روبوسکی، روبوسکی، روبوسکی – سیبل یردنیز/ تی ٢٤

roboski-termترجمه کردی: مسعود مناف
ترجمه فارسی: ساسان امجدی

روز دو شنبه، روزنامەی آکشام مطلبی را تحت عنوان “آشتی قلابان و دولت” منتشر کرد و در آن نوشت “علیرغم فشارهای پ ک ک، قلابان به دولت پشت نکرد”! در این مطلب به کمک های مالی دولت به خانوادەهای قربانیان روبوسکی پرداخته شده بود و اینکه “گویا” خانوادەهای کشتەشدگان ضمن “ابراز خوشحالی و سپاسگزاری” کمک های دولت را پذیرفتەاند و این درخواست را نیز مطرح کردەاند که در٢٨ دسامبر، سالروز قتل عام روبوسکی، استاندار در میان آنان باشد.

آشتی و بخشش تا این حد سهل بود و ما از آن بی اطلاع!
نخست وزیر و مسئولان دولتی نیز در این چند ماه بدون هیچ دلیلی متهم شدە بودند!
آخر چگونه می شود با چنین دولت ثروتمند، با نفوذ و قدرتمندی از در آشتی وارد نشد؟ مگر ممکن است!


“فرهاد انجو” که چند تن از اعضای خانواده خود را در قتل عام روبوسکی از دست داده، در این باره می گوید: از همان روزهای ابتدایی وقوع این کشتار، دولت تمام توان خود را به کار بست تا خانوادەی قربانیان را به حاشیه براند و این فاجعه به فراموشی سپرده شود. یک سال است که قاتلان این فاجعه را مخفی می کنند، ‌آنچه در این خبر آمده کذب است. تا شناسایی قاتلان امکان آشتی با دولت ممکن نیست.
یک سال است که می گویند گزارش ئولودره[قلابان نام کردی این منطقه است] آماده نشده است. اما ناگهان کمیسیون تحقیق مجلس از تهیەی پیش نویس این گزارش خبر می دهد. گویا در این گزارش آمده است: “ممکن است فرمانده ارتش ترکیه دستور قتل عام را صادر کرده باشد.” در این گزارش این ادعا نیز ذکر شده است که فرماندهی ستاد کل نیروهای مسلح ارتش ترکیه همەی مدارک و مستندات لازم را به کمیسیون مربوطه ارائه نکرده است.

معنای این چیست؟
یعنی این قتل عام نه عمدی، بلکه تنها می تواند نتیجەی یک اشتباه فنی در سیستم سلسله مراتبی تصمیم گیری نظامی باشد و تمام!

اما معنای این جمله چیست؟
یعنی تاکنون مشخص نشده است که چه کسی دستور این قتل عامل را صادر کرده و این کشتار با فرمان کدام فرمانده صورت گرفته است!

هفتەی گذشته “علی باباجان”[معاون نخست وزیر] گفت: به قلابان باید همچون یک فرصت نگریست! نباید امکان بهرەبرداری سیاسی از این موضوع داده شود! فراموش نکنید، اندک زمانی پیش از این واقعه، به یک مرکز نظامی حمله شد و آنهایی که تصور می کردیم شهروند مدنی هستند، تروریست بودند. عدەی زیادی شهید شدند! اگر فرصت طلبان بگذارند، زوایای تاریک این رخداد، بسیار زود مشخص خواهد شد.

به عبارتی آنچه مانع آشکار شدن حقایق شده است، فرصت طلبانند!

به عبارت دیگر دولت هنوز در پی قاتلان و آمران این حادثه نیست؛ بلکه تمام تلاش خود را به این معطوف کرده است که حتما باید سرنخی میان قربانیان و “ترور” پیدا کند!

البته جناب وزیر! البته!
روشن کردن ابعاد چنین فاجعەایی زمان می خواهد! مگر قلابان استانبول است که هرجوانی را که با چفیه، تخم مرغ و سنگ دستگیر کردی، بلافاصله تحت عنوان تروریست دادگاهی و محکوم کنی! البته که قلابان استانبول نیست، به همین خاطر در آنجا[روبوسکی] بلافاصله مطنونان را کشتی!
roboski
نکند این اقدام خود را عاقلانه و منطقی تلقی کرده باشید، که بلافاصله در پی یک اشتباه گویا فنی، به جنگندەهای F 16 اجازەی پرواز داده باشید تا آن همه انسان را بکشد؟

دولت انگار در کمین است تا دست کم، حداقل ارتباطی میان پ ک ک و وقوع این فاجعه پیدا کند، تا با این کار خود را از لزوم “عذر خواهی” کردن برهاند.
این حرف اردوغان است: اگر لازم باشد، عذر خواهی می کنیم!

اردوغان، جمعه شب، در گفتگو با تلویزیون “ان تی وی” گفت: حزب ما یعنی حزب عدالت و توسعه، همواره در پی زندگی بخشیدن دوبارە بودە است!

پس از این اظهارات، خانوادەی قربانیان روبوسکی در گفتگو با ما گفتند:

“صادق آلما” پدر نادر: ما روستایی هستیم، در میان کوهها زندگی می کنیم، خاک، حاصلی ندارد، در این کوهستان و در میان این قلەها هیچ شغل و منبع درآمدی نداریم، ناچارا به آن سوی مرزها می رویم تا کالایی دست و پا کنیم و به اینجا بیاوریم، تنها به خاطر رهایی از گرسنگی. خدا خودش می داند، همه این را می دانند. دولت با این کار خود به ما گفت بروید “بمیرید” و این کار را نکنید!

آن سو تر اما اردوغان می گفت: تمنا می کنم، واقعه را تحریف نکنید! هرازگاهی به این کشتەشدگان نگویید “شهروند مدنی”! اعضای گروههای تروریستی نیز “مدنی” هستند! اما در پس آن پوشش “مدنی”، تروریستها مخفی می شوند! باید این را نیز در نظر گرفت! منظور من آن ٣٤ نفر نیست، اما باید اجازه داد تا دادگاه در این باره رای خود را صادر کند!

“عبدالرحمان اورک” پدر یوکسل: اردوغان ما را تروریست نامید! ما تروریست نیستیم! ما مردمیم!

آن سوتر اردوغان می گفت: مسئولیت این واقعه بر عهدەی رسانەهاست! آخر یک سالی می شود حرفش را می زنند!

“نزمی انجو” پدر “شروان” هم می گفت: شروان پسرم در پاسگاه روبوسکی متولد شد! آنها به ما ظلم می کنند! پیش تر، روستاهایمان را ویران کرده و ما را مجبور به ترک زادگاهمان می کردند… پسرم از جلو دیدگانم دور نمی شود! گفت پدر می روم کمی کار می کنم تا برای سال جدید، مقداری پول همراهم باشد. رفت و.. هنگامی که به محل قتل و عام فرزندانمان رفتم، پسرم را با کفش هایش شناختم، نه از روی صورت و سیمایش. دستش کنده شده بود، بدنش تکه تکه شده بود… خداوندا هیچ کس به چنین سرنوشتی دچار نشود. جفای بزرگی در حق ما کردند، به ما ظلم شد!

اردوغان همان حرف خود را تکرار می کند: تحرکاتی دیده می شود. مشخص است که قاطرها و انسانها در آمد و شدند. قاطرها را پوشاندەاند. نمی توان فهمید که بار آنها چیست!

“پاکیزه پاکلان” همسر عثمان می گوید: همسرم، با یتیمی بزرگ شد، عاشق بچه بود، می گفت نباید گذاشت به خاطر تنگدستی ما فرزندانمان عذاب بکشند. برای ١٠ لیره تا پاسی از شب کار می کرد. از ساعت ٤ صبح تا ١٠ شب کار می کرد. وقتی به خانه بر می گشت، توان خوردن لقمه نانی نداشت. حتی فرصت این را نداشتیم که با هم حرف بزینم. فرصت نبود به جایی برویم، تفریحی بکنیم. آن شب که رفت به بچەهایمان گفت: نخوابید، غذا و هدیه برایتان می آورم. بچەها منتظرش بودند تا پدرشان هدیەها و خوراکی هایشان را برایشان بیاورد، نخوابیدند، منتظر بودند…

و اردوغان می گوید: این که آنها قاچاقی هستند یا تروریست یا.. این بحث را رها کنید تا مسئولان رای خود را در این باره بدهند! این منطقه، منطقه ترور است!

“سمیره انجو” مادر سلام: همین که شنیدم نظامیان جلو کاروان را گرفتەاند، به سوی مرزها به راه افتادم. برف سنگینی باریده بود، لباس گرم هم به تن نداشتم، با دمپایی، که آن هم در میان برف ها جا ماند. در امتداد مرزها، هواپیماهای بی سرنشین بالای سرم می چرخیدند. هر کسی را که می دیدم، چراغ را رو به صورتش می گرفتم تا ببینم پسرم است یا نه! گفتند جنازەی فرزندت آن سوی مرزهاست! خود را به آتش زدم، نگذاشتنند… به او نرسیدم… در بیمارستان تکه‌ایی از پای پسرم را دیدم، از روی آن تکه پسرم را شناختم…

اردوغان اینگونه به شفاف سازی خود ادامه می دهد: مقامات نظامی در منطقه، با مسئولان ذیربط گفتگو کرده‌اند، تصمیم های لازم را گرفته‌اند و وظایف خود را انجام داده‌اند! در چنین مسائلی، آیا هیچ گاه اشتباه رخ نمی هد؟ چرا، بروز اشتباه نیز ممکن است. همواره احتمال بروز این دست اشتباه‌ها وجود دارد…

“زاهده انجو” مادر اصلان: اصلان من تنها دو بار به آنجا رفت. تنها دو گالون گازوئیل با خود آورده بود. بازوری اصلانم، دو روز پس از به خاکسپاریش پیدا شد. خواستم آن را به انسانها، به دوربین ها نشان بدهم، خواستم همه‌ی دولت های دونیا بازوری فرزندم را ببینند. ملا و روستائیان، آن را از من مخفی کردند و مخفیانه آن را در گور پسرم جای دادند. اکنون من حق خودم را می خواهم. حکم دو گالون گازوئیل، دو روز زندان است، نه تکه تکه شدن. تنگدست بودن، فرزند فقر بودن، دو گالون گازوئیل، اصلا چیزی نیست، گازوئیل، آن دشمن من، نمی خواهم ببینم، به من نشانش ندهید… وگرنه خودم را به آتش می کشم.

اردوغان همچنان می گوید و می گوید: بله اینها هم حرف اول و آخرشان شده قلابان، بحث بحث قلابان است! می خواهند به هرطریقی شده این مسئله همچنان بحث روز بماند! همان گروه تروریستی و دنباله‌روانش هستند که می خواهند به زور این موضوع را کش دهند…

“عزیمه انجو” مادر فادل: فرزندانمان کسانی نبودند که آزارشان به کسی برسد، هیچ کس حق کشتن آنها را نداشت! وقتی پسرم از من پول می خواست، نمی توانستم حتی یک لیره به او بدهم. نداشتم! پسرم برای یکی دو گالون گازوئیل به آن سوی آن مرزها می رفت، برای نان شب، آخر ما تنگدستیم…

و نخست وزیر می فرماید: امیدوارم هیچ کس آرامش مردمانمان را به هم نزند، هیچ کس با خون خواهی به جایی نمی رسد…

“غزال انجو” مادر جمال: همینکه از مدرسه می آمد، می گفت مادر از گشنگی سرم گیج می رود، اما پولی ندارم که در مدرسه با آن چیزی بخرم. پنجاه لیره به فروشگاه مدرسه مقروض بود. آن شب به سوی مرزها رفت تا بتواند قرضش را ادا کند. پسرم سه‌ ساعت بر لبه‌ی مرگ بوده. جنازه‌ی پسرم را در پتویی پیچیده بودند و بر روی پالان قاطری گذاشته بودند. بعضی شب ها تصویر پسرم را در آن حالت در خواب می بینم…

و اردوغان اینگونه به سخنانش ادامه می دهد: با اینکه هنوز نتیجه‌ی انجام تحقیقات مشخص نشده، همان گروه تروریستی و عقبه‌اش ما را تحت فشار گذاشته‌اند و می گویند بدون چون و چرا باید عذر خواهی کنید!

“فلک انجو” مادر ارکان: پسرم را در آن کوهها، در آن مرزها کشتند. 13 سال داشت پسرم. در سردخانه خواستم برای آخرین بار رخسارش را ببینم، التماس کردند که این کار را نکنم، نگذاشتند. می گفتند دیدن فرزند در آن حالت برایت تحمل ناکردنی ست. گفتند این کار را مکن. دست کشش را از دستش در آوردم، دستش را بوسیدم. برای آنکه سردش نشود، چهار پنج جفت جوراب به پاهایش کرده بودم، پیش از رفتنش. جوراب هایش را در آوردم و پاهایش را بوسیدم. بوسیدم و بوسیدم…

اما اردوغان می گوید اگر لازم باشد، عذر خواهی خواهیم کرد!

این دیگر چه غروری است، قربان!
این چگونه درکی از سیاست است که همدردی با خانواده‌ی قربانیان را کسرشان و نشان از ضعف می داند؟
این چه انسانی است که نمی تواند بگوید “اگر 34 انسان بی گناه، یا حتی یک کودک، بر اثر یک اشتباه جان خود را از دست داده‌اند، من، از پدر و مادر قربانیان، از انسانیت طلب بخشش می کنم.”

Photo: Mehmet Masum Süer

با این اوصاف مرزها و فارق ها میان برخوردی شجاعانه و اهمالی از سر ترسویی در چیست؟

پس اگر برایتان مشخص نشده بود که آن انسانها چه کسانی هستند، چگونه پنج جنگنده‌ی F16 را به استقبالشان فرستادید؟ چرا پنج؟ این چگونه دفاعی است؟ این دیگر چه استراتژی است؟ این اشتهای سیری ناپدیر انسان کشی از کجا نشات گرفته است؟ این چه خود به رخ کشیدنی است؟ اهمال؟ اشتباه اطلاعاتی؟ بصیرت؟ ترس؟ نفرت؟ کینه؟ ذهن مسموم؟ کدام؟

سخن گفتن در این باره با این درجه از خونسردی می تواند حامل چه معنایی باشد؟ انسان، اگر نشانه‌ایی از انسانیت را در خود داشته باشد، آنچنان که از شهروندان خود بیگانه شده، به همان میزان هم از خود بیگانه می شود؟

جناب نخست وزیر!
شما در کدام سوی عدالت ایستادەایی؟
فراتر از آن؟ در پس آن یا در لبەاش؟
شما در کدام سوی عدالت ایستادەاید که ما جز خودپسندی، نفرت، کینه، تنفر و تظلم هیچ چیز دیگری نمی بینم!
نمی خواهی بفهمی که تنها صداقت و صمیمیت برای آن انسانها اهمیت دارد و دیگر هیچ؟
مگر تا این حد دشوار است که انسان بدون نابود کردن دیگران، فارغ از ارعاب و تهدید، بدون آزار رساندن، با حقیقت و زندگی آنان در هم آمیزد و راه آشتی در پیش گیرد؟

ما آنجا نبودیم و حقیقت آن واقعه تنها نزد کسانی است که خود آنجا بودند. البته نخست وزیر نیز. این حق پدران و مادران داغدیده است که از حقایق این فاجعه مطلع شوند.

اگر همچنان از روبوسکی حرف می زنیم، به این خاطر است که به درد و آزار دل مادران و پدران گوش سپردەایم و مستمع کابوس ها و خیال آشفتەی هر شب آنانیم. هر روز شاهد اشک ریختن هایشانیم، زجه زدن ها و محنتشان.

مادران کودکان کشته شده می گویند ما پول دولت را نمی خواهیم. می گویند بگذار در تنگدستی بمانیم و نان با سفرەهایمان بیگانه بماند.ما جبران مالی دولت را نمی خواهیم. فرزندان ما کالاهایی برای فروختن نیستند! پول خون آنها را نمی خواهیم، بلکه تنها محاکمەی عاملان و مسببان را خواستاریم.
آنها تنها حقیقت را می خواهند، خواهان اجرای عدالت اند!

با تمام اینها اردوغان می گوید: این روبوسکی نیست! بلکه ئولودره[نام ترکی آن] است! روبوسکی دیگر چه صغیەایی است!

اما بیا و ببین که می گویم:
روبوسکی، روبوسکی، روبوسکی…

Advertisements

تاگەکان: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: