درآمد

در دو دهه پایانی قرن بیستم و از بطن آنچه که به طور گسترده‌ای بحران مارکسیسم نامیده می‌شد اندیشه‌های جدیدی سربرآوردند که، در گسست و پیوستگی همزمان با ایده‌های مارکس، کوشیدند هم دست آوردهای تازه علوم انسانی و هم ساختار به شدت تغییر یافته جامعه سرمایه داری را وارد محاسبات نظریه رادیکال نمایند. این اندیشه‌ها که تحت عناوینی چون پسا-مارکسیسم و چپ نو نامیده می‌شدند، در ابتدا خصلتی عمدتا آکادمیک داشته و به همین دلیل از سوی مارکسیست‌ها مورد انتقاد قرار بودند. گذشت زمان اما منظره را تا حد زیادی تغییر داد. امروزه ایده دموکراسی رادیکال که برون داد سیاسی این اندیشه هاست تا حد زیادی در چهارگوشه جهان مورد توجه قرار گرفته و در بسیاری از کشورها به برنامه عمل احزاب جوان و بالنده تبدیل شده است.

این شکل تازه سیاست رادیکال که می‌توان آن را سیاست رهایی (در مقابل سیاست انقلابی) نامید، بر سر موضوعات ایده کمونیسم و شخصیت سوژه رهایی بخش- یعنی سوژه یا سوژه‌هایی که چپ را علیه رژیم‌های سرکوبگر قدرت سازماندهی خواهند کرد- از مارکسیسم کلاسیک فاصله می‌گیرد.

(more…)