسملو را با حزب دموکرات هجری درحال حاضرمقایسه بکنید. شما ازنام اوسوء استفاده می کنید ولی من هچنان به روح ایرانی بودن او وفادارم. من دوست وهمرزم آن زمان حزب بودم واینک باسیاست تجزیه طلبانۀ امروزی حزب مخالفم و درسال های پایانی عمرخود، مبارزه خواهم کرد.

شاد وسلامت باشید.

بابک امیرخسروی 09/09/2012

نامە دوم بە آقای امیرخسروی:
با سلام

آقای امیرخسروی ! نامە تندی را کە برایت نوشتم نە قصد توهین، بلکە اعتراض بە توهین شما بە وجود یک ملت و همگامی شما با یکعدە انسان بیمار ایرانی کە تحت نام دکتر و فعال سیاسی ایرانی فعالیت دارند ، برایت نوشتم و بدین دلیل بود کە بدانید کسانی هستند مواضع فکری و سیاسی شما را زیر نظر دارند و آگاە نمودن شما بە مسیر اشتباهی کە در آن افتادەای را وظیفە خود دانستم.

بدون تعارف مواضع فعلی شما سنخیتی با استقلال و تمامیت ارضی ندارد و کاملا در تضاد با حقوق بشر و حقوق ملتها ودر تضاد با مصوبەهای بین المللی هم هست.

گرچە شما در دهە شصت خود را متحد استراتژیک حزب دموکرات می دانستید ( با استناد بە جزوەهای اولیە تاسیس ح د م ا ) فاصلە گرفتن با مواضع آن دورە بسیار طبیعی است، اما آنچە برای من مهم است این است کە ایکاش شما همان بابک می ماندید کە در مصاحبە با راە آزادی ( سالهای آخر ) کە از طرح خودمختاری حزب دموکرات دفاع می نمودید، نە اینکە امروزە با آنهمە تجارب سیاسی پا در پای عناصر کوتەاندیش با تفکرات شوینیستی نظیر کوروش زعیم ، منوچهر صالحی، کمال ارس و بسیاری از تفالەهای جبهە ملی و سلطنت طلب بگذارید. یا اینکە همطراز عناصر مطرودی نظیر محمد علی مهرآسا شوید. این افراد اگر جایگاهی در میان کوردها داشتند گماشتە فارسها از آب در نمی آمدند. خود شما این روزها از طرف جوانان آذری مورد سوال قرار گرفتەاید. در ارتباط با همین بیانیە شما علیە کوملە و دموکرات برخی از سایتهای آذری زبان از جملە سایت تریبون کە دوستان آذری ادارە می کنند با بدی از شما یاد کردەاند.

این را هم بگویم کە اتفاقا” بیانیە شماها آن اندک اعتمادی را کە میان ملیتهای ایران بود بر باد داد. و نقاب از چهرە برخی افراد دیگر نظیر مهرداد درویش پور کە تنها با حضور در رسانەهای کوردی ابراز وجود نمودە برداشت.

آقای امیرخسروی تاکید شما بر حفظ یکپارچگی ایران و یکپارچگی ایران تنها در خدمت ملت فارس است و در سایە همین نگرش شماها فارسها را بە ملتی مفت خور و شکم آنان را فربە تر نمودە بە آسانی از نفت ملت عرب، نیروی کار ملت کورد و نیروی متخصص آذری استفادە می کنند و خود بە ملتی تنبل و مفت خور و ملت برتر درآمدەاند. نوشتەهای صریح بندە در این خصوص در سایتها موجود است. این را بدانید کە بنا بە تحلیل کارشناسان خود نظام ، ایرانگرایی مشروعیت خود را از دست دادەاست و الگوی سیاسی آذریها باکو، کوردها دیاربکر، عربها دبی می باشد. حال شما با این روش کهن خود در مقابل جریان آب قرار دادەاید.

آقای امیرخسروی، من دوست داشتم کە شما علیرغم اعتقاد بە ایرانگرایی خود، همچنان دوست ملت کورد باقی می ماندید، برای شان خود شما نیز بهتر بود کە با ملت کورد و آذری می ماندید تا با یک مشت انسان بظاهر سیاسی اما فارس زبان شوینیست. تلاش سالها قبل من برای تجدید روابط شما با آقای حسن زادە کە شما خاطر نشان نمودەاید بە همین خاطر بود، اما متاسفانە با مواضع چند سال اخیرشما تفاوتی میان شما و دیگر دشمان کورد دیدە نمی شود. این را اضافە نمایم کە چندین مورد بندە بخاطر دفاع از نظریات شما در میان دوستان حزب دموکرات مورد نکوهش قرار گرفتم و حال اعتراف می کنم کە حق با آنان بود.

واقعا’ با نگاهی بە تاریخ کهن و معاصر و فعلی ایران، یک درصد بە ایرانی بودن جای افتخاری نمی بینم کە بخواهم از آن دفاع کنم. نمی دانم دفاع شما از ایرانگری در چیست؟ تازە اسنادی از دکتر تقی ارانی پیدا شدە کە در سالهای آخر از تورک ستیزی خود پشیمان بودە و آنرا بحساب دورە جوانی و نادانی خود گذاشتەاست.

در قاموس ایرانیان همچون گذشتە دروغ، بیگانە ستیزی، باب کشی، بهایی ستیزی، یهودی کشی، انسان ستیزی، عرب ستیزی، کورد کشی وجود دارد. چرا باید از چارچوب کشور و ملتی کە خود را مالک این دیار مملو از ظلم و ستم می دانم دفاع کنم. در واقع دفاع کردن از همچون چارچوبی خیانت است.

آیا می توانید قبول نمائید کە در طول بیست سال استقلال جمهوری آذربایجان آن کشور از یک گداخانە بە یک کشور پیشرفتە بدل شدەاست و نفت و ثروتش بە جای انتقال بە مسکو بە خودش تزریق می شود؟ اگر ملت آذری در ایران هم مستقل شود در کمترین زمان مسیر پیشرفت را طی خواهد نمود اما تا در ایران باشند باید مغلوب فارسها هستند. نمونە دیگر کوردستان عراق است کە برای من الگوی خوبیست و آرزو دارم مثل آنان از زیر سیطرە فرهنگ کاذب ایرانی رهایی یابم و همچون برادران کورد خود در عراق از آزادی و استقلال نسبی بهرەمند شوم.

اشتباە دیگر شما: شماها در حالی علیە این دو حزب بیانیە صادر نمودەاید کە آن دوحزب بخاطر نزدیکی بیش از حد بە محافل فارس زبان بشدت مورد انتقاد روشنفکران کورد هستند.

آقای قاسملو یکبار گفت کە خود را از هر ایرانی ایرانی تر می دانم و این بە دستاویزی برای شماها بدل شد، اما ایشان در همان مصاحبە ( راە ارانی ) بارها از ملت کورد و ستم ملی سخن بە میان آوردەاست کە شما تابحال وجود ملتی بنام ملت آذری را کتمان می نمائید. حال اگر ایشان در قید حیات بود و بنا بە شرایط فعلی از استقلال کوردستان سخن می راند، شاید همان دوست یا برادرت را خائن لقب می دادید. کما اینکە در برنامە حزب دموکرات دوران اقای قاسملو طرح خودمختاری بر مبنای جغرافیایی، ملی و اقتصادی بنا نهادە شدەاست، موردی کە کماکان استراتژی حزب دموکرات باقی ماندەاست و این را هم بگویم آقای هجری یکی از شاگردان راستین آقای قاسملوست و تفاوت گذاشتن میان دکتر قاسملو و آقای هجری بسیار سادەانگارانە است.

مورد دیگر اینکە اگر چنانچە آقای قاسملو کە خود را یک کورد ایرانی می پنداشت دلیلی بر عدول از خواستە ملی کوردها نیست، چرا کە کوردها در عراق و ترکیە هم ایرانی بودەاند دوم اینکە باید گفت آقای قاسملو هم بدلیل سالها دوری از ایران درک درستی از جامعە مذهبی ایران نداشت و متاسفانە خود شما نیزبا واقعیات جامعە ایران بیگانەاید. بی جهت نبود کە در نامە اول اشارە نمودم کە بنا بە آماری ( غیر علمی ) بیش از ٥٠% آذریها خواستار استقلال از ایران هستند. موردی کە شاید هیچگاە بە گوش شما نرسیدەاست اما این واقعیت آذربایجان ایران است. شما می توانید صحت این آمار را از زبان انصافعلی هدایت کە در اولین جلسە اتحاد جمهوری خواهان شرکت نمود و بعدا در ایران دستگیر شد جویا شوید.

این را هم بگویم تعلق تباری و نژادی فارس و کورد و آذری از تعلقات روسها و اکرائینها و بلاروسها عمیقتر نیست کە هر کدام مسیر استقلال خود را یافتند. و یا کشورهای سکاندیناوی.

بد نبود کە از جمهوری خواهان سخن بمیان آوردید. آقای قاسملو بە همکاری چپها اعتقاد داشت و مرد عمل بود. اما متاسفانە افرادی مثل شما از یک چپ مسئولیت پذیر بە دامن بە ناسیونالیستم ایرانی غلطیدەاید، و آن اتحادی کە در سال ٢٠٠٣ درست شد تنها نامی از آن ماندەاست.در ضمن بیانیە شما حتی در تضاد با بند هفتم منشور اتحاد جمهوری خواهان میباشد.

جناب آقای امیرخسروی! در پایان باید گفت این روزها کم نیستند فارس زبانانی کە هر از چند گاهی علیە ملت کورد، عرب و یا آذری بیانیە جمعی صادر می کنند گویی کارشان صدور بیانیە است. انتظار از افرادی مثل شما این است کە بجای دشمنی با حقوق ملتها ، زشتیهای جامعە ایران را برای جوانان برملا نمائید تا جوانان ما بدانند در چە جامعە لجنی زندگی می کنند.

من هیچگاە بخاطر دفاع از دموکرات و یا کوملە بە شما نامە ننوشتم، بلکە بخاطر اشتباهی کە شما تحت لوای تمامیت ارضی و استقلال ایران بە آن افتادەاید از نحوە کار شما شاکی شدم.ایکاش حزب دموکرات کوردستان ایران تجزیە طلب بود .

نامە دیگر بە ایشان:

سلام آقای امیرخسروی

بە شما پیشنهاد میدهم کە مطلب خانم شادی صدر را مطالعە فرمائید

http://news.gooya.com/politics/archives/2012/09/147014.php

پاسخ آقای امیرخسروی:

سلام آقای صفی زاده!

سپاسگزارم. پیش ترخوانده بودم. مطلب بِکری ندارد. همان حرف های تقلیدی دیگران است. ای کاش این خانم برجسته وشجاع، درهمان محدودۀ دفاع ازحقوق زنان که نیمی ازجمعیت کشوررا تشکیل می دهند وواقعاًتحت ستم وتبعیض قراردارند، می ماند و واردمعقولات دیگر، که نمی شناسد، نمی شد.

شماچطور؟ آیا مصاحبۀ آقای عبدالله مهتدی با یزدان پناه را که درسایت ارگان رسمی کوموله هم عیناً منتشرشده است خوانده اید؟ نظرتان چیست؟ شما که درآرزو وامید ترکیدنِ هرچه زودترغدّۀ سرطانی ایران هستید، چراسکوت کرده اید و به ایشان پرخاش نمی کنید؟ ودرردسخنان ایشان مطلبی نمی نویسید؟

سلامت وموفق باشید.

بابک امیرخسروی 15/09/2012

پاسخ بندە بە ایشان:

آقای امیرخسروی، سخنان خانم صدر را قبلا هم خانم مهرانگیز کار در مطلبی تحت عنوان اهواز یا الاحواز نوشتە بود. نوشتە زنانی نظیر خانم صدر، خانم کار و یا خانم عبادی ثابت نمودە کە خانمها در ایران منطقی تر با مسئلە برخورد می کنند و اینگونە استنباط می شود کە گویی درد ستم ملی در ایران را تنها زنان کە خود هم تحت ستم بودەاند درک می نمایند. در جهت مقابل هم کە بنگریم من بعنوان یک نفر از ملت کورد تا بحال چند مطلب در مورد خودسوزی خانم هما دارابی آن زن نگون بخت تهرانی کە در میدان تجریش تهران اقدام بە خودسوزی نمود ، نوشتەام، اما بسیار بعید می دانم از میان آن دهها نفری کە پای بیانییە شما را تنظیم نمودە بودند یکنفر پیدا شود و درد و رنج هما دارابی را بدانند و وجدان ایشان را آزردە باشد و یا اصلا برایشان مهم بودە باشد.

در مورد اینکە مصاحبە آقای مهتدی را خواندەام، بلە آنرا خواندە و مصاحبەای بر اساس متانت و تکرار همان سخنان رایج کە درفضای سیاسی کوردستان مطرح است و اینکە تجزیە طلب نیستیم. اما این مشکل شماست کە درک نمی کنید و بە زور می خواهید ما را تجزیە طلب قلمداد نمائید. ضمنا ایشان نە در بیانیە مشترک با حزب دموکرات و نە در مصاحبەاش بە حقوق ملتهای دیگر ایران و منجملە ملت فارس تعرض نمودە است کە شما آن بیانییە شکاف بر انگیز را علیە شان تنظیم نمودید. اما بیانیە شما حتی از ادبیات ملی مذهبیها و سلطنت طلبها نسبت بە حقوق ملتها شکاف برانگیز تر بود و شکافی را در جامعە ایران ایجاد نمود کە بە آسانی ترمیم نخواهد شد مگر اینکە نویسندگان آن بیانییە از ملت کورد پوزش خواهی نمایند

شاد و تندرست باشید.
Le gel rezm,da
Best regards
Hadi Sofizadeh

 

 

 

Advertisements

تاگەکان: , , ,

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: