Posts Tagged ‘ڕۆژهەڵات’

نقد از درون و بایدها و نبایدهای تحلیل همەپرسی باشور – جلال حسینی

2017/06/30

به بهانەی مقالەی “کردایتی با ذهنیت قبیلەای” دکتر صلاح‌الدین خدیو

چنان که از قرائن پیداست موضوع رفراندم باشور بسی فربەتر و فراخ‌تر از آن است که موافقان و مخالفان آن به ذکر اشاراتی گذرا دربارەی آن بپردازند و بگذرند. حق هم همین است. برخی از موضوعات، حضور اشخاص درگیر را، جدی‌تر، پروپیمان‌تر و آمادەتر طلب می‌کنند. اگر موضوعات خرد، بنابە سرشت خرد بودنشان تنها توان استحصال بخش‌های کوچکی از دانستەهایآدمی را داشتە باشند، از آن‌سوی پرداختن به موضوعات کلان‌تر، در مقیاس بسیار بیشتری به استخراج لایەهای پنهان گرایشات و دانستەهای او و هم‌چنین به برساختن لایەهای تازەای از هویت او می‌انجامد. صورت‌بندی یک موضع دقیق و روشن دربارەی موضوعی مانند رفراندم باشور تنها به همین موضوع محدود نمی‌ماند. آدمی باید تلکیف خود را دربارەی بسیاری از موضوعات دیگر روشن‌ کردە باشد تا نوبت به این موضوع هم برسد و من خرسندم از این‌که گفتگو دربارەی این مطلب، به شفاف شدن بسیاری از موضوع‌های دیگر و موضع‌های دیگر از هر دو سو می‌انجامد.
ظاهرا نقد من از یادداشت دکتر خدیو، این دوست گرامی را چنان برآشفته که باعث شدە است وی در جوابیەای بسیار عتاب‌آلود و با لحنی خشمگین صاحب این قلم را مورد خطاب قرار دهد و او را بەواسطەی بوالفضولی‌هایش مورد مٶاخذه و شماتت شدید قرار دهد.
لحن خشمگین خدیو در مقالەی “کردایتی با ذهنیت قبیلەای” از اصطلاحات خلق‌الساعەای مانند “ملی‌گرایی روش‌شناختی” عیان است و هم‌چنین از اصطلاحاتی که از فرط عصبانیت و شتاب در نوشتن جوابیەای “دندان ‌شکن”، طعن‌آلود بەکار گرفتە شدەاند؛ مثلا اصطلاحی مانند خرقەپوش که ظاهرا دوست ما خواستە تا با تکرار در نسبت دادن آن به من، طعنی مکرر درپنهان شدن هویت صاحب این قلم زدە باشد.کسانی که در حدی متوسط با زبان فارسی آشنا هستند می‌دانند که پوشیدن خرقە سیمای کسی را نمی‌پوشاند. خرقە، عبا و جبەای بود که صوفیان بە تن می‌کردند و اتفاقا به این علت هم بە تن می‌کردند که هویت صوفیانەشان را آشکارتر نشان دهند و نهایتا خرقە، خلعتی بود که یک پیر طریقت برای نشان دادن انتقال اقتدار معنوی قوم، به سالکی می‌بخشید که “واصل” شده بود. (more…)

یادداشت: هفت پرده بنیادگرایی در کردستان ایران – هیمن سیدی

2017/06/23

یک: زمانی که زندانیان سیاسی کردستان در واپسین ماه‌های حکومت پهلوی از زندان آزاد شدند، احتمالاً حتی یک فرد مذهبی و معتقد به اسلام سیاسی در میان آنها نبود. برعکس سراسر ایران که اسلامی‌ها بخشی از زندانیان سیاسی را تشکیل می‌دادند (با دو محوریت طرفداران خمینی و طرفداران علی شریعتی) همه زندانیان سیاسی کردستان به گروه‌های چپ و ملی و دمکرات تعلق داشتند.

در دوران محمد رضاشاه پهلوی حتی برای یک روز هم جنبشی اسلامی در کردستان شکل نگرفت. مردم کردستان حتی در حرکتهای خودجوش و اجتماعی هم یکبار شاهد تجمعی، اعتراضی یا حمله به میخانه و سینمایی نبودند اما در همان سالها صدها فعال سیاسی چپ و دمکرات در زندان بودند در تبعید به سر می‌بردند و اولین جنبش مسلحانه علیه شاه هم –پیش از جنبش سیاهکل- در کردستان و توسط کمیته انقلابی حزب دمکرات کردستان شکل گرفته بود. اسلام سیاسی در کردستان غایب مطلق بود. رهبری و سازماندهی تجمعات و تظاهرات منتهی به انقلاب هم توسط همین نیروهای چپ و دمکرات شکل می‌گرفت.

دو: پس از پیروزی انقلاب و گرایش آن به سمت اسلامی شدن، اولین تنش در اسفند ۱۳۵۷ در سنندج آغاز شد. متأثر از فضای انقلاب در مرکز ایران، عدهٔ هم درر این شهر به محوریت احمد مفتی‌زاده گرایش‌های اسلامی پیدا کرده بودند و در رویداد نوزوز خونین سنندج در کنار نیروهای دولتی ایستادند.

با وساطت آقای طالقانی و با برکناری تیمسار قرنی که خودسرانه دستور حمله را صادر کرده بود، فضای سنندج آرام می‌شد و با موافقت همه گروه‌ها اولین انتخابات کردستان – و اولین انتخابات ایران پس از انقلاب هم- در سنندج برگزار شد و شورایی متشکل از چپها و مستقلها و همین اسلامی‌ها هم تشکیل شد اما طبق اسناد کتاب زندگی‌نامه طالقانی هنوز هیئت اعزامی به تهران برنگشته بود که با تحریکات بنی‌صدر و رفسنجانی، گروه مربوطه اعلام کردند که ما شورا را قبول نداریم و تنها شورای اسلامی را قبول داریم! اصطلاح شورای اسلامی اولین بار آن زمان به کار برده شد. حتی ماه‌ها پس از آن زمانی که انتخابات مجلس برگزار شد، هنوز نام آن، `شورای اسلامی` نشده بود. (more…)

سلفی‌ها در کردستان؛ انتشار گزارش محرمانه‌ای از سال 1393

2017/06/10

تێبینی: ئەو ڕاپۆرتە لە لایەن وەزارەتی ناوخۆ/کشور ئێرانەوە ئامادەکراوە و مەبەست لە دانانی لەم وێبلاگەدا ئاشناکردنی خوێنەر بە شێوەی کاری ناوەندە ئەمنییەکانی ئێران و چۆنییەتی زانیاری کۆکردنەوە و سیاسەتداڕشتنیان لە کوردستانە

دیروز تهران، ایران و جهان در شوک دو حمله تروریستی در تهران بود. حمله ای که پنج ساعت به درازا کشید تا خاتمه یابد و در آن 12 شهروند ایرانی جان خود را از دست دادند و دهها نفر مجروح شدند. ساعاتی بعد وزارت کشور ایران اعلام کرد که تروریست ها ایرانی بوده اند. از فیلمی که گروه داعش از حمله تروریستها منتشر کرده بود و آنها به عربی صحبت می کردند روشن شده بود که حمله کنندگان عرب زبان نیستند بلکه عربی را آموخته اند. آنها کجا آموخته بودند؟ چطور به داعش پیوسته بودند؟ در کدام منطقه ایران داعش می تواند یارگیری کند؟ نظرها متوجه کردستان شد.

کردستان ایران مستعد رشد گروههای افراطی مذهبی است. نوعی طالبانیسم کردی با رنگ تند سلفی و تکفیری در این منطقه در حال رشد است. یعنی گروههای مذهبی که بشدت ضدشیعه هستند و با تکیه بر سیاست های ناکارآمد دولت و حاکمیت در منطقه کردستان به یارگیری برای فکر منحط و خطرناک خود می پردازند.

برای اطلاع همگانی از عمق و جدیت مساله متن پی.دی.اف گزارش مفصلی را منتشر می کنیم که سال 1393 در قالب یکی از شماره های مجله راهبرد منتشر شده است؛ مجله ای که انتشار بیرونی ندارد و از طرف وزارت کشور صرفا برای مدیران منتشر می شود.

مطالعه گروههای سلفی در کردستان موضوع پایان نامه های دانشگاهی هم بوده است. امری که خود نشانگر رشد سریع این گرایش در کردستان است. برای نمونه مقدمه یکی از پایان نامه ها را می آوریم: (more…)

اتحادیه میهنی و ایران؛ سه دهه روابط پرفراز و نشیب – دکتر صلاح الدین خدیو

2016/11/04

selah-xediw.jpgمحتوای دیدار هیات عالیرتبه اتحادیه میهنی کردستان با دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گرچه عمیق و دیرپا بودن روابط فیمابین را به نمایش گذاشت، اما بیانگر تمام فراز و نشیبهای این رابطه قدیمی نبود. اتحادیه میهنی گرچه امروز رابطه ای همطراز مجلس اعلای اسلامی عراق با جمهوری اسلامی دارد، اما کمتر کسی می داند که در گذشته روابط این دو جزر و مدهای مهمی به خود دیده است.
🔸انقلاب هنوز پیروز نشده بود که هیاتی از اتحادیه میهنی در نوفل شاتو به دیدار رهبر انقلاب رفت تا حمایت همه جانبه خود را از آن اعلام نماید. فواد معصوم رییس جمهوری فعلی عراق یکی از اعضای این هیات بود. در سالهای اخیر جلال طالبانی پیشینه این روابط را گامی عقبتر برده و آن را به دوران اقامت بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی در نجف می رساند.
🔸با پیروزی انقلاب اسلامی، اتحادیه میهنی عملا به یکی از بازیگران اصلی بحران کردستان ایران تبدیل شد. غیر از برخی روزنامه های تهران که دست این حزب را در ناآرامیهای کردستان می دیدند، این گروه از جانب حزب دمکرات کردستان ایران متهم بود که در پشت تاسیس سازمان نوپای کومله قرار دارد.
بدلیل این مساله و نیز تحویل دو عضو حزب دمکرات به ساواک در ماههای منتهی به انقلاب رابطه این دو گروه، چندان دوستانه نبود. (more…)