Posts Tagged ‘اعدام زندانیان کرد’

سرکوب نهادینه روزنامه نگاران کرد در ايران- عمار گلی

2015/08/25

img

Article19– نزدیک به 120 سال از انتشار اولین نشریە کُردی می گذرد: “کُردستان”. روزنامه ای که نه در این سرزمین بلکه در تبعید و در کشور مصر متولد شد و در اروپا به حیات خود ادامه داد. سرانجام “کُردستان” در سال 1909 با فشار امپراتوری عثمانی توقیف و از انتشار آن ممانعت بعمل آمد. علی رغم گذشت بیش از یک قرن از توقیف این روزنامه و بازداشت و تعقیب نویسندگان و موسسین آن،  سرنوشت روزنامه نگاران کُرد و نشریات کُردی همچنان بر پاشنه همان دری می چرخد کە بر روی “کُردستان” بستندد.

آنچه در طی قرن گذشته در چهار بخش کُردستان ایران، ترکیه، سوریه و عراق بر فعالان عرصه رسانه گذشته است –علی رغم تفاوت نظام های سیاسی حاکم – تفاوتی ماهوی در شیوه‌های برخورد و سرکوب وجود ندارد. هریک از این چهار کشور با در پیش گرفتن سیاست انکار و امحاء نه تنها به رسانه‌های کُردی اجازه نشر ندادند، بلکه همواره بر اساس سیاست یکسان سازی قومی و ملی فضا را بر تمامی عرصه‌های دیگر فعالیت در جامعە محدود کردند. سیاستی که تا اجرای کشتارهای جمعی، کوچ اجباری و تغیر دموگرافی منطقه نیز پیش رفت.

(more…)

Advertisements

اعدام زنان کرد و سانسور تن/ صبا واصفی/ ر. زمانه

2013/02/05
اعدام

اعدام

 در بحران سیاسی دهه ۶۰، زنان کرد به عنوان اقلیتی قومی و مذهبی، علاوه بر سانسور سوبژکتیو برآمده از سکسیسم قوانین جمهوری اسلامی، خشونت مضاعفی را تجربه کردند که در ‌‌نهایت منجر به سانسور ابژکتیوشان شد. این پژوهش به بررسی علل و چگونگی اعدام این زنان، به عنوان یکی از مصادیق سانسور ابژکتیو در ایران پرداخته است و نشان می‌دهد که سانسور چه از نوع ابژکتیو چه از نوع سوبژکتیو، با هر بهانه و هدفی که اعمال شود، قدرت بخش نظام سلطه است.

جامعه‌ آماری این تحقیق، اعدام زنان کرد را در فاصله‌ سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۷ در برمی‌گیرد. روش مطالعه‌ این تحقیق، آرشیوی- میدانی است. این جامعه آماری براساس آرشیو سازمان‌هایی که در سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۷ در کردستان فعالیت داشتند و هم‌چنین بر پایه گفت‌وگو با خانواده، نزدیکان و زندانیان هم‌بند با اعدام‌شدگان تنظیم شده است.

بر اساس آمار به دست آمده، بیشتر قربانیانِ اعدام این سال‌ها ۱۸ تا ۲۵ ساله بودند. این میانگین سنی نشان می‌دهد عملکرد اتاق‌های فکر حکومت اسلامی ایران، همانند آشپزخانه ضحاک، کارآمد‌ترین نیروهای مولد جامعه را آماج حمله خود قرار داده است. رادیکالیسم ایدئولوژیک با توجیهات دینی و توانبخشی به نرینگی تندخو، زن را به عنوان بسته جنسی معرفی و منتقدانش را به خروج از دین متهم می‌کند. در واقع قدرت‌بخشی انقلاب اسلامی به سکسیسم اسلامی، مروج سادیسم جنسی‌ و منش تجاوزگرانه سکس محور است. (more…)

ئازادیا وەلات: دیسا ئیران، دیسا هۆڤیتی/ 2013-01-07

2013/01/07
هەواڵ سەبارەت بە ئەگەری لەسێدارەدانی زانیار و لوقمان مورادی

هەواڵ سەبارەت بە ئەگەری لەسێدارەدانی زانیار و لوقمان مورادی

٥٩ لاوی مه‌هاباد: وه‌کوو کۆمه‌له‌ی “ژ ــ ک”، ئێمه‌ سوێندمان خواردووه‌ خیانه‌ت به‌ گه‌لی کورد نه‌که‌ین

2012/05/31

قاسم که‌ڵه‌شی کادری دێرینی حیزبی دێمۆکراتی کوردستانی ئێران، یه‌کێک له‌ گیراوانی سیاسیی ساڵه‌کانی ٦٠ بووه‌، که‌ له‌گه‌ڵ ٥٩ لاوی مه‌هاباد که‌ له‌لایه‌ن رێژیمی ئێرانه‌وه‌ ئیعدام کران، له ده‌سبه‌سه‌رگه‌ی به‌ندیخانه‌ی شاری ورمێدا هاوبه‌ند بووه. ناوبراو به‌سه‌رهاتی خۆی له‌گه‌ڵ ئه‌و ٥٩ لاوه، بۆ کوردستان میدیاى باس کرد‌.

قاسم که‌ڵه‌شی: ساڵی ١٣٦١ی هه‌تاوی له‌به‌ر ئه‌وه‌ی که‌ له‌ گوندی ئێمه‌، گوندی “کووره‌”ی سه‌ربه‌ ناوچه‌ی “ئه‌نزه‌ل”ی شارى ورمێ، قوتابخانه‌ی ناوه‌ندی نه‌بوو، له‌ ورمێ ده‌رسم ده‌خوێند، که‌ یه‌کێک له‌ فرمانده‌کانی حیزبی دێمۆکراتی کوردستانی ئێران به‌ناوی “عیسمه‌ت عه‌بدی” داوای له‌ من کرد هاوکاریی حیزب بکه‌م، من ئه‌و پێشنیاره‌م قه‌بووڵ کرد و پێوه‌ندیم به‌ حیزبی دێمۆکراتی کوردستانی ئێرانه‌وه‌ گرت و به‌فه‌رمی بووم به‌ ئه‌ندامی حیزب.

کاک “عیسمه‌ت عه‌بدی” به‌رپرسی ته‌شکیلاتی حیزب له‌ ناوچه‌دا بوو و هه‌ندێ ئه‌رکی به‌ من سپارد که‌ یه‌کێک له‌ کاراکان چاپ کردنی هێندێ وێنه‌ و نووسراوه‌ی پێوه‌ندیدار به‌ حیزبی دێمۆکراتی کوردستانی ئێران و پێشمه‌رگه‌وه‌ بوون.

کاتێک که‌ من ئه‌و وێنانه‌م له‌ ورمێ چاپ کردن، له‌ رێگای گه‌ڕانه‌وه‌ بۆ ئه‌نزه‌ل بووم له‌ گوندێکی به‌ناوی ” سنجی” ده‌سبه‌سه‌ر کرام و پاش پشکنینیم ده‌رکه‌وت که‌ به‌ڵگه‌ی حیزبی له‌لای منه‌. (more…)

استمداد محمد علی آگوشی، فرهنگی زندانی کرد در زندان ارومیه از تمامی مجامع حقوق بشری و بین المللی

2012/05/03

زندان ارومیه/ گرتووخانەی ورمێ/ zindani wirme

آیا تا کی نقض حقوق انسانی در کشور ایران باید ادامه داشته باشد؟
اینجانب آگوشی اهل پیرانشهر فرهنگی بازنشسته که مدتی 4 سال است در زندان ارومیه اسیر می باشم . در سال 88 از سوی دادگاه نظامی ارومیه به جرم کرد بودن و فعال مدنی و به اتهام ارتباط با اقلیم کردستان به اعدام محکوم شدم چون حکم صادره خلاف قانون و اصول انسانی بوده شدیدا به آن اعتراض کردم در نتیجه شعبۀ 31 دیوان عالی کشور حکم صادره را نقض و پرونده جهت اعاده دادرسی عادلانه به شعبۀ هم عرض دادسرای عمومی نظامی ارسال و اعاده گردید شعبۀ هم عرض هم بدون توجه به مستندات دیوان ضمن نقض اعدام حکم 10 سال تبعید در زندان زاهدان را صادر نمود. با توجه به نوع اتهام تفهیمی مجازات محارب (نفی بلد) که خلاف نص قرآن و قانون اساسی و عرف بین المللی بوده در اصل، مجددا به رای صادره اعتراض نمودم و پرونده برای بار دوم به شعبۀ 31 دیوان فرستاده شد و دیوان تحت فشار دادستان و سایر عوامل حکم صادره را تایید کرد و جهت اجرا به دادسرای ارومیه ارجاع کرده است.

(more…)

دیگر تنها کفش‌هایم مرا به این خاک پیوند نمی‌دهد/ نامه ای از فرزاد کمانگر

2012/05/02

نباید فراموش کنم؛ در این دیار واژه‌ها گاهی به سرعت برق و باد به زبان آوردن‌شان «جرم» می‌شود و گناهی نابخشودنی. لغزش قلم بر سفیدی کاغذ می‌تواند موجب «تشویش اذهان» شود و تعقیب به دنبال داشته باشد و به زبان آوردن اندیشه و افکار می‌تواند «تبلیغ» به حساب آید. همدردی می‌تواند «تبانی» باشد و اعتراض موجب «براندازی» شود. کلمات بار حقوقی دارند پس باید مواظب بود. نباید فراموش کنم که به چشمانم بیاموزم که هر چه را می‌بیند باور نکند، زبان همه چیز را بازگو نکند، آنچه هر شب می‌شنوم فریاد نیست، موج نیست، طوفان نیست، صدای خس و خاشاک است! که خواب از چشم شهر ربوده. نباید فراموش کنم که در شهر خبری از خط فقر و اعتراض و گرانی و بیکاری و بیداد و گرسنگی و نابرابری و ظلم و جور و دروغ و بی اخلاقی نیست. اینها واژه‌های دشمنان است.

(more…)

شب، شعر و شکنجه/ نامه ای از فرزاد کمانگر

2012/05/01

شکنجه بربریت و توحش است، شکنجه به سخره گرفتن همه قواعد و قوانین و عرف جهانی است، شکنجه پایمال کردن همه ارزشهای انسانی است، زمستان ۸۵ در انفرادی تنگ و تاریکی در کرمانشاه، بدون هیچ اتهامی، به مدت سه ماه حبس وحشتناکی را تحمل کردم، سه ماهی که بعد از سه سال، هنوز جسم و روح و روانم را می آزارد. این مطلب را به یاد حقیرترین سلول دنیا نوشته و به همه قربانیان شکنجه تقدیم میکنم.
شب، شعر، شکنجه

“دیری است .
مثل ستاره ها چمدانم را
از شوق ماهیان و تنهائی خودم
پر کرده ام ، ولی
مهلت نمی دهند که مثل کبوتری
در شرم صبح پر بگشایم
با یک سبد ترانه و لبخند
خود را به کاروان برسانم .
اما
من عاقبت از اینجا خواهم رفت .
پروانه ای که با شب می رفت ،
این فال را برای دلم دید .”

(more…)

ڕۆژگارێکی سەیرە گوڵم / نامه ای از فرزاد کمانگر

2012/04/29

فرزاد کمانگردنبال من نگرد مادر/ نام مرا بر زبان نیاور در مقابل در این زندان/ اینجا دنبال من نگرد/ ستاره افتاده بر گیس تو/ آن را نکن خسته و گریان
غروب ها دلم میگیرد. نوعی بی قراری به سراغم می آید. نمی دانم چرا ولی سالهاست به این دلتنگی ها عادت کردم. حالا دیگر شعر شاملو، سیگار و لیوان چای هم کام تلخم را شیرین نمی کند. فقط این دلتنگی ها را برایم گیراتر و جذاب تر می نماید. غروب ها با دلم خلوت میکنم. به خودم و انسان های دور برم، به انسانهایی که نشانشان عددی شده است چند رقمی فکر میکنم.  به یاد می آورم که من زندانی شماره ۱۳۵۴۹۰۶۴۸ هستم. اعداد نماد و رمز شده اند، ۳۵۰، ۲۰۹، ۲۴۰، ۲ الف… روزها هم در سرزمین ما سمبل می شوند روزهایی که کم کم تعدادشان از تعداد صفحات تقویم بیشتر شده، ۳ اسفند، ۱۸ تیر،۱۶ آذر، ۲۲ تیر، ۲۹ اسفند، ۳۰ خرداد، ۲ بهمن و…. به یاد می آورم که آدمها در شب تار سرزمین ما خیلی زود ستاره می شوند و ما صاحب قاب عکس های شده ایم به تعداد ستاره های آسمان… غروب ها با خودم فکر میکنم که کلمات برایم چه معنایی پیدا کرده اند، تروریست محارب، خرابکار، آشوبگر، اغتشاشگر، امنیتی و منافق کلماتی آشنا شده اند. حاجی، کارشناس، قاضی و عدالت برایم چه معنای جداگانه ای پیدا کرده اند.

(more…)

جان حبیب الله گلپری پور در خطر است

2012/03/19

حقوق بشر ایران، ۲۷ اسفندماه ۱۳۹۰: به گزارش آژانس خبری موکریان یکی از زندانیان هم بند باحبیب گلپری پور از انتقال وی بە مکان نامعلومی خبر دادە است. بە گفتە این زندانی: روز ۵ شنبه ۲۵ اسفندماه ساعت ۲۰:۳۰ حبیب الله گلپری پور زندانی سیاسی کُرد محکوم به اعدام از سوی نگهبانی این زندان به بهانه‌ تلفن صدا زده میشود و بعد از مراجعه نامبرده به افسر نگهبانی وی از سوی ماموران اداره اطلاعات به محل نامعلوم منتقل  شده است. تصادف تاریخ صدور حکم اعدام از جانب دادگاە انقلاب مهاباد در ٢٤ اسفند ١٣٨٨ با انتقال وی در روز ٢٥ اسفند ١٣٩٠ کە در آغازسومین سال صدور حکم وی است، و اینکە حبیب گلپریپور برای بردن وسائل شخصی بە بند بر نگشتە است نگرانیها را افزایش دادە است و شائبەی این کە جهت اجرای حکم از بند محل نگهداری منتقل شدە باشد را ایجاد کردە است. این نشان می دهد کە بند و زندان وی عوض نشدە بلکە امکانن یا بە بند اطلاعات سپاە بردە شدە یا بە قرنطینە براجرای حکم. این زندانی کرد در تاریخ ۲۴ اسفندماه سال ۸۸ (١٥ مارس ٢٠٠٩ )در شعبه یک دادگاه انقلاب شهر مهاباد به ریاست قاضی خدادای در یک جلسه چند دقیقه‌ایی به اتهام عضویت در حزب حیات آزاد کردستان( پژاک ) به اعدام محکوم ‌شد. شعبە ٣١ دیوان عالی کشور حکم اعدام صادرە از سوی دادگاه انقلاب مهاباد را تائید کرد. درخواست اعاده دادرسی و بررسی پروندە در کمیسون عفو و بخشودگی رد شدە و پرونده به اجرای احکام زندان فرستاده شده است.

(more…)

نامه تکان دهنده حبیب الله گلپری پور زندانی محکوم به اعدام: شکنجه های فیزکی و روحی مرا تا حدمرگ بردند

2012/03/18

سەرچاوە: به گفته این منبع محلی نزدیک به پرونده، این زندانی سیاسی کُرد در همه مراحل بازجویی در اداره اطلاعات و دادگاه شرکت در عملیاتهای مسلحانه را رد کرده است و اداره اطلاعات تنها به دلیل داشتن کتاب و ارتباط با گروه مادران آشتی شهر مهاباد وی را به همکاری موثر با پژاک متهم کرده و تا لحظه صدور حکم اعدام برای این زندانی سیاسی نیز دادگاه را تحت فشار قرار داده است.

یک منبع داخلی نزدیک به حبیب الله گلپری پور به کمپین بین المللی حقوق بشر گفت که مقامات مسوول او را از زندان ارومیه به زندان مرکزی سمنان منتقل کرده است. هنوز دلیل چنین انتقالی مشخص نیست.  پیش از انتقال به زندان این زندانی سیاسی کرد نامه را نوشته بود که نسخه ای از آن در اختیار کمپین بین المللی حقوق بشر برای انتشار قرار گرفته است. او در این نامه که خطابش به جامعه بین الملل و سازمان های حقوق بشری گفته است که «صدای زندانیان سیاسی از سلولهای زندان عبور نمی‌کند.» او نوشته است:‌« علی الرغم بازداشتهای طولانی مدت و شکنجه های فیزیکی و روحی من را تا حد مرگ پیش بردند که شکایت آن را همراه به مراتب و ارگانی گوناگون دولتی ارسالی کرده ام ولی در این ممکلت صدای ما از سلولهای زندانمان هم عبور نمی کند چه برسد به اینکه شنونده داشته باشد.» به گفته فعالان محلی با توجه به اینکه در برخی موارد زندانیان محکوم به اعدام پس از انتقال به زندانی دیگر با اجرای حکم مواجه شده اند، نگرانی در خصوص این زندانی سیاسی کرد همچنان ادامه دارد.

(more…)

نگرانی نسبت به احتمال اجرای حکم اعدام زندانی سیاسی کُرد، حبیب الله گلپری پور

2012/03/17

به گفته این منبع محلی نزدیک به پرونده، این زندانی سیاسی کُرد در همه مراحل بازجویی در اداره اطلاعات و دادگاه شرکت در عملیاتهای مسلحانه را رد کرده است و اداره اطلاعات تنها به دلیل داشتن کتاب و ارتباط با گروه مادران آشتی شهر مهاباد وی را به همکاری موثر با پژاک متهم کرده و تا لحظه صدور حکم اعدام برای این زندانی سیاسی نیز دادگاه را تحت فشار قرار داده است.

یک منبع مطلع نزدیک به حبیب الله گلپری پور زندانی سیاسی کُرد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت : «دیروز ۵ شنبه ۲۵ اسفندماه ساعت ۲۰:۳۰ حبیب الله گلپری پور زندانی سیاسی کُرد محکوم به اعدام از سوی نگهبانی این زندان به بهانه‌ تلفن صدا زده می‎شود و بعد از مراجعه نامبرده به افسر نگهبانی وی از سوی ماموران اداره اطلاعات به محل نامعلوم منتقل شده است.» این منبع به کمپین گفت : «در طول ماههای گذشته دو بار این زندانی سیاسی کُرد به سلولهای انفرادی زندان ارومیه و بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر ارومیه منتقل شده است و هر بار وی را تهدید به اجرای حکم کرده‌اند.با توجه به انتقال ناگهانی دوباره این زندانی سیاسی محکوم به اعدام به مکان نامعلوم نسبت به احتمال اجرای حکم وی نگرانی احساس می‌شود.»

(more…)

از رنجی که می‌بریم. نامه‌ایی از فرزاد کمانگر در سالگرد قتل دانشجوی کورد ابراهیم لطف اللهی/ پنجشنبه ، 10 بهمن 1387

2012/01/16

پرده اول : کشورهای اروپائی گاه گاه ، دستخوش نا آرامی ها و اعتراضات گسترده ای میشوند که میتواند برای ما جای تامل و تجربه بسیار باشد. مانند ناآرامی هایی که در فرانسه رخ داد، برخورد خشن نیروهای وابسته به دولت برآمده از رای مردم (پلیس) با یک جوان مهاجر حاشیه نشین پاریس فرصتی برای بازگشایی عقده سندیکاهای کارگری و آحاد مردمی فراهم آورد که شاهد پایمال شدن ایده ال های اجتماعی و سیاسی خود توسط نهادهای زیرمجموعه دولت بودند. اعتراضات و ناآرامی سراسری کشور را فرا گرفت و تا مدتها ادامه یافت یا در یونان قتل یک جوان توسط پلیس با چنان حجم عظیم اعتراضات مردمی مواجه شد که دولت را تا آستانه سقوط پیش برد و یونان را عملا فلج کرد . وجه مشترک هر دو حادثه ، خودسری و قانون شکنی نیروی تحت اختیار دولت با فردی از جامعه بوده است. جامعه ای که از آنچنان استانداردهای بالایی در زمینه قانون اساسی و نهادهای غیردولتی و قوانین حفظ حقوق شهروندی بهره مند است که کوچکترین کج روی از هنجارها و ظوابط مذکور را بر نمی تابد و آحاد جامعه را یکپارچه در مقابل متجاوز به حقوق مردم بسیج کرده و تا تنبیه خاطی و اجرای خواست مردم حق اعتراض را برای جامعه محفوظ می داند.

(more…)

عکسهای اعدام ایرانیان کُرد توسط رژیم اسلامی

2011/10/23

عکسهای زیر گوشه ای از جنایات بیشمار جمهوری اسلامی را نشان میدهد. ظالمان حاکم بر ایران فریادهای حق طلبانه هموطنان کُرد و دیگر خلقهای ایرانی را همیشه با گلوله پاسخ دادند و آزادیخواهان را بیرحمانه کشتند. این صحنۀ تیرباران نمونه ایست از هزاران صحنۀ دلخراش دیگر که تا به امروز بارها به صور گوناگون تکرار شده است و ما ملت با سکوت خود موجب ادامۀ آن شده ایم.
در تابستان 1358 گروهی از پاسداران جنایتکار (که شریانهای اقتصادی کشور را به انحصار خود درآورده اند تا خون ملت را بمکند)، همراه با خلخالی ملعون که از خمینی دستور کشتارها را گرفته بود، در فرودگاه سنندج دسته دسته جوانان کُرد را که چیزی جز عدالت نمی خواستند، به رگبار گلوله می بستند و حتی به زخمی ها هم رحم نمی کردند.
(more…)

لیستی گیراوانی کوردی مەحکوم بە ئیعدام

2011/10/22

لەم ساڵانەی دوایی دا زیاتر لە 10 گیراوی سیاسی کورد لەسێدارە دراون و هەر ئێستاش ناوی 15 نەفەر لە بەر دەست دایە کە بە ئیعدام سزا دراون و چاوەڕوانی جێبەجێکردنی حوکمەکانیان دەکەن.
زێنەب جەلالیان/ حەبیب لەتیفی/ حەبیب گوڵپەری پوور/ شێرکۆ مەعارفی/ ڕەشید ئاغکەندی/ مستەفا سەلیمی/ ئەنوەر ڕۆستەمی/ سەید جەمال محەممەدی/ سەید سامی حوسێنی/ عەبدوڵا سەروەریان/ عەلی ئەفشاری/ محەممەد عەبدوڵاهی/ عەزیز محەممەد زادە/ زانیار مرادی/ لوقمان مرادی
هەر لە ماوەی ئەم ساڵانەی دواییشدا ئەو گیراوانە لە سێدارە دراون
حەسەن حیکمەت دەمیر/ 20ی دێسەمبەری 2007/ زیندانی خۆی/ 29ی سەرماوەزی 1386
فەرزاد کەمانگەر/ عەلی حەیدەریان/ شیرین عەلەم هولی/ فەرهاد وەکیلی/  گرتووخانەی ئێڤین/ تاران/ 19ی گوڵانی 1389/ 9ی مەی 2010
حوسێن خزری/ گرتووخانەی ورمێ/25ی بەفرانباری 1389/ 15ی ژانویەی 2011
ئێحسان فەتاحیان/ گرتووخانەی سنە/ 20ی خەزەڵوەری 1388/ 11 نوامبر 2009
فەسیح یاسەمەنی/ گرتووخانەی / چوارشەممە 16ی بەفرانباری 1388/ 6ی ژانویەی 2010
عەزیز خاکنەژاد/ گرتووخانەی کرمان/ 12 ڕەزبەری 1390/ 4ی ئۆکتۆبری 2011

7ی خەرمانان، ساڵڕۆژی تیربارانکردنی 20 هاوڵاتی سەقزیە

2011/08/28
"خلخالی سقز" امروز هفتم شهریور ماه سالروز اعدام 20 تن از مردم در شهر سقز است. در ساعت 7 بامداد 6 شهریور 1358 در ادامه زنجیره اعدام های پادگانی پس از صدور فتوای خمینی، خلخالی جلاد 20 تن از اهالی این شهر برای انتقام مقاومت عظیم چندروزه پس از لشکرکشی به کردستان در پادگان سقز تیرباران کرد. احمد سعیدی، قادربهار، محمد بابامیری، رسول امینی، ناجی خورشیدی، کریم رضائی، انور اردلان، سیف اله‌فیضی، علی فخرایی، عبداله بهرامی، سیدحسن احدی، محمد درویش نقره‌ای، کریم شیرینی، ابوبکر حمیدی، احمد مقدم، جلیل جمالزاده، کشی زاده، محمد غفاری، طاهرخطیبی، ناصر حدادی ….. نام و یاد و راهشان گرامی باد….. عکس: خلخالی در پادگان سقز قبل یا بعداز اعدام ها. (more…)