کردستان در مسیر استقلال و احتمال موافقت بغداد – دیوید هرست/ روزنامه دیلی استار

peshmerge_sinurترجمه کردی: مسعود مناف – NNS ROJ
ترجمه فارسی: عارف سلیمی

هفته گذشته، زمانی که مقاله “عبدالجبار الشبوط” سردبیر روزنامه “الصباح” چاپ بغداد را خواندم شگفت زده شدم. الشبوط نوشته بود که اکنون دیگر زمان آن فرارسیده است برای حل همیشگی مشکلات دیرین میان کردها و عربها در عراق، دولت مستقل کردی بنیان نهاده شود! تاکنون هرگز اظهاراتی این چنین صریح و بی پرده را از یک عرب نشنیده بودم! به ویژه از زبان کسی همچون الشبوط! چون می دانیم که روزنامه الصباح زبان حال نوری مالکی نخست وزیر عراق و الشبوط هم سردبیر آن است. منظور الشبوط آن بود که به این ترتیب می توان پایان صلح آمیزی برای مشکلات میان کردها و عربها رقم زد. او دو راهکار را برای خاتمه مسالمت آمیز مساله کرد- عرب مطرح کرده بود.

راهکار الف: گفتگوی مداوم میان حکومت مرکزی و حکومت اقلیم کردستان در عراقی نوین. مظور از واژه “نوین” هم عراق پس از صدام حسین و مرحله بنیانگذاری مجدد این کشور به عنوان یک جمهوری دمکراتیک، فدرال و پارلمانی است.

راهکار ب: استقلال کردستان و پایان دادن همیشگی به مشکلات قدیمی و ریشه ای دو طرف.

به نظر الشبوط “تلاشها همواره در چارچوب راهکار اول بوده است اما با وجود این هیچگاه به سرانجام نرسیده است و نخواهد رسید. به همین خاطر است که اکنون می بینیم ارتش عراق و نیروهای پیشمرگه کردستان در مناطق مورد مناقشه کردها و عربها، دست روی ماشه سلاحهایشان روبروی یکدیگر قرار گرفته اند و در این شرایط بحرانی و پر تنش هر آن احتمال وقوع جنگ می رود.”

از آن هم مهمتر آنکه تنها الشبوط نیست که چنین نظری دارد. بلکه حتی خود نوری مالکی نیز این گونه فکر می کند. ظاهرا مالکی نیز هشدار داده است که “اگر جنگی میان حکومت مرکزی و حکومت اقلیم کردستان درگیرد، دیگر مثل زمان صدام حسین جنگ شورشیان کرد با دولت مرکزی نخواهد بود؛ بلکه به یک منازعه اتنیکی/قومی میان دو ملت کرد وعرب تبدیل خواهد شد.”

مهم نیست چه راه حلی در پیش گرفته خواهد شد؛ جنگ یا دیپلماسی. مساله اصلی این است که واقعیت آشکار شده است و آنهم اینکه اکنون دیگر”مساله کرد” با آن سابقه دیرینی که دارد با بهار عربی و تحولات جدید منطقه خاورمیانه گره خورده است و وارد مرحله تازه ای شده است.

کردها، ملتی هستند که سرنوشت آنها نه در نتیجه تلاش و مقاومت بی وقفه خودشان بلکه همواره به تبع میل و اراده قدرتهای منطقه ای و جهانی تعیین شده است. وضعیت آنها همواره تابعی از تحولات خاورمیانه و بازیهای سیاسی ابرقدرتها در این منطقه بوده است. این وضعیت هم از آغاز دوران معاصر همزمان با جنگ جهانی اول و سقوط امپراتوری عثمانی شروع شده است. در سال 1916 قرارداد سایکس-پیکو به امضا رسید و فرانسه و بریتانیا وعده دولتی کردی را به کردها دادند. اما به وعده شان عمل نکردند.

کردها به اقلیتهای ملی در چهار کشور ایران، عراق، سوریه و ترکیه تقسیم شدند و به این ترتیب تحت فشارهای بیشتر و بیشتر قرار گرفتند. آنها هم هرگز وضعیت جدیدشان را نپذیرفتند و به شورشهایی پی در پی علیه کشورهای مذکور و به ویژه علیه عراق دست زدند. اما محصور شدن آنها میان خشکی و موقعیت جغرافیایی ناهموار سرزمینشان تاثیرات نامطلوبی بر مبارزان آنها داشت. به طوری که شورشها و اعتراضاتشان یکی پس از دیگری سرکوب شدند. تا اینکه در نهایت و در زمان صدام حسین کردهای عراق قربانی سلاحهای شیمیایی و کشتار جمعی گردیدند.

هیچکدام از این مصایب هم موجب نشد تا کردها از رویای استقلال دست بردارند. از همین روی پس از حمله دیوانه وار صدام به کویت در سال 1990، کردهای آن کشور یک فرصت طلایی به دست آوردند و بار دیگر به تکاپو افتادند.

یکی از پیامدهای غیرقابل پیش بینی حمله صدام علیه کردها و تلاش او برای انجام قتل عامی دیگر، تشکیل اقلیمی محافظت شده در شمال عراق بود که به اولین گام کردها در مسیر کسب استقلال منجر شد. به این ترتیب فرصت کسب خودمختاری را که می توان از آن به گامی در راه استقلال توصیف کرد، به دست آوردند.

فرصت تاریخی و مهم دیگر، در پی حمله آمریکا و نیروهای متفق به عراق در سال 2003 میلادی به وجود آمد.

این بار کردها حکومت خودگردان خود را در قانون اساسی عراق گنجاندند و کنترل نیروهای نظامی خویش را در چارچوبی قانونی به دست گرفتند؛ همچنین بخشی از شاهرگ اقتصادی عراق، یعنی نفت را نیز تحت کنترل خود درآوردند.

barzani-erdo-2از آن تاریخ به بعد، کردها همواره تهدید کرده اند که تنها به یک شرط حاضرند در چارچوب عراق جدید باقی بمانند آن هم داشتن “سهم برابر” است و اینکه دیگر قبول نخواهند کرد همچون یک اقلیت زیردست باشند.

دیری نپایید که مشکلات و اختلافات اتنیکی دوباره بروز کرد و تلاشها در راستای سوء استفاده از دمکراسی، قدرت و مسایل معوقه- مسایلی که تا آن زمان با گفتگو حل و فصل نشده بودند- عمیقتر شدند. این مسایل هم به نوبه خود به تمایل کردها برای استقلال و نزدیکی آنها به رویای کردستان مستقل دامن زد.

کم کم کردها، آشکار و نهان، سرگرم آماده کردن بنیانهای لازم برای اعلام استقلال شدند. آنها چه از لحاظ سیاسی، چه از لحاظ اقتصادی و حتی از لحاظ امنیتی تلاش کردند از تمامی کارتهایشان استفاده کنند تا در صورت اعلام استقلال بتوانند روی پای خود بایستند واز خویش دفاع کنند.

بنابراین آیا می توان گفت که کردها 90 سال پس از شکست تاریخیشان در رابطه با قرارداد سایکس- پیکو، اکنون با فرارسیدن بهار عربی، مهیای آنند تا از سومین فرصت طلایی خود برای اعلام استقلال بهره ببرند؟

البته خود آنها چنین امیدی در سر دارند.

مسعود بارزانی، رهبر کردهای عراق، آشکارا هر از چند گاهی اعلام می کند که “آنها به اندازه کافی” دیکتاتوری حکومت مرکزی را در بغداد تجربه کرده اند و دیگر حاضر نیستند آن را مجددا تجربه کنند. به نظر می رسد مسعود بارزانی در انتظار اتفاقی است تا آخرین گام را برای استقلال بردارد. اتفاقی که احتمالا روند تحولات را تغییر خواهد داد. این مثلا می تواند فروپاشی سوریه باشد. چنین اتفاقی یک بستر ژئوپولتیک مناسب در راستای منافع کردها را به وجود بیاورد که آن هم با تلاش بی وقفه کردهای ترکیه برای انجام تغییرات همزمان شده است.

کردها باید به این موضوع هم توجه کنند که همسایگان آنها نیز با دقت تحولات منطقه را زیر نظر گرفته اند. ممکن است بیشترین خسارتها به واسطه استقلال، رویای کردهای ملی گرا، متوجه ترکیه باشد. کشوری که در گذشته به شیوه ای ها صعبانه تلاشهای اینچنینی کردها را سرکوب کرده است.

نگرانی دیگر ترکیه نسبت به استقلال کردهای عراق این است که این استقلال می تواند بر خواست کردهای ترکیه نیز تاثیر بگذارد. به همین خاطر است که ترکیه تاکنون از حفظ تمامیت ارضی عراق دفاع کرده است.

اما از سال 2008 میلادی به این سو، آنکارا سیاست متفاوتی در قبال کردها در پیش گرفته است. ترکیه از تاریخ به بعد به بایکوت اقلیم کردستان پایان داد و دولت “رجب طیب اردوغان” مشارکت وسیع اقتصادی با کردستان را هدف گرفته است؛ آن هم در شرایطی که روابطش با دولت مرکزی عراق روز به روز بغرنجتر شده است.

به نظر می رسد خاورمیانه به میدان رقابت دو طرف تبدیل شده باشد. در یک طرف بشار اسد، ایران شیعه، نوری مالکی، حزب الله لبنان هستند که علیه مخالفان مسلح سوریه قرار گرفته اند و در طرف دیگر کشورهای عربی سنی و ترکیه هستند که جبهه دیگری تشکیل داده اند.

کردهای عراق، همزمان با تمامی فشارها و در سایه برخورداری از روابط گرم و دور از انتظار ترکیه، هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ سیاسی و استراتژی در حال رشد هستند.

در واقع همچنان که تاکنون روند تحولات نشان می دهد، کردها نیز بر این باورند که احتمالا رابطه بین ترکیه و دولت مالکی به طور کامل قطع گردد و از آن پس آنکارا با دو طیف اصلی دیگر عراق یعنی عربهای سنی و به ویژه کردها وارد معامله شود.

یک کردستان مستقل می تواند فرصتهای قابل توجهی برای ترکیه به وجود بیاورد. مهمترین نیاز ترکیه، منابع قابل اطمینان و مداوم نفت و انرژی است. همزمان کردستان عراق می تواند به متحدی نزدیک که خاک آن یک منطقه حایل طبیعی در برابر دو کشور عراق و ایران است، تبدیل شود و از آن هم مهمتر آنکه کردهای عراق همکاری خوبی برای محدود کردن فعالیتهای حزب کارگران کردستان، پ ک ک، داشته باشند. هرچند از سوی دیگر گفته می شود که پ ک ک سرگرم آن است تا از مناطق آزاد شده کردستان سوریه به عنوان پلاتفورمی برای تجدید حیات مبارزات خود علیه ترکیه بهره برداری کند.

همزمان شایعاتی نیز مطرح شده است مبنی بر آنکه گویا اردوغان به بارزانی وعده داده است که در صورت حمله ارتش عراق به کردستان، ترکیه از استقلال آنها حمایت خواهد کرد. در صورتی که مالکی راه حل دوم را در برخورد با این مساله در پیش بگیرد- یعنی کردها را در تشکیل حکومت مستقل کردستان مختار کند- کردها دیگر احتیاج چندانی به حمایت و تایید اردوغان و ترکیه نخواهند داشت.

Advertisements

تاگەکان: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: