آیا تاریخ کُردستان مستقل را می خواهد؟

Iraq_Kurdsچنگیز چاندار/ رادیکال
برگردان از ترکی: مسعود مناف
برگردان از کُردی: عمار گلی

جان کری وزیر خارجه ایالات متحده در دیدار با رئیس حکومت اقلیم کُردستان در اربیل/هولیر از وی درخواست کرده بود که بجای تاسیس یک دولت مستقل، از تشکیل حکومتی تازه در بغداد حمایت کند. مسعود بازانی نیز در جواب گفته بود “چیزی را که می گویم کمتر کسی جرات بیان کردنش را دارد: این لحظه تاریخی دولتمرد خود را می طلبد”. این گفته ها دو تعبیر می تواند داشته باشد، نخست اینکه آمریکا در این لحظه حساس تمایلی به کُردستان مستقل ندارد و دوم اینکه به نظر ایالات متحده “دولتمردی” می تواند شجاع باشد که در بغداد برای تشکیل دولتی ائتلافی میان کُرد، سنی و شیعه تلاش کند.

سال های زیادی است که باور تمام جریان ها در ترکیه از اسلامگرا تا ناسیونالیست ها این بوده که آمریکا پشت هر نوع تلاشی برای تاسیس یک دولت مستقل کُردی ایستاده است. در حالی که اکنون مسعود بارزانی نزدیکترین همپیمان ترکیه، استقلال را در پیش گرفته و آمریکا با آن مخالفت می کند. این نیز عکس ادعای کسانی است که می گفتند آمریکا می خواهد از طریق اقلیم کُردستان ترکیه را تجزیه کند.

البته نباید از یاد بریم که مسعود بارزانی و رهبری اقلیم کُردستان، نزدیکترین و شاید بهتر باشد بگویم تنها همپیمان ترکیه در منطقه می باشد، به این معنی نیست که ترکیه از تشکیل کُردستانی مستقل حمایت می کند. اینگونه نیست که بگوییم ترکیه –که حتی اکنون نیز بزرگترین دشمن و مانع تاسیس کُردستان مستقل به شمار می آید- ناگهانی موضعش صد و هشتاد درجه تغییر کند و اکنون راضی با استقلال کُردستان شده باشد. بنابراین می توانیم بگوییم در این مرحله نظر رجب طیب اردوغان به آمریکا نزدیکتر است تا مسعود بارزانی.

آیا ممکن است نظر بارزانی پس از دیدار با کری تغییر کرده باشد؟

من یکی از افرادی هستم که از نزدیک با دیدگاه های بارزانی در رابطه آمریکا آشنایی دارم. از همان سال ۱۹۷۵ که پدرش ملا مصطفی بارزانی در آمریکا درگذشت، بعدها در دهه نود و حتی پس از سال ۲۰۰۳ مسعود بارزانی ارتباطی نزدیکی با آمریکا داشته است. وی همچون رهبری ملی دارای موضع، نه تلاش کرده که در مقابل آمریکایی ها قرار بگیرد و نه تشنه این بوده که هرچه آمریکایی ها گفتند عمل کند. بارزانی در همان اوان دیدارش با جان کری گفته بود که اکنون با عراقی دیگر مواجه هستند و با توجه به وضعیت پیش آمده بسیار سخت است که به عراقی متحد و یکپارچه اندیشید.

پاتریک کاکبرن که سال های زیادی است از نزدیک تحولات سیاسی عراق را دنبال می کند در مقاله ای در ایندیپندنت نوشته بود که کُردها به این نتیجه رسیده اند که دولت یکپارچه ای به نام عراق به پایان خود رسیده است.

اکنون نه سپاهی مانده که تمامیت ارضی عراق را حفظ کند و نه نیرویی امنیتی. ارتشی که آمریکا هزاران میلیارد دلار را برای تاسیس مجدد آن خرج کرد، چیزی غیر از نیرویی وابسته به مذهب شیعه نبود. حتی مالکی نیز بیش از ارتش به جنگجویان شیعه “عصائب اهل حق” دلبسته است.

۳۰۰مشاور نظامی که سهل است حتی اگر آمریکا بسیار بیشتر از اینها را نیز برای کمک به مالکی به عراق اعزام کند و از آسمان نیز مناطق و مواضع تحت کنترل داعش و سنی های طرفدار صدام را هدف قرار دهد، دیگر امکان ندارد این مناطق به سلطه شیعیان در بیاید. شیعیان توانایی بازپسگیری مناطق مابین موصل و بغداد را ندارند و حتی در صورتی که آن مناطق را نیز بازپس بگیرند توانایی حفظ آن را نخواهند داشت. حتی با همکاری آمریکا نیز این مهم ممکن نیست به دلیل تحقق نیافتن و شکست این خواست بود که آمریکا را ناچار کرد نیروهایش را در سال ۲۰۱۱ از عراق بیرون بکشد.

در مقابل سنی ها نیز نه توانایی تصرف بغداد را دارند و نه می توانند خود را به بصره برسانند و جنوب عراق را تحت حاکمیت خود در آورند. نباید از یاد بریم که شیعیان شصت درصد جمعیت عراق را تشکیل می دهند.

با این حال عراق تنها و تنها در چهارچوب سیستمی فدرال می تواند یکپارچگیش را حفظ کند. سیستمی که از سال ۲۰۰۳ تلاش می شود که پیاده شود و کُردها از آن زمان تلاش بسیاری بخرج داده اند تا به نتیجه برسد، حتی رئیس جمهور و وزیر خارجه را پیشکش عراق کردند و بسیار تلاش کردند که یکپارچه بماند. سال ۲۰۱۱ با کنایه و شوخی به مسعود بارزانی گفتم عراقی ها آنچه از دستشان بر می آید برای تجزیه عراق دریغ نمی کنند در صورتی که شما عراق را به زور یکپارچه حفظ کرده اید. به گونه ای که در سال های اخیر کُردها حتی برای بازگرداندن مناطق مورد منازعه ای چون کرکوک، مناطق کُردستانی شمال بغداد و نزدیک مرزهای ایران و جنوب شرق موصل بارها به ماده ۱۴۰ این کشور متوسل می شدند و بر اجرای آن تاکید می کردند و هرگز برای بازگرداندن این مناطق متوسل به استفاده از نیروی نظامی نشدند.

در دو هفته اخیر و با تصرف موصل از سوی جنگجویان وابسته به داعش و عرب های سنی مخالف حکومت مرکزی، عراق در عمل از هم گسیخت. در چنین وضعیتی کُردها نیز مناطق کُردستانی مورد منازعه را در استان های کرکوک، دیالی، نینوا، صلاح الدین مجددا تصرف کردند.

در چنین موقعیتی درخواست کردن از کُردها –که به هیچ عنوان به تمامیت ارضی عراق خیانت نکرده اند- برای بازگشت به موقعیت سال ۲۰۰۳ و نادیده گرفتن این فرصت تاریخی، نه با سیاست واقعگرایانه منطبق است و نه با بنیان های اخلاقی.

این که آمریکایی ها بر تشکیل جکومتی همپیمانی میان کُردها، شیعیان و سنی ها بدون حضور مالکی اصرار می ورزند جای تامل است، هرچند که واشنگتون و تهران این روزها داعش را دشمن مشترک قلمداد می کنند، اما حقیقت این است که ایران هرگز تمایل ندارد که نخست وزیری شیعه نزدیک به آمریکا جانشین مالکی شود و سکان هدایت عراق را در دست بگیرد.

کری می گوید حکومتی فراگیر تشکیل دهید که تمام عراقی ها به آن احساس تعلق کنند. این درحالی است که همه عراقی ها از همان اوان تاسیسش از سوی بریتانیا پس از جنگ جهانی اول هرکس و هر گروهی در این کشور ساز خود را می نواخت. سنی ها و داعش عراقی را می خواهند که بریتانیا برایشان بجا گذاشت و آمریکا از چنگشان در آورد. از دیگر سو نیز شیعیان، برای مثال مالکی، تمام عراقی را می خواهند که از چنگ سنی ها در آوردند و به بخشی از آن راضی نمی شوند.

اما کُردها تنها خواهان کُردستان می باشند و اکنون بیشتر از هر زمان دیگری به آرزوی خود نزدیک شده اند. به همین دلیل ممکن است مدتی به ترکیه و آمریکا فرصت بدهند.

پس از آن چه؟

و البته چیزی روی خواهد داد که تاریخ می طلبد…

Advertisements

تاگەکان: , , , , , , , ,

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: