زبان مادری زبان نیاکانی را می‌خورد/ عبدالقادر بلوچ/ خودنویس

medreseفرهنگستان هم این چیزها را می‏‌بیند، اما بنده خدا دندان روی جگر می‏‌گذارد و زبان مادری را غیرقانونی اعلام نمی‏‌کند و زبان مادران را از حلقوم بیرون نمی‏‌کشد. زبان مادری هم نباید این‌قدر پر رو بشود و توقع داشته باشد بودجه و اداره‏‌ای در وزارت آموزش و پرورش به آن اختصاص بدهند. برای تدریس همین زبان نیاکانی هم کلاس کم داریم و وزارت محترم آموزش و پرورش سراغ کپر و طویله می‏‌رود و از کجا برای آن‌ها میز و نیمکت تهیه بکند؟…

فرهنگستان زبان و ادب فارسی موضوع آموزش به زبان مادری را تهدیدی جدی برای زبان فارسی و یک توطئه برای کم‌رنگ کردن این زبان عنوان کرد.

در همه جای دنیا زبان مادری کارش همین است. خودش را به موش‌مردگی می‌‏زند و یک‌جا کز می‏‌کند. به‌طوری که دولت و کابینه‏‌اش گول او را می‏‌خورند و حسابی به خاطر او نطق می‏‌کنند. این زبان بدجنس حتی می‏‌گذارد مشاور رییس‌جمهور در امور ایلات و عشایر که برای خودش کلی مقام است، به او وعده و وعید بدهد. همه این کارها را از فرط خرده شیشه داشتن می‏‌کند، تا بل‌که سر فرهنگستان زبان و ادب را کلاه بگذارد. غافل از آن‌که فرهنگستان از خودش رییسی دارد، مثل غلامعلی حداد.

همه تقصیرها مال همین دولت امید است. کلیدش هیچ قفلی را نمی‏‌تواند باز کند، اما از رو نمی‏‌رود و هر بار سراغ قفل زنگ زده‏‌تر دیگری می‌‏رود.

این‌بار هم که سراغ زبان مادری رفت، برقی تهدیدآمیز از چشمان زبان مادری جهید و به محض آن‌که دولت، کلیدش را فرو کرد به فرهنگستان زبان و ادب، زبان مادری به کمک انگلیس و متحدانش که همسایه‏‌های شمالی ما هستند وارد گود شد.

آموزش زبان مادری در واقع دهان‌کجی کردن به زبان نیاکان ماست. این حسود به خاطر چشم‌هم‌چشمی کردن می‏‌خواهد آموزشی و تدریسی بشود. و الا شما کدام مادری را دیده‏‌اید که برای اغو بغو کردن با بچه‏‌اش احتیاج به زنگ انشاء و فارسی و دیکته داشته باشد؟ همه ما تا سن هفت سالگی زبان مادری را بدون کلاس و مدرسه رفتن، فوت آب می‏‌شویم. مادران ما بدون هیچ مدرسه‏‌ای بلبل‏‌هایی پرورش می‏‌دهند که یک کلمه زبان نیاکانی نمی‏‌دانند اما پوست همه را می‏‌کنند. درست است که این بلبلان در مدارس به اندازه یک گنجشک هم نمی‏‌توانند جیک‌جیک بکنند، و باعث خنده آن‌دسته از هم‌وطنانی می‏‌شوند که زبان مادری‌شان همان زبان نیاکانی است و حتی باعث خنده آقای معلمی می‏‌شوند که خودش زبان نیاکانی را یاد گرفته است. اما خنده ضرورتا چیز بدی نیست و نباید به زبان مادری‏‌ها بر بخورد. آدم باید ظرفیت شوخی داشته باشد و اگر چند هم‌وطنش به او خندیدند ناراحت نشود. ما همه مردم یک مرز و بوم هستیم و ایران کشور ماست و ما باید از آن در برابر تجاوزگران دفاع بکنیم. علی‏‌الخصوص ایلات و عشایر غیور ما که در طول تاریخ نشان داده‏‌اند خیلی غیور هستند و گول دشمنان و مشتی فریب خورده را نمی‏‌خورند. این زبان فارسی مال آن‌ها هم هست و تقصیر مادران آن‌هاست که وقتی فرزندشان به دنیا می‏‌آیند بی‌فکری کرده با او به زبان فارسی حرف نمی‏‌زنند و کاری می‏‌کنند که کودک بعدها دچار دردسر بشود. این مادران نمی‏‌دانند که وقتی در کلاس درس همه به کودکان آن‌ها می‏‌خندند، کودکان‌شان شروع نکرده، می‏‌خواهند ترک تحصیل بکنند. همین کودکان هستند که وقتی بزرگ شدند در دام کسانی می‏‌افتند که تمامیت ارضی کشور را تهدید کرده، داد استقلال سر می‏‌دهند.

فرهنگستان هم این چیزها را می‏‌بیند، اما بنده خدا دندان روی جگر می‏‌گذارد و زبان مادری را غیرقانونی اعلام نمی‏‌کند و زبان مادران را از حلقوم بیرون نمی‏‌کشد. زبان مادری هم نباید این‌قدر پر رو بشود و توقع داشته باشد بودجه و اداره‏‌ای در وزارت آموزش و پرورش به آن اختصاص بدهند. برای تدریس همین زبان نیاکانی هم کلاس کم داریم و وزارت محترم آموزش و پرورش سراغ کپر و طویله می‏‌رود و از کجا برای آن‌ها میز و نیمکت تهیه بکند؟

به نظر من همان‌طور که فرهنگستان گفته است، زبان مادری تهدیدی جدی برای زبان فارسی و یک توطئه برای کم‌رنگ کردن آن است. باید جلویش گرفته شود چرا که اگر نشود، این زبان چموش ابتدا زبان فارسی را تهدید سپس آن را کم‌رنگ و نهایتا پوست‌اش را می‏‌کند و آن را می‏‌خورد.

source

Advertisements

تاگەکان: , , , , , , ,

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: