نه “عین” دیدم و نه “عرب”، بگذارید همان کوبانی بماند

kobane-stopفهیم تاشتکین

برگردان از ترکی: مسعود مناف
برگردان از کُردی: عمار گلی

رئیس گفت “در کوبانی غیر نظامی نمانده، تنها دو هزار عضو پ.ی.د آنجا با داعش در حال جنگ می باشند. هردو هم تروریست هستند” اما اگر نمی گفت “در حقیقت نامش روی خودش است، عین العرب” قصد نداشتم خود را با این موضوع درگیر کنم. مردم هر عنوانی را بر روی محل زندگیشان بگذارند، من نیز آن را قبول می کنم اما رئیس جمهور اردوغان با گفتن این جمله، می خواهد پیامی را در لفافه برساند و بگوید “گیرم کُردها به آنجا بگویند کوبانی، اما آنجا متعلق به کُردها نیست و به عرب ها تعلق دارد! پس لازم نیست خود را خسته کنند و از آن دفاع کنند”. این گفته ها ناچارم کرد که به این موضوع وارد شوم. با مردم منطقه و کارشناسان صحبت کردم. داستان ها و حکایت های گوناگونی وجود دارد. بخشی از حکایت ها بنیه علمی ندارند، اما هیچ یک از این حکایت ها حقانیت رئیس را ثابت نمی کند!

بسیاری بر این باورند که نام این شهر از لغت شرکت به زبان آلمانی گرفته شده است، زمانی که در دوران امپراتوری عثمانی یک شرکت آلمانی مسئولیت احداث خط آهن برلین – بغداد را بر عهده داشت. برای ایجاد ایستگاه، از کارگرهای اهل سوروچ [پرسوس] استفاده شده و زمانی که کارگرها به سوی محل کار می رفته اند گفته اند “به کمپانی می رویم”. این نیز کم کم و با گذر زمان تغییر کرده و به کوبانی تبدیل شده است. برخی دیگر نیز می گویند نام آن شرکت “کومپانی بان” بوده که بعدها در میان مردم به کوبانی تغییر یافته است. اما تنها شرکت های “فلیپ هولزمان و فردریک گروپ” و چند شرکت دیگر در احداث خط آهن برلین- بغداد کار کرده اند و تنها شرکتی که لغت “بان” را در کنار نماش دارد “دویچه بان” شرکت خط آهن آلمان است که سال ها بعد تاسیس شده است.

بسیاری از ایستگاه ها در جایی احداث می شده اند که منابع آب در نزدیکیشان قرار گرفته باشد. در نزدیکی خط آهنی که از کنار کوبانی رد می شود چندین چشمه وجود دارد. دو عدد از این چشمه ها حایز اهمیت می باشند. اولی “مرشد پنار” یا همان “چشمه مرشد” است و دیگری هم “عرب پنار” یا همان “چشمه عرب ها” است. چشمه مرشد پنار در داخل خاک ترکیه [در شمال کُردستان] نام یکی از روستا های پرسوس است و چشمه عرب ها نیز به دلیل واقع شدنش بر سر راه اعراب و نزدیکیش با استراحتگاهشان چنین نامیده شده است. به عبارتی کُردها خود این اسامی را برای این دو محل انتخاب کرده اند نه اینکه به دلیل اسکان اعراب این عنوان انتخاب شده باشد. همین نام [عین العرب] پس از تاسیس جمهوری سوریه همچون نام رسمی شهر انتخاب شد. نامی که کاملا در راستای سیاست های تعریب [عربی کردن مناطق کُردنشین] رژیم سوریه بود.

شاعر جستجویش می کند، اما قادر به یافتنش نیست!

در این رابطه از پروفسور “قدری یلدرم” سوال کردم، کسی که در آینده ای نزدیک کتابی جامع را در خصوص تاریخ کُردهای سوریه منتشر خواهد کرد. می گوید یک شاعر سوری از کوبانی دیدار می کند و در یکی از شعرهایش چنین می نویسد:

“به عین العرب رفتم
اما
نه عینی را جستم و
نه عربی!”

یک نویسنده سوری در خصوص نام کوبانی دیدگاه دیگری دارد. بنا به نظر و گفته او “دو عشیره کُرد بر سر تقسیم زمین، مداوم در جنگ بوده اند. در پایان به توافق می رسند. محل این توافق “کۆما بانێ” بوده. کۆما بانێ در زبان کُردی به معنی گروه بالایی است و به گفته این نویسنده عرب گویا محل اسکان یکی از این دو عشیره بالاتر بوده و دیگری نیز در [جایی در پایین دست عشیره دیگر] بوده که با گذشت زمان کۆما بانی به کوبانی تغییر یافته است. این تئوری نیز نمی تواند چندان مستدل و قابل باور باشد!

در این منطقه سه عشیره نامدار وجود داشته اند. کەتیک، شێخان و بەرازی. از این سه، دو عشیره برازی و کەتیک، نزاع های بسیاری با هم داشته اند. پس از عثمانیان، بەرازان به آنکارا نزدیک شده و کەتیک نیز به فرانسه. هرگز نزاعشان نیز پایان نگرفت و به همین دلیل هیچگاه به توافق [و صلح] نرسیدند. گفته می شود زمانی که شیخ سعید پیران قیام می کند، نامه ای را برای عشایر سریکانی تا عفرین می نویسد و از آنها درخواست حمایت و پشتیبانی می کند، اما هیچ یک به نامه اش جواب نمی دهند. به گفته برخی افراد، ناسیونالیسم [کُردی] در این منطقه ضعیف بوده و به همین دلیل از شیخ سعید پشتیبانی نکرده اند.

سرزمین کهن آرامی ها و آشوریان

اگر بخواهیم از نام شهر به مبحث بافت جمعیتی کوبانی وارد شویم، میعادگاه تراژیک رویدادهایی تاریخی چشم انتظارمان خواهد بود. پیش از هر چیز لازم است گفته شود که از جغرافیایی سخن به میان می آید که آرامی ها و آشوریان تمدن را در آن بنیان گذاشته اند.

قدری یلدرم در اینباره می گوید “کوبانی اکنون میان دو مکان به نام های شیران و هلینجه واقع شده است که پیشتر محل زندگی آرامی ها و آشوریان بوده است. آثاری هم که در این منطقه یافت شده اند، بخشی از آنها در موزه های سوریه قرار دارند و بخش دیگر هم از راه قاچاق به غرب منتقل شده اند. در اسناد عثمانی از شیران به نام “آسلان تاش” یاد شده است و گمان می رود که به دلیل یافته شدن “سنگ های قیمتی” و آثار گرانبها چنین اسمی را بر رویش گذاشته باشند. در همین منطقه بیش از ۱۰۰ سنگ منقش به خط میخی یافت شده است. در سال ۱۸۸۳ حامد بگ، مسئول موزه استانبول خود راسا به منطقه سفر کرده و به دنبال آثار باستانی گشته است. در سال ۱۹۲۸ مورخ فرانسوی “فرانچویس توراو دانگین” در روستای شیران چندین کاوش باستانی را صورت داده است و پس از او نیز یک فرانسوی دیگر به نام “آگوستین بارویس” به این گروه باستانشناسی ملحق شده است. در این منطقه مجسمه دو شیر از جنس سنگ مرمر یافت شده است…چنین پیدا است که به دلیل کشف تعداد زیادی شیر سنگی کُردها نام “شیران” را بر رویش گذاشته اند.

ارامنه که رفتند، چشمه خشکید!

وقتی تاریخ معاصر کوبانی را از نظر می گذرانیم، مشاهده می کنیم که کُردها و ارامنه سرنوشتی یکسان داشته اند. به گفته یلدرم سنگ بنای کوبانی در سال ۱۸۹۲ از سوی چندین خانواده کُرد و ارمنی گذاشته شده است. همزمان با کُردها ارامنه نیز زندگی را با احداث سه خانه و دو کارگاه در کوبانی آغاز کرده اند. اما از پس از سال ۱۹۱۵ بر شمار ارامنه افزوده شده است. ارامنه بعدها سه کلیسا را در کوبانی احداث کردند. با کوچ ارامنه از این شهر بخشی از منازل خالی از سوی کُردها مورد استفاده قرار می گیرد و بخش دیگری هم همانطور خالی مانده و به تلی از آوار مبدل می شود. پس از کوچ ارامنه هم چشمه خشک می شود. چنین پیدا است که شاعر سوری نیز پس از کوچ ارامنه وارد کوبانی شده به همین دلیل چشمه ای نیافته است!

در همان اوایل ساختن خط آهن، بخشی از کارگران اهل سوروچ به کوبانی می روند و همانجا اسکان پیدا می کنند. سنگ های سیاهی هم که در زیرساخت خط آهن از آنها استفاده شده است از تپه مشته نور استخراج شده اند. تپه ای که این روزها به میدان نبرد و جنگی سنگین میان یگان های مدافع خلق و اعضای داعش شده است. از برزان عیسوی روزنامه نگار پرسیدم که آیا آثار کارگاهی که سنگ ها را از آن استخراج می کرده اند هنوز مانده؟ برزان که خود اهل کوبانی است گفت: بله! هنوز هم آثارش مانده.

گفتم کوبانی میعادگاهی تراژیک از تاریخ کُردها و ارامنه است. بفرمایید پس از ارامنه نوبت کُردها رسیده است. کوبانی یکی از مکان هایی است که کُردهای فراری پس از سرکوب قیام شیخ سعید `به آن پناه بردند و در آن اسکان یافتند.

معماری شهر فرانسه ای است

اوایل نمی توانستید کوبانی و سوروچ را از هم جدا کنید. پس از آنکه مرز را با خط آهن ایجاد کردند، سوروچ به عنان مرکز در طرف بالا ماند. در دوران استعمار فرانسه، رفت و آمد به صورت قاچاق از دو سوی مرز بسیار بود، اما این وضع برای آنکارا غیر قابل تحمل نبود و به فرانسه شکایت بردند و که فرانسویان در پاسخ یک ساختمان امنیتی و اطلاعاتی را در کوبانی احداث کردند. بعدها این ساختمان به مرکز فرمانداری تبدیل شد. کُردها پس از آنکه در سال ۲۰۱۲ این شهر را به کنترل خود در آوردند، این ساختمان را به مرکز آسایش تبدیل کردند. پس از آنکه داعش به شهر حمله کرد این ساختمان را به کنترل خود در آورد، که در نهایت جنگنده های آمریکایی ویرانش کردند. اهالی کوبانی از این ساختمان با نام “سرا” یاد می کردند و کسانی که نقشه خیابان ها و کوچه های کوبانی را کشیده بودند همان فرانسویان بودند. از سال ۱۹۵۰ برای جلوگیری از عبور و مرور به صورت قاچاق منطقه مرزی میان کوبانی و سوروچ را مین گذاری کردند و به این صورت ارتباط این دو شهر در عمل قطع شده بود. از آن زمان کوبانی کم کم همچون شهری توسعه پیدا کرد. اولین مدرسه منطقه هم در کوبانی احداث شد.

در نهایت کوبانی از ما جدا شد و یا جدایش کردند. پناهگاهی شد، ارامنه رفتند، کُردها بازماندند. امروزه هرچند کم نیز باشد اما تعداد کمی ترکمن و عرب نیز در این شهر زندگی می کنند. دستکاری اسم مساله ای مزخرف است. حتی از توطئه خفه کردن کوبانی هم بی اخلاقانه تر است. در رابطه با کوبانی چیز زیادی برای گفتن ندارم اما چشمه های خشک شده کوبانی خود داستان های زیادی برای بازگو کردن در خود دارند. در حقیقت چیزی که کوبانی را “کوبانی” کرد، شناسنامه اتنیکی شهر نیست، بلکه مقاومتش آن را به سمبل تبدیل کرد. شهری که در آستانه سقوط یکبار دیگر زنده شد. نام کوبانی همچون شهری که مادر بزرگ، زنان و دختران جوان و پیرمردهایش دست به اسلحه بردند و از شهر دفاع کردند، همچون “شهر مقاومت” در تاریخ ثبت می شود.

Advertisements

تاگەکان: , , , , , , , , , , , , , ,

One Response to “نه “عین” دیدم و نه “عرب”، بگذارید همان کوبانی بماند”

  1. نە “عەین”م دیت و نە “عەرەب”! لێ گەڕێن با هەر “کۆبانێ” بمێنێتەوە | مەسعوود مەناف...Masoud Manaf Says:

    […] وتارە بە فارسیش […]

وەڵامێک بنووسە

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / گۆڕین )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / گۆڕین )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / گۆڕین )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / گۆڕین )

Connecting to %s


%d هاوشێوەی ئەم بلۆگەرانە: