Archive for the ‘فارسی-Persian’ Category

یادداشت: هفت پرده بنیادگرایی در کردستان ایران – هیمن سیدی

2017/06/23

یک: زمانی که زندانیان سیاسی کردستان در واپسین ماه‌های حکومت پهلوی از زندان آزاد شدند، احتمالاً حتی یک فرد مذهبی و معتقد به اسلام سیاسی در میان آنها نبود. برعکس سراسر ایران که اسلامی‌ها بخشی از زندانیان سیاسی را تشکیل می‌دادند (با دو محوریت طرفداران خمینی و طرفداران علی شریعتی) همه زندانیان سیاسی کردستان به گروه‌های چپ و ملی و دمکرات تعلق داشتند.

در دوران محمد رضاشاه پهلوی حتی برای یک روز هم جنبشی اسلامی در کردستان شکل نگرفت. مردم کردستان حتی در حرکتهای خودجوش و اجتماعی هم یکبار شاهد تجمعی، اعتراضی یا حمله به میخانه و سینمایی نبودند اما در همان سالها صدها فعال سیاسی چپ و دمکرات در زندان بودند در تبعید به سر می‌بردند و اولین جنبش مسلحانه علیه شاه هم –پیش از جنبش سیاهکل- در کردستان و توسط کمیته انقلابی حزب دمکرات کردستان شکل گرفته بود. اسلام سیاسی در کردستان غایب مطلق بود. رهبری و سازماندهی تجمعات و تظاهرات منتهی به انقلاب هم توسط همین نیروهای چپ و دمکرات شکل می‌گرفت.

دو: پس از پیروزی انقلاب و گرایش آن به سمت اسلامی شدن، اولین تنش در اسفند ۱۳۵۷ در سنندج آغاز شد. متأثر از فضای انقلاب در مرکز ایران، عدهٔ هم درر این شهر به محوریت احمد مفتی‌زاده گرایش‌های اسلامی پیدا کرده بودند و در رویداد نوزوز خونین سنندج در کنار نیروهای دولتی ایستادند.

با وساطت آقای طالقانی و با برکناری تیمسار قرنی که خودسرانه دستور حمله را صادر کرده بود، فضای سنندج آرام می‌شد و با موافقت همه گروه‌ها اولین انتخابات کردستان – و اولین انتخابات ایران پس از انقلاب هم- در سنندج برگزار شد و شورایی متشکل از چپها و مستقلها و همین اسلامی‌ها هم تشکیل شد اما طبق اسناد کتاب زندگی‌نامه طالقانی هنوز هیئت اعزامی به تهران برنگشته بود که با تحریکات بنی‌صدر و رفسنجانی، گروه مربوطه اعلام کردند که ما شورا را قبول نداریم و تنها شورای اسلامی را قبول داریم! اصطلاح شورای اسلامی اولین بار آن زمان به کار برده شد. حتی ماه‌ها پس از آن زمانی که انتخابات مجلس برگزار شد، هنوز نام آن، `شورای اسلامی` نشده بود. (more…)

نامه سرگشاده صادق زیباکلام به رئیس‌جمهور: دعوت از زنان، اهل سنت و کردها و مشاور یهودی در دولت جدید

2017/06/21

جناب آقای دکتر حسن روحانی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران دامت عظمته

با سلام و تحیات و آرزوی قبولی طاعات، این روزها موضوع تشکیل کابینه جدید حضرتعالی در رسانه‌ها مطرح هستند. اجازه می‌خواستم پاسخی که در این فقره به رسانه‌ها داده‌ام، به استماع حضرتعالی برسانم. نزدیک به پنج میلیون آراء بیشتری که نسبت به دور اول به دست آوردید، مبین آن است که علیرغم همه کاستی‌ها، اکثریت رأی‌دهندگان، سیاست‌هایتان را تأیید می‌نمایند. به همین نسبت نیز سخنی به‌گزاف نرفته اگر گفته شود که انتظاراتشان از جنابعالی به نسبت دوره اول بیشتر شده است. اگر در دور اول شرایط عمومی کشور ازجمله ترکیب مجلس شورای اسلامی به‌گونه‌ای بود که احساس می‌کردید مجبور هستید در برابر تندروها عقب‌نشینی‌هایی بنمایید، به حمدالله اوضاع عمومی کشور به‌گونه‌ای هست که دیگر مجبور نیستند به بسیاری از خواسته‌های تندروها تن بدهید.

دو انتخابات اسفند۹۴ و اردیبهشت امسال به‌وضوح نشان داد خواست بخش‌های قابل‌توجهی از جوانان، تحصیل‌کرده‌ها، فرهنگیان، اقلیت‌های قومی و دینی، مدیران، نویسندگان، فرهیختگان، کارآفرینان، کارکنان دولت و شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ دولتی، ساکنین شهرهای بزرگ و … با رویکرد اعتدال و میانه‌روی جنابعالی همراهی دارند. لذا واقعاً دلیلی برای بایگانی کردن خواسته‌ها و انتظارات اکثریت مردم ایران ندارید. ضمن آنکه تجربه نشان داده که هرقدر هم که شما در برابر خواسته‌های تندروها عقب‌نشینی نمایید، دست‌آخر کافی است یک مورد حسب توقعشان رفتار ننمایید و همان یک مورد تبدیل به طومار و جریانی علیه‌تان خواهد شد. (more…)

سلفی‌ها در کردستان؛ انتشار گزارش محرمانه‌ای از سال 1393

2017/06/10

تێبینی: ئەو ڕاپۆرتە لە لایەن وەزارەتی ناوخۆ/کشور ئێرانەوە ئامادەکراوە و مەبەست لە دانانی لەم وێبلاگەدا ئاشناکردنی خوێنەر بە شێوەی کاری ناوەندە ئەمنییەکانی ئێران و چۆنییەتی زانیاری کۆکردنەوە و سیاسەتداڕشتنیان لە کوردستانە

دیروز تهران، ایران و جهان در شوک دو حمله تروریستی در تهران بود. حمله ای که پنج ساعت به درازا کشید تا خاتمه یابد و در آن 12 شهروند ایرانی جان خود را از دست دادند و دهها نفر مجروح شدند. ساعاتی بعد وزارت کشور ایران اعلام کرد که تروریست ها ایرانی بوده اند. از فیلمی که گروه داعش از حمله تروریستها منتشر کرده بود و آنها به عربی صحبت می کردند روشن شده بود که حمله کنندگان عرب زبان نیستند بلکه عربی را آموخته اند. آنها کجا آموخته بودند؟ چطور به داعش پیوسته بودند؟ در کدام منطقه ایران داعش می تواند یارگیری کند؟ نظرها متوجه کردستان شد.

کردستان ایران مستعد رشد گروههای افراطی مذهبی است. نوعی طالبانیسم کردی با رنگ تند سلفی و تکفیری در این منطقه در حال رشد است. یعنی گروههای مذهبی که بشدت ضدشیعه هستند و با تکیه بر سیاست های ناکارآمد دولت و حاکمیت در منطقه کردستان به یارگیری برای فکر منحط و خطرناک خود می پردازند.

برای اطلاع همگانی از عمق و جدیت مساله متن پی.دی.اف گزارش مفصلی را منتشر می کنیم که سال 1393 در قالب یکی از شماره های مجله راهبرد منتشر شده است؛ مجله ای که انتشار بیرونی ندارد و از طرف وزارت کشور صرفا برای مدیران منتشر می شود.

مطالعه گروههای سلفی در کردستان موضوع پایان نامه های دانشگاهی هم بوده است. امری که خود نشانگر رشد سریع این گرایش در کردستان است. برای نمونه مقدمه یکی از پایان نامه ها را می آوریم: (more…)

حلاج، مولانا، نیچە/ هادی محمدی

2017/06/03

هادی محمدی از نویسندگان جوان کرد و ساکن فرانکفورت و از اعضاء «کارگاه شعر و قصه»است.

 
 
بسیاری از نویسندگان بزرگ در زندگی خود چندین دورە را سپری کردەاند. کسی همچون گوتە، شاعر و نویسندەی آلمانی در مرحلە اول زندگی خود کە فکر و جهان­بینی­اش با ایدئولوژی دربار وایمار سازگار است، ضعیف ترین آثار خود، یعنی کتاب “دختر طبیعی” و “شهروند عمومی” را می­نویسد. اما در مرحلە دوم زندگی­اش کە جهان­بینی او با جهان­بینی جان جهان یعنی ناپلئون و اندیشەی انقلاب فرانسە گرە خوردە است، شاهکار خود، یعنی “فاوست” و “پاندورا” را می نویسد.
 
مولانا هم در زندگی ادبی خود چندین دورە داشتە است. در روایات آمدە کە مولانا، پیش از آنکە شمس تبریز را بشناسد، در شام تکیە و خانقاە و صدها شاگرد داشتە است. کتاب “فی مافیە” را نوشتە و همیشە مشغول تدریس فقە و الهیات بودە است. اما بە ناگاە شمس تبریز فرا می­رسد و در این هنگام در میان مولانا و شمس بحث و جدلی بوجود می­آید.

مبارزه مسلحانه؛ روا یا ناروا؟

2017/06/03

مصاحبە رادیو فردا درمورد مبارزە مسلحانە
شرکت کنندەگان مصاحبە: د. اسو حسن زادە معاون دبیر کل حزب دمکرات کردستان و فرخ نگهدار
اگر اجازه بفرمایید من این بحث را با آقای نگهدار آغاز می‌کنم. آقای نگهدار به عنوان فعال سیاسی که پیش از انقلاب خودتان عضو رده بالای سازمان چریک‌های فدایی بودید، در آن زمان به مبارزه مسلحانه اعتقاد داشتید و به نظرتان کارکرد داشت. چرا در آن زمان کارکرد داشت و شما چرا در آن زمان درگیر این نوع مبارزه بودید؟
فرخ نگهدار فعال سیاسی و از رهبران پیشین سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران است.
​فرخ نگهدار: دلایل اصلی که در آن زمان مطرح می‌شد که مبارزه مسلحانه می‌تواند تغییری در شرایط به وجود بیاورد، مبتنی بر این اصل بود که تمام نیروهای سیاسی عملاً موجود در صحنه، از دور خارج شدند، و بعد از کودتای ۲۸ مرداد و بعد از وقایع ۱۵ خرداد ۴۲ سرکوب شدند. برای اینکه ما یک شروع تازه داشته باشیم باید به تبلیغ مسلحانه بپردازیم. اگر ما دست به عملیات مسلحانه بزنیم این یک شور و شوقی در کشور درست می‌کند.

این بود که تئوری‌ها بر این اساس تنظیم شد و وقتی که اتفاق سیاهکل اتفاق افتاد در تمام روشنفکران جامعه و در تمام متفکرین سیاسی جامعه ما یک شور و شوقی درست شد، آنها تشویق کردند کسانی را که دست به این اقدام زدند. فیلم‌ها ساخته شد، موسیقی‌ها ساخته شد، شعرها گفته شد و در دانشگاه‌ها موج گسترده‌ای به وجود آمد در حمایت از چریک‌های فدایی که به تأسیس یک سازمان بزرگ انجامید.

تأکید می‌کنم که هدفی که در آن زمان چریک‌های فدایی خلق در مقابل‌شان قرار دادند و آن بسیج یا به شور و شوق آوردن فعالین سیاسی بود، با عمل سیاهکل محقق شد.
آقای نگهدار دلایلی که آوردید برای اینکه در آن زمان به مبارزه مسلحانه اقدام کردید یا اعتقاد داشتید خب دلایلی است که می‌شود الان هم [درباره آنها] پرسید. چطور شد که در شرایط بعدی و در طول زمان شما نظرتان را عوض کردید و به این نتیجه رسیدید که الان مبارزه مسلحانه دیگر نتیجه‌ای ندارد. (more…)

کردهای ایران و انتخابات ریاست‌جمهوری؛ از ۱۳۵۸ تاکنون – هێمن سەیدی

2017/05/17

اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران در بهمن ۱۳۵۸ با تحریم احزاب اصلی کرد مواجه شد. در حالی که تنها چند ماه از پایان جنگی تمام عیار در کردستان می‌گذشت، فضای سیاسی ظاهرا آرام شده بود و قول مذاکره با کردها جای فتوای جهاد تابستان آیت‌الله خمینی را پس از سه ماه جنگ گرفته بود. به همین دلیل حزب دمکرات کردستان که اصلی‌ترین حزب کردستان بود در کنگره چهارم خود که در اوایل بهمن در مهاباد برگزار شد پیام مثبتی به تهران فرستاد که بعدا در کردستان به «سازش‌کاری» لقب گرفت. اما این موضع نرم باعث نشد که هیچ‌کدام از کاندیداهای ریاست جمهوری پرداختن به مساله کردها را در برنامه انتخاباتی خود قرار دهند. تنها کاندیدایی که اشاره‌ای به «خودمختاری» کردها کرده بود مسعود رجوی بود که او هم رد صلاحیت شد. همه این مسائل باعث شد که هر دو حزب اصلی آن زمان در کردستان، یعنی کومله و دمکرات و همچنین رئیس هیات نمایندگی خلق کرد، شیخ عزالدین حسینی، علیه انتخابات موضع بگیرند و اکثریت شهروندان کرد انتخابات را تحریم کنند: به عنوان نمونه، کمتر از ١٣درصد مشارکت در استان کردستان.

هنوز رئیس‌جمهوری منتخب یعنی بنی‌صدر کارش را آغاز نکرده بود که جنگ کردستان دوباره درگرفت و با شکست مذاکرات «هیات نمایندگی خلق کرد» با نمایندگان دولت، به مدت بیش از ١٠ سال فضای کردستان کاملا جنگی و امنیتی شد و دیگر مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری در این منطقه اهمیتی سیاسی نداشت، نه برای دولت، نه برای مردم و احزاب. به همین دلیل در انتخابات دوم تا پنجم ریاست ‌جمهوری (رجایی، خامنه‌ای دو دوره و رفسنجانی دور اول) رفتار سیاسی انتخابات در کردستان واجد اهمیت ارزیابی نیست چرا که در فضایی جنگی برگزار شده بود. اما دور دوم انتخاب رفسنجانی در ١٣٧٢ در کردستان جنجالی شد. در اقدامی نمادین، اکثریت مردم کردستان به رقیب رفسنجانی یعنی احمد توکلی رای دادند. با وصف آنکه رفسنجانی با اکثریت مطلق در همان دور اول با ١٠ میلیون رای در برابر ٤ میلیون رای توکلی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد اما در بسیاری از استان‌های کردنشین آرای او کمتر از توکلی بود. مثلا در سنندج توکلی از ٣٨٢ هزار رای توانسته بود ٢١١ هزار رای بیاورد که معادل بیش از ۵۵ درصد آرا بود. میزان مشارکت در کردستان نیز از سایر مناطق ایران بیشتر شد. در حالی که میانگین مشارکت در سراسر ایران ۵۰ درصد بود این میزان در استان کردستان به ۵۴ درصد رسید. در واکنش به این اقدام، رفسنجانی در اولین نماز جمعه پس از انتخابات، با اشاره‌ای ضمنی به این موضوع گفت که در بعضی مناطق «شاهد قهری کودکانه بودیم!». اما این اقدام کردها نه قهر بود نه کودکانه؛ یک رفتار انتخاباتی بود که اتفاقا چهار سال بعد، در مقیاسی بزرگتر تکرار شد. در دوم خرداد ۱۳۷۶ هم بخش چشمگیر کسانی که به خاتمی رای دادند، در واقع در واکنش به ناطق نوری به عنوان کاندیدای منتصب به حاکمیت و نماد تداوم وضع موجود، به رقیب او یعنی خاتمی رای دادند. چهار سال قبل، سال ١٣٧٢ هم کردها به نشان نارضایتی از رفسنجانی که دو رهبر کردها در دوران ریاست جمهوری او ترور شده بودند، به توکلی رای دادند. (more…)

داستان های قرآن از کجا آمده اند؟ امین قضایی

2017/05/17

 

بسیاری از مسلمانان یا کسانی در که کشورهای اسلامی به دنیا آمده اند، معمولا با داستان های قران از همان کودکی آشنا می شوند و به آنها گفته می شود که این داستان ها اصیل، آموزنده و حاوی نکات مهمی هستند. با این حال، قرآن به جز در مورد یوسف و موسی، به ندرت داستانی را به طور کامل شرح داده است و فقط اسم شخصیت هایی ذکر شده و یا به داستان آنها صرفا اشاره ای شده است. حتی داستان موسی و خروج بنی اسراییل از مصر نیز در چند جای مختلف به صورت پراکنده موجود است. در واقع، قرآن داستانی را از اول تا به آخر نقل نمی کند که کسی بخواهد به اتکای آن چیزی بیاموزد. بنابراین مفسرین قرآن، ملایان و مفتیان معمولا این اشارات کوتاه را شاخ و برگ فراوان می دهند تا شکل داستانی پیدا کند.
تقریبا تمامی داستان ها و شخصیت های اشاره شده در قرآن، از تورات، انجیل و دیگر منابع یهودی-مسیحی اقتباس شده اند یا می توان گفت که در هر مورد، اصل داستان در منابع دیگر وجود دارد و در قرآن صرفا به آن داستان اشاره جزیی شده است.
همانطور که می دانیم اکثریت داستان ها و اساطیر قران از عهد عتیق آمده اند، مانند داستان آفرینش، طوفان نوح، شرح پاتریارک هایی مانند ابراهیم و یعقوب و یوسف، ماجرای قارون و شورش او علیه موسی، داستان یونس (البته در قران فقط نام وی ذکر شده است) و غیره. اما برخی از داستانهای کوتاه، اشارات و اسامی در قرآن هست که در عهد عتیق و انجیل رسمی وجود ندارد. در مورد این داستان ها چه می توان گفت؟ آیا قرآن اولین ناقل این داستان هاست؟ آیا نمی توانیم بگوییم که این قصص مختص خود قرآن هستند و قبل از آن وجود نداشته اند؟ ما در این مقاله با بررسی چند مورد نشان می دهیم که اینطور نیست و تقریبا تمامی قصص اشاره شده در قرآن در منابع یهودی و مسیحی و پیشااسلامی وجود دارد. مطالعه و دانستن این منابع خالی از لطف نیست و البته توهم مسلمانان را درباره اصالت این داستان ها می زداید.

(more…)

“توسعه ی ورهرامی” در شهر، رادیکالیسم در کوهستان – یونس قربانی فر

2017/05/13

پس از فروپاشی و شکست جمهوری کرد در مهاباد، ارتش پهلوی اقتدار از دست رفته¬ی پیشین را بازیافت. نظامی هایِ وفادار شاه اداره¬ی امور را به دست گرفتند و مناسبات زایل شده¬ی دوره¬ی رضاشاه را برای بار دیگر احیا کردند. نخبگان سنتی کرد، از شهرنشین ها تا ایلیاتی ها، نیز به یاری نظامیان پهلوی شتافتند و بازگشت میلیتاریسم را جشن گرفتند. این گونه به نظر می آمد که کار یکسره شده است و شاهِ جوان و ارتش او اختیار ملک و ملت را به طور مطلق در اختیار گرفته اند. اما تحقق این آرزو چند سالی زمان برد، در همین چند سال بود که برخی از کادرهای پیشین جمهوری خودمختار و نیروهای جدید، تلاش های پراکنده ای را برای سازمان دهی مجدد کوشندگی سیاسی در کردستان، و به ویژه در موکریان، صورت بخشیدند. این تلاش های پراکنده¬ و اغلب ناموثر، و البته بزرگ نمایی شده در خاطرات سیاسی، در پوشش دو گفتار ناسیونالیسم کردی و مارکسیسم حزب توده بیشتر در قالب گروه های خرد و محافل کوچک نمود می یافت. این گروه های خرد بدون اثرگذاری خاص در این مقطع زمانی، زمینه¬ی فعالیت در دهه¬ی پسین را فراهم ساختند. با کودتای شاه و آمریکا در مرداد 1332 دیکتاتوری دوباره رخ عیان نمود و به فضای پرتنش و مالامال از بحران سال های پس از سقوط رضاشاه خاتمه داد.

اکنون ایران در اختیار شاه¬ و دستگاه پهلوی بود. روزگار کم فروغی اقتدار دربار به سرآمده بود و از محمد مصدق، حزب توده، مطبوعات منتقد و پارلمان نیم بندِ فعال دیگر نشانی نبود. اقتدار شاهی که پیشتر در کردستان گسترش یافته بود، با کودتای 28 مرداد بیش از هر زمان تثبیت شد و تحکیم یافت. دستگاه کارگزاری محلی پهلوی با حمایت ارتش و مساعدت نخبگان سنتی کرد به تقویت موقعیت شاه پرداختند. در این بین جامعه¬ی پراکنده، ضعیف و کم توان کردستان نیز زمینه¬ی تقویت طبقه¬ی حاکم را به شکلی ناخودآگاه فراهم می ساخت. چیرگی مناسبات پیشا سرمایه داری، فقر گسترده، قدرت بلامنازع طبقات زمیندار، ضعف جامعه شهری و بسیاری از شاخص های دیگر کردستان را جزو کم توسعه یافته ترین و به عبارتی روشن تر در ردیف عقب مانده ترین نقاط ایران قرار داده بود. اما شاهِ دیکتاتور برای کردستان چه کرد؟

(more…)

پناهنده‌ی ناسپاس: ما به کسی بدهکار نیستیم- دینا نیری (گاردین)

2017/04/20

چند هفته پیش پاسپورت منقضی شده ایرانی‌ام را بین وسایل قدیمی ‌پیدا کردم. قیافه اخم‌آلودِ هشت ساله‌ی من، مبهوت و بداخلاق با روسری خاکستری گره خورده و نگاهی که به جایی فراتر از دوربین خیره شده است.

هرچند من مدت کوتاهی بعد از گرفتن این عکس از ایران با خانواده‌ام ایران را ترک کردم ولی این چهره‌ی کودکی نیست که در انتظار نجات باشد. از روزی که آخرین روسری‌ام را دور انداختم این عکس قدیمی را پنهان کرده بودم و حالا نه روسری، بلکه این صورت نگران توجه مرا جلب کرده. هر قدر تلاش می‌کنم نمی‌توانم ربط این کودک را با نویسنده آمریکایی پریشانِ عکس‌های امروزم پیدا کنم.

سال ۱۹۸۵ وقتی شش سالم بود چند ماهی از از اصفهان به لندن آمدیم. با اینکه این مهاجرت موقتی بود اما خیلی به من فشار آورد. مرا در مدرسه‌ای ثبت نام کردند. در ایران فقط مهد کودک رفته بودم و نه مدرسه، و فقط فارسی بلد بودم.

اول بچه‌ها خوش‌آمد گفتند ، بعد معلم با اسباب‌بازی و نقاشی به من چند کلمه یاد داد. اما چند روز بعد فضا تغییر کرد. سال‌ها بعد فهمیدم که بچه‌ها تا مدت‌ها درباره دختر ایرانی کلاس، چیزی به والدین‌شان نگفته بودند. یک روز چند نفر از پسرهایی که هر روز در حیاط می‌دیدم‌شان، طوری که انگار بی هوا وسط بازی است، محکم به شکم من کوبیدند. آنها در زمین بازی دنبال‌ام می‌کردند و بلندبلند چیزهایی می‌گفتند که هیچ ازشان نمی‌فهمیدم. چند هفته بعد دو نفر از پسرهای بزرگ انگشت مرا لای چارچوب در گذاشتند و طوری در را بستند که بند اول انگشت کوچکم قطع شد. بند اول انگشت‌ام را لای دستمال گذاشتند و مرا به بیمارستان بردند. عمل پیوند با موفقیت انجام شد. (more…)

اردوغان:‌ شکست در پیروزی؟ کامران متین، دانشیار روابط بین‌الملل، دانشگاه ساسکس، بریتانیا

2017/04/19

در همه پرسی تغییر قانون اساسی روز یکشنبه در ترکیه حزب حاکم “عدالت و توسعه” با اختلافی ناچیز بر مخالفان تغییر قانون اساسی پیروز شد.

دو حزب مخالف عمده، “حزب جمهوریخواه خلق” و “حزب دموکراتیک خلقها”، به نحوه رای‌گیری و شمارش آرا اعتراض کرده و نتیجه همه پرسی تا لحظه نگارش‌ این مطلب رسما تائید نشده است. کشورهای اروپایی و آمریکا هم اعلام نظر رسمی خود را به بعد از مطالعه گزارش ‌هیئت ناظر اعزامی “سازمان همکاری اقتصادی و توسعه” موکول کرده‌اند.

اما اردوغان و دیگر مقامات بالای حکومت آ.ک.پ اعلام پیروزی کرده‌ و هواداران اردوغان و حزب همپیمانش حزب راست افراطی “حرکت ملی” در خیابانها به جشن و شادی پرداخته‌اند.

با توجه به رفتار سیاسی تاکنونی اردوغان بعید به نظر میرسد نهادهای رسمی اجرایی همه پرسی نتیجه اعلام شده را تغییر دهند. پرسش اساسی اکنون این است که بستر، ماهیت و نتایج این همه‌پرسی را چگونه باید تفسیر کرد؟

ده ماه منتهی به همه‌پرسی یکشنبه یکی از پرتلاطم‌ترین دوره‌های تاریخ ترکیه بود. سرکوب مخالفین سیاسی و ایجاد محدودیت برای رسانه‌ها و شخصیتهای سیاسی و دانشگاهی مخالف دولت از زمان سرکوب اعتراضات “پارک گزی” در سال ۲۰۱۳ شروع شده بود. (more…)

۷ اشتباه سدسازی که در ایران تکرار می‌شوند

2017/03/11

در سال 2000 کمیسیون جهانی سد (WCD) در یک ماموریت علمی اصول و قوانین سدسازی را مجددا مورد ارزیابی قرار داده و مجموعه‌ای از اشتباهات بحران‌آفرین را در زمینه سدسازی منتشر کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از بنیاد جهانی حمایت از طبیعت(WWF)، دسترسی به آب سالم، غذا و برق از جمله بنیادی‌ترین نیازهای جامعه بشری امروز است و با این وجود همچنان صدها میلیون نفر در سراسر جهان از این موارد بی‌بهره هستند.

براساس آمارهای منتشر شده از سازمان‌های درمانی و مدیریت انرژی جهان سالانه 3.5 میلیون نفر جان خود را به خاطر بیماری‌های مرتبط با کیفیت پایین آب از دست می‌دهند و بیش از یک میلیارد نفر در سال 2009 به برق دسترسی دائم نداشته‌اند. نکته قابل توجه در این زمینه این است که تا سال 2030 میزان تقاضا برای غذا و انرژی 50 درصد افزایش خواهد یافت و این موضوع اهمیت سدسازی را بیش از گذشته افزایش می‌دهد.

در مطالعه‌ای که در سال 2005 انجام شده مشخص شد که جریان آب بیش از 60 درصد رودخانه‌های جهان تحت تاثیر سدسازی دچار تغییر شدید شده است و این تغییرات باعث بروز مشکلات زیست‌محیطی زیادی می‌شوند.

توجه یک‌طرفه به موضوع تامین غذا و انرژی سبب شده در بسیاری از کشورها بدون توجه به واقعیت‌های زیست‌محیطی، تغییرات جمعیتی و مطالعات زمین‌شناسی اقدام به ساخت سد در مناطق مختلف کنند و پس از چند سال با بروز خشکسالی، طوفان‌های شن و گرد و خاک، فرسایش خاک، کمبود آب و نابودی کشاورزی روبرو شوند. (more…)

اکثر مسئولین ارشد جمهوری اسلامی ایران از کدام قوم و استان می باشد؟ (تحلیل آماری)

2017/03/04

مقدمه

بنا به اذعان پیمایشهای آماری غیررسمی در ایران درحالی که بیش از نیمی از جمعیت کشور را اقوام و ملل غیرفارس تشکیل می دهد خودداری “مرکز آمار ایران” از ارائه ی آمار رسمی ترکیب قومی سبب ارائه ی تخمین های گوناگون گشته است. ترکیب زبانی جمعیت ایران بر اساس «کتاب واقعیت‌های جهان سیا» ۵۳٪ فارسی و گویش‌های آن، ۱۸٪ ترکی آذربایجانی و دیگر زبان‌های ترکی، ۱۰٪ کردی، ۷٪ گیلکی و مازندرانی، ۶٪ لری، ۲٪ بلوچی، ۲٪ عربی و ۲٪ زبان‌های دیگر بیان می گردد که با استناد بدان می توان ادعا نمود که تنها نیمی از کشور را افراد متکلم به زبان فارسی تشکیل می دهد[1] اما برخی از اظهار نظرهای رسمی نیز بر این امر صحه می گذارد که جمعیت قومیت فارس در ایران بسی کمتر از نیمی از جمعیت ایران می باشد علی اکبر صالحی وزیر امورخارجه ایران در دوره دکتر محمود احمدی نژاد در سفری که در تاریخ 28 دی ماه 1390 به ترکیه داشت در مصاحبه با اصحاب رسانه بیان داشته بود که 40 درصد جمعیت ایران را ترکها تشکیل می دهد [2] با در نظر گرفتن این رقم و افزودن درصد جمعیتی اقوام و ملل دیگر جمعیت فارس کشور بسیار کمتر از نیمی از جمعیت ایران خواهد بود.. وجود این تنوع قومی سبب بروز خواستهای گوناگون ملی-قومی در ایران گشته است که قوانین رسمی موجود در آن حق حیات و توسعه ی فرهنگی را تنها محدود به فرهنگ و زبان فارسی می داند. علیرغم این موضوع مطالعه ی منشا قومی و استانی مسئولین ارشد نهادهای مختلف جمهوری اسلامی ایران نشانگر آن است که قومیت مشخصه ای مهم در تعالی رتبه و مسئولیتهای رسمی در ایران محسوب گردیده و فراتر از آن برخی از استانهای کشور دارای ضریب حضور بالایی در پستهای بالادستی هستند. در سطور ذیل به بررسی ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران و منشا استانی مسئولین ارشد ارکانهای سیاسی-نظامی ایران خواهیم پرداخت.

(more…)

“کولبری” در نمای نزدیک

2017/02/09

درآمد بین 100 تا 150 هزار تومان / حمل مشروبات الکی درآمد بالاتری دارد اما…

کولبری در نمای نزدیکفرارو-“با اینکه یک زنم، هیچ‌وقت نترسیده‌ام. بعضی‌وقت‌ها به‌تنهایی، ساعت 2 یا 3 نیمه‌شب برای گرفتن پولی ناچیز، در حد بخور و نمیر به راه و کوهستان زده‌ام. هرباره بین 30 تا 50 کیلو بار با خودم به عراق برده یا آورده‌ام. ماموران هم بارها ما را گرفته‌اند، اما ما که کار حرامی انجام نمی‌دهیم… این مردها را ببینید؛ برای درآوردن 20 تا 40 هزار تومان برای زن و بچه این سختی‌ها را به جان می‌خرند”.

کول بری در نمای نزدیک
خالد توکلی –جامعه‌شناس و پژوهش‌گر- در گفتگو با فرارو گفت: مردمِ کول‌بر از زمان قدیم بوده‌اند. از زمانی‌که بحث قاچاق میان مرزهای ایران، عراق و ترکیه پیش آمد آن‌ها به عنوان یک اصطلاح و شغل شناخته شدند.به گفته این فعال مدنی کول‌بری به مبحث واردات کالاهای خارجی‌ای برمی‌گردد که به‌طور قانونی امکان آن نیست که از کشورهای خارجی و از خاک عراق وارد ایران شود. بنابراین از طریق کولبران این اتفاق می‌افتد، چرا که این کالاها در عراق نیز بازار ندارند. (more…)

مصاحبه با زیگموند باومن/ شبکه‌های اجتماعی، دام‌ هستند

2017/01/29

زیگمون باومن [[۱]Zygmunt Bauman] که به تازگی نودمین زادروزش را جشن گرفته با دو پرواز از خانه‌اش در لیدز[Leeds]، واقع در شمال بریتانیا خودش را به نشستی در بورگس [Burgos] در شمال اسپانیا رسانده است. او از همان آغاز مصاحبه تصدیق می‌کند که خسته است اما در عین حال تلاش می‌کند پاسخ‌هایش را چنان مدیریت کند که ایده‌هایش را آرام و روشن بیان کند. او از ارائه پاسخ‌های ساده به پرسش‌های پیچیده متنفر است و از این رو، روی هر پاسخ وقت می‌گذارد.
از هنگام طرح نظریه مدرنیته سیال [liquid modernity] در اواخر دهه ۱۹۹۰، او به مثابه چهره‌ای پیشرو در جامعه شناسی شناخته شد. این تئوری تلاش می‌کند وضعیت زمانه ما را توصیف کند و بر این نکته صحه می‌گذارد که «تمامی توافقات در عصر حاضر تا اطلاع ثانوی موقت، زودگذر و اعتباریند.» پژوهش‌های باومن بر روی نابرابری و همچین انتقادهای او نسبت به آنچه قصور سیاست نسبت به انتظارات مردم می‌داند و البته دیدگاه بسیار بدبینانه‌اش نسبت به آینده جامعه، توسط «جنبش خشمِ ۱۵ مِی» در اسپانیا برداشت و مورد استفاده قرار گرفت. گرچه او بارها به ضعف‌های این جنبش اشاره کرده است.
باومن در سال ۱۹۲۵ در لهستان به دنیا آمد. والدین او پس از حمله آلمان به اسپانیا در سال ۱۹۳۹ به شوروی گریختند. در سال ۱۹۶۸، همزمان با جنگ‌های شش روزه همراه با هزاران یهودی دیگر از شغل معلمی محروم و سپس از حزب کمونیست اخراج شد. او به بریتانیا مهاجرت کرد و در دانشگاه لیدز صاحب کرسی جامعه‌شناسی شد که سرانجام از همان سمت بازنشسته شده است. پژوهش‌های او جوایز متعددی برایش به ارمغان آورده است که از آن میان می‌توان جایزه شاهزاده آستاریوس در سال ۲۰۱۰ را نام برد.

(more…)

چه بر سر نخبگان فرهنگی آمد؟ زیگمنت باومن

2017/01/29

articles_title_image_eh9ihrs-jpg-1830x998_q85_box-001830998_crop_detailدر گذشته، «نخبگان فرهنگی» با سلیقه‌های سنجیده و با معیارهای سخت‌گیرانه به ارزیابی فرآورده‌های فرهنگی می‌پرداختند. اما اکنون اوضاع دگرگون شده و نخبگان فرهنگی هم به فرهنگ عامه‌پسند گرایش پیدا کرده‌اند. در این جستار زیگمنت باومن، اندیشمند نامدار که اخیراً درگذشت، از دلایل و پیامدهای این پدیده سخن گفته است.


پیر بوردیو، جامعه‌شناس بزرگ فرانسوی، 30 سال قبل (در کتاب بسیار بانفوذ خود با عنوان تمایز) گفت که «نخبگان فرهنگی»، که به عقیده‌ی مردم بیشترین صلاحیت را برای تعیین باید‌ها و نباید‌ها در همه‌ی امور «فرهنگی» دارند، به لطف سلیقه‌ی هنریِ بسیار حساب‌شده و معیارهای سخت‌گیرانه‌ی خود از دیگران متمایز می‌شوند – دیگرانی که از سلیقه‌ی ظریف و هرگونه معیاری بیبهره اند یا معیارهای بسیار آسانگیرانه‌ای دارند. همین تضاد بود که تمایز میان «فرهنگ والا» (مطلوب و محبوبِ نخبگان فرهنگی) و «فرهنگ پست (عامه‌پسند یا توده‌ایِ)» بقیه را حفظ می‌کرد.

به گزارشِ اندی مک‌اسمیت در نسخه‌ی آنلاین روزنامه‌ی ایندیپندنت، پژوهشگرانی معتبر در دانشگاهی بسیار معتبر (آکسفورد) اعلام کرده‌اند که «نخبگان فرهنگی» به معنی قدیمی دیگر «وجود ندارند.» تاک وینگ چان و جان گولدتورپ، پژوهشگران علوم اجتماعی در آکسفورد، و 13 نفر از همکاران‌شان بر اساس داده‌های گردآوری‌شده از بریتانیا، شیلی، فرانسه، مجارستان، اسرائیل، هلند و آمریکا، نتیجه گرفته‌اند که «نخبگان فرهنگیِ» مورد نظر بوردیو – آدم‌های سطح بالایی که وجه تمایزشان از آدم‌های سطح پایین این است که به اُپرا می‌روند و آن‌چه را که فعلاً «هنر والا» لقب گرفته می‌ستایند، و «چیزهای مبتذلی مثل ترانه‌های عامه‌پسند یا برنامه‌های پرطرفدار تلویزیونی» را تحقیر می‌کنند – دیگر وجود ندارند.

دیگر با سلیقه‌ی فرهیخته  در برابر سلیقه‌ی عوامانه روبه‌رو نیستیم. آن‌چه هست همه‌چیزخواری در برابر تک‌خواری است.

در واقع، افول نخبگانِ قدیمی (اما نه «نخبگان فرهنگی» به معنای دقیقِ کلمه!) خبر تازه‌ای نیست. در سال 1992، ریچارد اِی. پترسن از دانشگاه وَندربیلت برای فهم ماهیتِ سلیقه (یا بی‌سلیقگی) «رهبران فرهنگیِ» آن زمان، استعاره‌ی «همه‌چیزخواری» را به کار برد: اپرا  و ترانه‌های عامهپسند، «هنر والا» و برنامه‌های پرطرفدار تلویزیونی؛ یک ذره از این، یک ذره از آن، حالا این، حالا آن.

(more…)