تو شب را روشنی می بخشی- پنار اُغونچ/ رادیکال

Ayshegokkanترجمه کردی: مسعود مناف
ترجمه فارسی: عمار گلی

همان روزی که تعدادی از نمایندگان زن برای اولین بار با حجاب وارد پارلمان [ترکیه] شدند، من تلفنی با “عایشه گوککان” شهردار شهر نسیبین گفتگو می کردم. اما نه! شهردار نه در اتاق کارش یا کوچه و خیابانهای نسیبین، بلکه جایی در نقطه صفر مرزی، درست وسط منطقه ای نظامی و مین گذاری شده جواب تلفنم را داد. مسئولان امر نیز برای اینکه اعضای شورای شهر و خبرنگاران نتوانند این شهردار زن را ببینند، با استفاده از خودروهای نظامی دیواری در مقابلش کشیده اند. وی از دو روز پیش در مخالفت با ساخت “دیوار شرم” و به نشانه اعتراض، در این مکان بست نشسته و اکنون نیز اعتراضش را به “روزه مرگ” تغییر داده است.

مدتی است که ترکیه سرگرم ساخت دیواری در مرز کُردستان سوریه، یا همان “روژاوا” است. به گفته خانم گوککان، ساختن این دیوار از “جیلان پنار” به سمت “شن یورت” در حال احداث است.

عایشه گوککان روز ۱۷ اکتبر همزمان با شروع عملیات اجرایی ساخت دیوار میان “نسیبین” و “قامیشلو” گفته بود “حتی اگر به قیمت جانم هم تمام شود، این دیوار را با دستان خودم فرو می ریزم”. وی از آن روز تا کنون در تلاش است تا بداند چه کسی و به چه علتی دستور ساخت این دیوار را صادر کرده است.
می گوید از وزارت کشور، وزارت دفاع، نمایندگی ارتش در ماردین، استاندار و فرماندار ماردین سوال کرده اما هیچ کدام از آنها به او پاسخ نداده اند. تنها جواب غیر رسمی که از فرماندار ماردین شنیده این بوده که “هیچ اطلاعی در این خصوص ندارم”! و می افزاید “غیرممکن است در نقطه صفر مرزی، هیچ سندی در این خصوص وجود نداشته باشد و ما هم هیچ اطلاعی از آن نداشته باشیم”.

عناد، خستگی و دلزدگی در صدایش هویداست. بله دلزدگی واژه مناسبی است برای وصف حال عایشه. خود او هم جمله بعدی را اینگونه آغاز می کند: “این مساله برای من بسیار آزار دهنده است! به عنوان یک مسئول محلی سوال می کنم اما کسی جوابم را نمی دهد. از دیروز هم اینجا هستم اما کسی با من تماسی نگرفته است. حتی عده ای با بیان اینکه “می خواهد مجددا شهردار شود” وصله های ناجور به من می چسبانند و می خواهند کرامتم را لکه دار کنند. وزیر کشور در اظهار نظری گفته است که این فقط یک نمایش است! گویی اینکه کسی حق اعتراض کردن ندارد!

از آنجا که احساس کرده با آب خوردن می خواهند تحقیرش کنند، از نوشیدن آب نیز امتناع کرده و “روزه مرگ” را آغاز کرده است. می گوید “نمی خواهم اعتصاب خشک کنم اما حال که روزه مرگ است، بگذارید یک روزه مرگ حقیقی باشد”.

یکی پیدا می شود که به او بگوید که آخر آنجا که در هر صورت مرز است و مین گذاری شده، حالا یک دیوار هم رویش، چه اتفاقی می افتد؟ بگذارید دوباره تکرار کنم: دیوار!

پیش از آنکه بخواهم از مرزهای سیاسی و خصوصا این مرز و کارکرد آن سخنی بگویم، عایشه از مفهوم سمبلیک این “دیوار” برای کُردهای اینسو و آنسوی مرز سخن می گوید: بیخود و بی جهت نامش را “دیوار شرم” نگذاشته ایم. ترکیه معاهداتی را امضا کرده است. باید این مناطق مین گذاری شده را نیز پاکسازی کند. علاوه بر آن شخص اردوغان نیز به دیوار اسرائیل می گوید “دیوار شرم”. دیوار برلین فروریخت، مردم تکه های کوچک این دیوار را همچون آثار تاریخی در موزه های شخصیشان نگهداری می کنند، اما اینجا و در قرن ۲۱ می خواهند دیواری بسازند و ما هم به راحتی قبول کنیم!

همزمان با گفتگوی من و عایشه گوککان، کمی آنسوتر، میلگردها را برای پی دیوار به هم گره می زدند.

Advertisements

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: