کردستان، سی و پنج سال پس از انقلاب- همن سیدی- تحلیلگر سیاسی

HeminSeyidiاگر انقلاب پنجاه و هفت برای طیف هایی از مردم ایران، کامیابی و برای طیف هایی دیگر ناکامی بود، این انقلاب از همان اول، برای همه طیف‌های کردستان ناکامی محسوب می‌شد. اگر با سلطه تدریجی گرایش اسلامی بر انقلاب، حداقل بخشی از طیف مذهبی سایر مناطق ایران، از نتایج انقلاب خشنود بودند، با سلطه این گرایش، آخرین امیدهای کردستان هم به یاس تبدیل ‌شد.

جریانات سیاسی کردستان یا چپ بودند یا ملی. چپ‌ها هم به مسائل ملی اهمیت می‌دادند و ملی‌ها هم گرایشهایی به چپ داشتند، اما هیچ نشانی از حرکتی مذهبی دیده نمی‌شد که احیانا با تقویت این گرایش در انقلاب، احساس نزدیکی و همراهی داشته باشد.

حتی معدود طرفداران احمد مفتی‌زاده نیز، بیشتر گرایشی ملی را با زبانی دینی بیان می‌کردند که آنها هم البته تاب نوع شیعی دولت دینی را نیاوردند و در نهایت سرکوب شدند.

حتی شخصیت‌های مذهبی کردستان هم گرایشهای ملی داشتند. برجسته‌ترین آنها شیخ عزالدین حسینی بود. امام جمعه مهاباد و از شخصیتهای انقلابی که در رهبری تظاهرات قبل از انقلاب، نقشی اساسی داشت.

اما حسینی هم فردی دمکرات منش بود که هیچ سنخیتی با روحانیون مرکز نداشت. به برابری حقوق زن و مرد معتقد بود، برای زنها آزادی پوشش قائل بود و این اعتقادات را در زندگی شخصی و اجتماعی خود عملا اجرا می‌کرد.

طبعا مردمی که حتی رهبر مذهبی‌شان چنین شخصیتی داشته باشد، هیچ‌گونه همخوانی با اسلامی شدن یک انقلاب مردمی نداشتند و از همان ماه‌های اول انقلاب، این عدم سنخیتها به تنش و درگیری کشیده شد که نهایتا با سرکوبی خونین، در همان سال اول انقلاب، همه امیدها به یاس و سرخوردگی تبدیل شد.

البته این قطع امید از دولت مرکزی، به معنی پایان مبارزه نبود.

با قاطعیت می‌توان گفت کردستان تنها منطقه‌ای است که از همان ماه‌های اول انقلاب، همه این سی‌و پنج سال را در مبارزه به سر برده و هیچ‌گاه حاکمیت حتی به صورت نسبی هم، مشروعیتی در کردستان به دست نیاورد.

در این مجال قرار نیست به بررسی تاریخ سیاسی کردستان و درگیری‌های جریانات سیاسی آن با دولت مرکزی پرداخته شود.

بلکه تلاش شده است با نگاهی به بطن جامعه کنونی کردستان، به اختصار، به بررسی تداوم این تضاد پرداخته شود.

جامعه‌ای که از همان روزها و ماههای نخست با این نظام جدید در تضاد بوده، این سی وپنج سال را چگونه به سر برده است، چه لطماتی دیده و احیانا چه دستاورد هایی داشته است.

موقعیت اجتماعی کردستان

“با قاطعیت می‌توان گفت کردستان تنها منطقه‌ای است که از همان ماه‌های اول انقلاب، همه این سی‌و پنج سال را در مبارزه به سر برده و هیچ‌گاه حاکمیت حتی به صورت نسبی هم، مشروعیتی در کردستان به دست نیاورد.”

در سالهای پس از انقلاب بر جمعیت شهری جامعه کردستان افزوده شده است که البته این تحول نه از سر رونق شهرها که به علت بی‌رونق‌تر شدن روستاهای کردستان روی داده است.

اگر در سالهای آخر حکومت پهلوی، اندک توجهی به جامعه روستایی می‌شد، از همان سالهای نخست انقلاب، این توجه اندک هم کاهش یافت.

فضای امنیتی در روستاها سختتر و بسته تر شد، بیشتر سنگینی مبارزات مسلحانه، بر دوش روستائیان بود و این، هم حساسیت حکومت را به روستائیان افزوده بود، هم دلیلی دیگر برای مهاجرت به شهرها به آنها داده بود.

پدیده مهاجرت تنها به جامعه روستایی محدود نشد. در پی مجموعه‌ای از تحولات، بیشترین مهاجرت به مناطق مرکزی ایران، به نسبت جمعیت، توسط کارگران فصلی کردستان صورت می‌گرفت که به جستجوی اندک درآمدی، تن به مهاجرت می‌دادند.

مناطق مرکزی ایران هم تنها گریزگاه کردها در خارج از کردستان نبود. برای اولین بار پس از انقلاب، تعداد بسیار زیادی از کردهای ایران به خارج از ایران و غالبا به کشورهای اروپایی مهاجرت کردند.

طبعا این نوع از مهاجرت شامل سایر ایرانیان هم می‌شد اما به نسبت جمعیت، این پدیده در میان کردها ملموس‌تر بود. هم فشار در داخل بر آنها بیشتر بود و امکان دسترسی و پذیرش در خارج برایشان آسانتر.

کمتر خانواده‌ای از جمعیت شهری یا روستایی کردستان را می‌توان یافت که یک یا شماری از اعضایش در خارج از ایران نباشد. در سالهای اخیر کردستان عراق هم به مقصدی نزدیکتر و خودمانی‌تر برای مهاجرت کردها تبدیل شده است.

شهری تر شدن فضای کردستان توفیقاتی اجباری در پی داشته که یکی از آنها افزایش قشر تحصیل‌کرده و نقش پررنگتر زنان کرد در زندگی شهری است.

هرچند این تحولات هم بدون عواقب نبوده‌اند. افزایش تحصیلات در کنار پدیده بیکاری، اکثر خانواده‌ها را با معضل جوانان تحصیل‌کرده بیکار مواجه کرده است.

این جنبه‌های اجتماعی که به اختصار به آنها اشاره شد، با وجوه اقتصادی جامعه کردستان گره خورده و تاثیر مستقیم بر روابط اجتماعی آن گذاشته است

موقعیت اقتصادی کردستان

“دریافت دویست و هفتاد هزارتومان برای خانواده‌ای شش نفره که قبلا هیچ منبع درآمدی نداشته‌اند و واقعا با گرسنگی دست و پنجه نرم کرده یا مجبور به کارهای بسیار سخت و خطرناک نظیر کولبری در مناطق مرزی بوده‌اند، کمک چشمگیری بوده اما این طرح، طبعا حتی برای آنها هم، طرح آینده داری نخواهد بود و تنها در کوتاه مدت مشکلاتشان را رفع می‌کند.”

اقتصاد مریض ایران، در هر دو دورده پهلوی و جمهوری اسلامی، در کردستان مریض‌تر هم بود.

مردم کردستان که قبل از انقلاب، یکی از خواسته‌هایشان بهبود شرایط معیشتی و اقتصادی‌شان بود، نه تنها به این خواسته نرسیدند، که شرایط بعد از انقلاب برای آنها دشوارتر هم شد.

بیکاری در همه آمارهای رسمی ایران، معمولا رکورد خود را در استانهای کردنشین حفظ می‌کند.

تحول بزرگ در دوران محمود احمدی نژاد، طرح هدفمند کردن یارانه ها بوده که اکنون دیگر قضاوت در مورد پیامدهای منفی این طرح کار دشواری نیست و طبعا مناطقی که ضربه‌پذیرتر بودند، بیشتر از این طرح ضربه دیده‌اند.

البته باید گفت که اجرای این طرح اگرچه برای اقشار فقیر بسیار گران تمام شد، اما برای طیف بسیار خاصی از این قشر فقیر که دیگر از مرحله فقر نسبی و فقر مطلق و حتی مرحله خط فلاکت هم گذشته بودند و در گرسنگی به سر می‌بردند، پرداخت این یارانه ها مفید بود.

این قشر بسیار خاص، در مناطق فقرزده ایران، از جمله کردستان، بسیار هم خاص و کم‌تعداد نبودند.

دریافت دویست و هفتاد هزارتومان برای خانواده‌ای شش نفره که قبلا هیچ منبع درآمدی نداشته‌اند و واقعا با گرسنگی دست و پنجه نرم کرده یا مجبور به کارهای بسیار سخت و خطرناک نظیر کولبری در مناطق مرزی بوده‌اند، کمک چشمگیری بوده اما این طرح، طبعا حتی برای آنها هم، طرح آینده داری نخواهد بود و تنها در کوتاه مدت مشکلاتشان را رفع می‌کند.

پدیده قاچاق که به بخشی از نیروی انسانی آن، یعنی کولبرها، اشاره شد و چندین طیف دیگر را هم به خود مشغول کرده، تاثیرات مهمی بر بافت اجتماعی کردستان داشته است.

در کنار طیف وسیعی که از سر ناچاری و نداشتن هیچ موقعیت شغلی، مجبورند با این روش پرخطر، امرار معاش کنند، یک طبقه سرمایه‌دار نوپا هم از طریق قاچاق کلان شکل گرفته است که در سالهای اخیر، فاصله چشمگیری با سایر طبقات اجتماعی یافته‌ است.

ظهور این سرمایه‌داری تجاری، با شکل‌گیری پدیده‌ای مشابه در کردستان عراق تقویت شده است.

در آنجا هم طیفی از نزدیکان به دو حزب حاکم، با استفاده از عدم شفافیت اقتصادی در این منطقه و فراوانی کالاهایی که در ایران ممنوع است، در هماهنگی با تاجران آنسوی مرز، به ثروتی افسانه‌ای دست پیدا کرده‌اند.

فضای فرهنگی، مذهبی کردستان

گفته شده که تنها ادبیات است که در شرایط دشوار و فقر هم می‌تواند رشد کند. البته این تنها شامل ادبیات مبارزه می‌شود، نه همه انواع ادبیات.

سیاستهای حکومت برآمده از انقلاب در برخورد با مسایل فرهنگی و هویتی کردها، تفاوتی بنیادی با سیاستهای انکار و امحای دوران پهلوی نداشته، تنها اندکی از شدت آن کاسته شده است.

اگر در دوران پهلوی همه تمرکز بر سیاستهای یکسان سازی فرهنگی و زبانی بود، در این دوره، چون بخشی از تمرکز بر سیاستهای مذهبی هم منعطف شد، از شدت سیاست فرهنگی فوق کاسته شد.

البته این کاهش اصلا به معنای پذیرفتن هویتی سیاسی برای کردها نبود که این وجه، بسیار بی‌رحمانه‌تر از حکومت سابق انکار و سرکوب شد.

در این دوران انجمن‌های ادبی، مکانی برای رشد ادب و هنر کردی بودند که در شهرستانها توسط اداره‌های ارشاد اسلامی دایر می‌شد، اما علی‌رغم دولتی بودن این انجمن‌ها، هرگونه فعالیت در آنها، با بازگشایی یک پرونده برای فعالان این عرصه در اداره اطلاعات توام می‌شد.

موسسات خصوصی تدریس زبان کردی، مکانی دیگر برای جبران اجرا نشدن اصول قانون اساسی بودند که آنها هم به مانند انجمن‌های ادبی با همه دشواری‌ها ومحدودیتها کماکان به فعالیتهای خود ادامه داده‌اند.

“اعتصابهای کردستان تنها محدود به جنبش کارگری نبوده است. چند سال پیش و در پی اعدام فرزاد کمانگر و چند فعال فرهنگی و سیاسی دیگر، اعتصابی عمومی سراسر کردستان را فرا گرفت که نمونه مشابه آن، حتی در اوج جنبش سبز هم دیده نشده بود.”

موانع سانسور و ممیزی در کردستان از تهران هم شدیدتر است به نحوی که در سال گذشته، کمتر از بیست کتاب از ادارت ارشاد کردستان مجوز گرفته‌اند که اکثر آنها هم کتابهای دینی بوده‌اند.

فضای فرهنگی کردستان همچنان که در مقدمه هم اشاره شد، حتی در اوج مذهبی بودن فضای ایران هم، هیچ‌گاه مذهبی نبوده است و این نه به معنای بی‌اعتنایی مردم کردستان به مذهب است بلکه هیچ‌گاه این بخش از فرهنگ مردم کرد، سیاسی نشده است.

پس از فروکش کردن فضای مذهبی سراسر ایران، طیف محدودی از کردهای شیعه هم که در اوایل،عنصر مذهب را مقدم می‌شمردند، به جنبه کردی هویت خود بیشتر توجه کردند.

تشکیل حکومت کردستان عراق و توجه به هویت ملی در سطح سراسر جهان در سالهای پس از جنگ سرد، در این چرخش بی‌تاثیر نبوده.

آن بخش از سنی‌ها هم که خود را به دیدگاه‌های مذهبی احمد مفتی‌زاده وفادار می‌دیدند، اکنون بیشتر به فعالیت‌های خودسازی درونی و توجه به جنبه‌های اخلاقی اسلام و همکاری‌های اجتماعی تمایل دارند و تنها شمار اندکی از آنها به سلفی ها گرویده‌اند که در مقایسه با سایر مناطق سنی نشین ایران و خاورمیانه تقریبا ناچیز شمرده می‌شوند.

همین شمار ناچیز هم در فضای کردستان حساسیتهای زیادی برانگیخته و باعث شده در مورد تعداد آنها مبالغه شود.

فضای فرهنگی کردستان، اکنون بیشتر از اوایل انقلاب، هویت‌طلب است.

فضای سیاسی کردستان

از همان اوایل انقلاب که تنش‌های سیاسی با مرکز در گرفت و به حمله نظامی به کردستان کشیده شد، کردها هم به مبارزه مسلحانه روی آوردند که البته دستاوردی برای آنها نداشت.

اما ناکامی در این روش مبارزه، به معنی پایان مبارزه کردها نبوده. آنها به تدریج از سایر روش‌های مبارزه هم استفاده کردند؛ از مبارزات انتخاباتی و مدنی گرفته تا نافرمانی‌ها و اعتصابها و همچنین مبارزه رسانه‌ای.

برخورد مردم کردستان با صندوقهای رای در این سی و پنج سال یکسان نبوده و با توجه به شرایط، از مشارکت و تحریم به عنوان ابزارهایی برای رساندن پیام خود استفاده کرده‌اند.

برخلاف تصور رایج، اولین مشارکت چشمگیر با دوم خرداد آغاز نشد.

در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، مردم کردستان در اقدامی شگفت‌انگیز، هم مشارکت کردند و هم به رفسنجانی رای ندادند.

تنها در کردستان بود که رقیب رفسنجانی، یعنی احمد توکلی رایی بالاتر از رئیس‌جمهور وقت آورد. در دوره اول رفسنجانی، دو تن از رهبران برجسته کرد، قاسملو و شرفکندی ترور شده بودند و این رفتار انتخاباتی، ممکن ترین اعتراض به این ترورها بود.

در آخرین انتخابات هم سعی کردند از صندوق رای برای ارسال پیامی مشترک به دولت مرکزی و احزاب اپوزیسیون کرد استفاده کنند.

قدمت اندیشه چپ در کردستان و همچنین شرایط اقتصادی و تشدید تضاد طبقاتی، شیوه‌ای دیگر از مبارزه را در بعضی مناطق کردستان به مرکزیت سنندج به وجود آورده که جای تامل دارد.

در سراسر ایران شاید مبارزت کارگری اکنون تنها در کردستان به شیوه‌ای منسجم و سازمان‌یافته وجود داشته باشد.

اعتصابهای کارگری، حمایت از زندانیان جنبش کارگری، برگزاری هر ساله روز جهانی کارگر (علی‌رغم همه محدودیتها و حتی ممنوعیت‌ها)، تاسیس صندوقهای مستقل بیکاری کارگران، پدیده‌های کمیابی بوده‌اند که در سالهای اخیر در کردستان برخلاف سایر مناطق ایران دیده شده است.

“تشکیل حکومت خودمختار کردستان عراق هم بر فضای سیاسی کردستان ایران بسیار تاثیر گذاشت. از یک‌سو، تشکیل یک حکومت پایدار و پذیرفته‌شده در جامعه جهانی و از دیگر سو مشاهده نمونه‌های فساد و بی‌عدالتی از بعد رمانتیک و احساسی ناسیونالیزم کردی کاست و رنگ و رویی واقع‌بینانه تر به آن بخشید.”

اعتصابهای کردستان تنها محدود به جنبش کارگری نبوده است. چند سال پیش و در پی اعدام فرزاد کمانگر و چند فعال فرهنگی و سیاسی دیگر، اعتصابی عمومی سراسر کردستان را فرا گرفت که نمونه مشابه آن، حتی در اوج جنبش سبز هم دیده نشده بود.

فعالیت سیاسی کردها در خارج از کشور بسیار وسیع‌تر شده. آنطور که در بخش اجتماعی این نوشته اشاره شد، سیل مهاجرت به کشورهای اروپایی و همزمانی این پدیده با فراگیر شدن کانالهای ماهواره‌ای و امکان پخش برنامه های سیاسی، فرهنگی و – که قبلا تنها در انحصار دولتها بود- بر کارایی این نیروها افزوده است.

اخیرا شبکه‌های اجتماعی هم به پلی بین داخل و خارج کردستان تبدیل شده است.

حدود بیست سال پیش تلویزیون مد تی‌وی، به عنوان اولین تلویزیون کردی، تحولی بزرگ را در فضای سیاسی کردستان ایجاد کرد که تنها یکی از آنها، فراهم کردن امکان ارتباط بین کردهای مناطق چهارگانه کردستان بود.

به گفته یکی از محققان دانشگاه دوبلین، تحقق این امکان، به تشکیل هویت مشترک کردی کمک شایانی کرده که در دوره‌های قبل، به خاطر کوهستانی و صعب‌العبور بودن راه‌های ارتباطی این مناطق، تشکیل این هویت مشترک ممکن نشده نبود.

تشکیل حکومت خودمختار کردستان عراق هم بر فضای سیاسی کردستان ایران بسیار تاثیر گذاشت.

از یک‌سو، تشکیل یک حکومت پایدار و پذیرفته‌شده در جامعه جهانی را برای کردها، از رویایی تحقق ناپذیر، به واقعیتی ممکن و قابل تعمیم به سایر مناطق تبدیل کرد.

از دیگر سو، با مشاهده نمونه‌های فساد و بی‌عدالتی و بعضا برخوردهای تحقیر‌آمیز مقامات آن با کردهای ایران، از بعد رمانتیک و احساسی ناسیونالیزم کردی کاست و رنگ و رویی واقع‌بینانه تر به آن بخشید.

کردهای ایران به هیچ‌کدام از اهداف اصلی خود در انقلاب پنجاه وهفت نرسیده‌اند، اما با همه این اوصاف، در شرایط اول انقلاب درجا نزده‌اند و از مبارزه برای رسیدن به اهداف خود هم دست نکشیده‌اند.

BBC Persian

Advertisements

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: